او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بماندمن سخت که دلبسته شدم او به گمانموابسته شد اما نه در آن حد که بماندمی رفت و دل ساده ام آنقدر به خود گفت:شاید که مردد شده شاید که بمانددیروز خدا خواست به من عشق ببخشدامروز هم ای کاش بخواهد که بماندتکرار همین خاطره ها داغ دلم شدداغی که بماند که بماند که بماند#حسین_عباسپور♥️☕️ @caafee
گشود پنجره را ... غرق صبحگاه شدمهوای عشق "دمشگرم" روبه راه شدمدوید عطر تنش در فضای این دلِتنگعمیق شد نفسم لحظهای و ... آه شدمبه یک پیالهی کوچک همان دو دست زلالجوانهای زدم از خاک خود گیاه شدمدلم شروع شد از سیبهای معصومشکه سینه سوختهی اولین گناه شدمبه دور گردنم انداخت بازوانش رابر آن دو شاخهی سرمست، تکیه گاه شدمبرای خود فقط از چشم من نظر میخواستمیان این همه آیینه... من نگاه شدممرا به قاب کشید از سیاه چالهی شبدرون پنجرهی صبحگاه... ماه شدم...!#اصغر_معاذی♥️☕️ @caafee