از خویش گذشتم، به تو پیوستم و دیدمدر خویش نهان، شوقِ غزلخوان شدنم رادر آینهٔ چشم تو جانِ دگری یا…
انتشار: 2026/08/19 17:16 UTCدریافت: 2026/08/26 01:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 01:40 UTC
از خویش گذشتم، به تو پیوستم و دیدمدر خویش نهان، شوقِ غزلخوان شدنم رادر آینهٔ چشم تو جانِ دگری یافتاین عشق، عیان ساخته حیران شدنم رااز شب گذرم داد نفسهای تو، تا عشقخورشید بَرَد پرتوِ تابان شدنم راویرانه اگر بود دلم، مِهر تو آموختآیینِ تبوتابِ پریشان شدنم را#هدیه_سمواتی#همسراییگروهادیبانه#بیستوهفتممرداد۱۴۰۵
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — همسـُرایی ادیبان ایران
کسب اجازهاجازهده که من نهم سری برآستانه ات نیامدی به خانهام؛ مرا ببر به خانه اتمگوکه رنج میبرم ز شکوههای روز تومگوکه خسته میشوم ز گریۀ شبانهاتنه شکوهای نه گریهای؛نه چالشی کنم دگراگر تو نیز بگذری ز خوی خودسرانه اتامید وارم از وفا، بجویی این دل مراوگرنه، شکوه میبرم بهخالق یگانه اتهزار زاهد زمان، به رخ زر و به قد کمانبهمحضرتو هریکی فسونشد ازفسانه اتکبوتر دل مرا چه زود، جلد کردهای!به لفّونشر، خالولب شدندآبودانهاتچو گفتمت نشانبده دلیکه بند زلف توستتو گفتی این زمان، بجو ز شانه ام نشانه اتسکوتکرد لب عجب زوصف شهدآن دولبمگر خبر دهد دهان ز طعم سیب چانه اتچو لفظ«الهام» نشد مناسب وزنغزل،«مفاعلن مفتعلن» رفع کند بهانه ات#دکترسیدمحمود_الهامبخش#گروه_ادیبانه۱۴۰۵/۶/۳
#مطلعسیصدوهشتادوهشت #گــروهادیـبـــانایران#سوم_شهریورماه۱۴۰۵ ─═༅ 𖣔༅═─؏ــــرض ادݕ و ارادت و مهر ، تقدیم شما شاعــر فرهیختــه گروه فاخــر ادیبــانــه و سپاس از همراهی ارزشمندتان ═ঊঈ❁✍❁ঊঈ═ #چالشغزلسراییهفتگی#مبنای_فراخوان_همسرایی▫️ کنار تو نشسته ام، به اعتبار شانه اتدوای درد من شده ،حضور بی بهانه ات#باران_قیصریوزن:مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن بحر:رجز مثمّن مخبون.ردیف:ندارد.ساختار قافیه:مصوّت بلند «آ» و صامت نون با کسره به صورت «ـه» و همزۀ فتحهدار و ضمیر ساکن «ت»:(-----ٰانه ات).قافیههای نمونه:(با حذف الف واسطه و ضمیر ت)شبانه(پسوند)/آستانه/چانه/خانه/دانه/سرانه، خودسرانه(پسوند)/فسانه/شانه (به دو معنی)/نشانه/عارفانه(پسوند)/عاشقانه(پسوند)/یگانه/لانه/زمانه(پسوند«ه»)/جوانه/روانه/بهانه/میانه(پسوند «ه»)/آشیانه/تازیانه.یادآوری مهم:در این وزن، نمیتوان هجای میانی مصراعها را از نوع کشیده یا سهحرفی برگزار کرد؛نگار من که عطسه کرد(نادرست)به پاش صبر میکنمنگار من که عطسه زد(درست)به پاش صبر میکنمساعت شروع برنامه:ساعت ۲۲مدیریت نقـــد و کارشــــناسی:#دکترسیدمحمودالهامبخش#مطلع۳۸۸قدردانِ لطف و همراهیِ همیشگی شما عزیزان و ادیبان هستیم.❀✦•❁❁❀
🔻 3⃣8⃣8⃣ 🔻
تو ای ساقی بیا پر کن لبا لب جامی از می را خرابم من، بگیر امشب در این میخانه جانم را #فرهاد_ایمانینگاهم ساکن میخانهی چشم تو شد امانمیدانست این ساقی فقط جام بلا دارد#هادی_محمدحسنیمنتخب ارسالی بانو راحلهآن که دل خود به تو داده منم در ره عشق تو آواره گشته منم#عیسی_فرجیمستی ی جامِ تهی ی آخرین پیک منیرفته از دست حواسم تو بیا هوشم باش#شهرام_نهاندر دلِ شیدای من غوغای یک دلواپسیستعشق یا دردی که دارم، حاصل دلدادگی ست.#ش_ترکاشوندمستی چشمان تو ؛ از جام می بالاتر استچهره ی زیبای تو ؛ از هر گلی زیباتر است#مهدی_آهیجام چشمان تو در خویش مرا گم کردهمنِ سرمست، در اندیشهی پیدا شدنم#شیرین_روشنسرخوش از میسار لب ها و دو چشمانت منممی شود با جرعه ای تازه کنی جان و تنم#امیرارسلان_رضاپوربلبل مست کنار شاخه شورت منممن به سبک یک صدا در موجهایت ساکنم #حمیدموثقیدامنم پروانه های می زده بسیار دارددر سرای گل فروشان غنچه ی سیّار دارد#احمدیدر کامِ جان مِی ریخته مژگان به مژگان چشمِ تودر پیچ گیسویت دلم تفسیر دیگر می کند...#پندار_زنگنهمی شکوفد مثل غنچه باده های چشم توچون گلستان میشود پر عطر و گل پیراهنم#شرافتقلعهنویمست میگردد دل من از شرابِ بوسهاتماه میتابد اگر آغوش تو پیراهنم#ر.نیکوساقیا امشب بیا مستم کن از آن باده اتآنچنان مستم کن امشب تا شوم دیوانه ات #سعید_احمدجامیدر خرابات دلم مستی تو پایان نداردهر چه می ریزی عطشناک است بر جان و تنم#مهرانگیز_عباسی «ارمیس»
شهرام آذین:اشعار چالش ادیبانه:⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️تک بیت های سروده شده روز شنبهاشعار سروده شده در پاسخ به شعر چالش سپاس و قدردانی بیپایان از همراهان فرهیختهای که با ذوق و هنر خویش، طنین شعر را در چالش تکبیت، معنا بخشیدند.بیت ارائه شده در چالش ساقی میخانه ی مستی چشمانت منمباده از چشم تو می ریزد به روی دامنم#کبری_صیادی_همااشعار ارسالی شاعران ادیبانهچه چشمانی گمانم کل هستی هست در چشمت یقینا ساغر و میخانه و ساقی است در چشمت#شهرام_آذینآن زمین لرزه که از گرمی آغوش تو بودکاش میخورد به من تا که بلرزد بدنم#بیژن_عظیمیمن همان مستم که هوش از ساغر چشمت ربودسر به پای خاکِ کویَت تا قیامت مینهم#امیرپرهام_عبدیچون ساقی شده ای عشق می ناب من استهر کجا چشم تو خندید، همانجا وطن است#ستاره_حسینییادمان رفت و چون خاطرمان خالی گشت هرکه از راه رسید عشق خطابش کردیم#محمد_ممتازمی کشد چشم تو ما را به خمار ای ساقی ...#سلمان_ساوجیمنتخب ارسالی بانو پاییزانچون ذلیخا مست و مدهوشت منمگرمی بازار یوسف در تنم#نازگل_میم_غینهمچو آواری ست برمن زندگانی نازنینهست آغوش تو تنها تکیه گاه و مآمنم#حسینی_fاي ساقى خوش كامان،مَست از مى جانانهمن مستِ مىِ عشقم، نِى باده و پيمانه#علي_رضا(صوفي)وای بر من گر تو از میخانه ها دل کنده باشیمن چگونه بی می و ساقی از اندوهم بگویم.#فاطمه_بختیاریدعوی ساقی گری را کم بکن صیادِ جاناز پیِ صیدت برو ، ما دورِ مجلس می زنیم#شمس_امجدیچون شما میخانه را کردی برایم جای عشقمست چون دیوانه ها هر شب دعایت می کنم#منصور_محمدیچشم تو جام شراب و مست دیدارت منمتا سحر هم باده عشقت که دلدارت منم#ناهیدمن شدم چون دوره گردی گرد شهر عشق تو کوله بارم خسته از تکرار رنج مشق تو#نسرین_تیموری_مهرجامِ چشمانِ خمارت مستِ مستم می کندساقیِ پیمانه ات باده پرستم می کند#فهیمه_کرامتدیده را مست از می ناب تو دیدم، ساقیاباده از چشمان تو ریزد همی بر من، بیا#راحله_هاشمیمِی فروش و باده نوش چشم ِ مست ِ تو منممن که از خمخانه ی چشمان تو دَم می زَنَم#مدرسمیچکد از جامِ چشمانِ شرابآکندهات.. "نشئهی خُمخانهی شیراز" دائم بر تنم!#یاس_امینیدلنوازی می کند با آیه های زندگیبا نگاهش می برد از جان تمام خستگی#زهرامحمدرسولیباید به حالِ مستی خود! آب و تاب دادشاید ، دُمی به خمره زدیم و جواب داد#پرویز_شالیقسم به مستی چشمت،قسم به ناز نگاهتکه من هنوز همانم،اسیر چشم سیاهت...#مرجانتا ساقی ی میخانه ، دو بیت از غزلم خواند غوغا شد و اندیشه ی محراب، عوض شد#محمد_علی_شیردلمنتخب ارسالی بانو فاطمهسر به روی دامنش بگذاشتم، رؤیا شدمغم به این اندک رهایی از دلم، خندید و رفت#حورا_خورشیدشاعر دیوانهی بیتابِ چشمانت، منمشعرِ تر میبارد از چشم تو، بر دشتِ تنم#کبری_رحمتی «بیتاب»مو پریشان کن و در شهر دلم زلزله کندل دلمند مرا با دل خود یکدله کن#عین.سین.ققنوسچون قهوهی چشمان تو شد تلخی شیرینطعم تو بگیرد همهی خاطره هایم#مهرداد_آراراوی چشمانت منم زیباترین رویای منمست و خرابم میکنی آرامش فردای من#لیلاگروسیمرزهای پیکرت را درنوردیدم و شد باز هم لبریزِ عطر بودنت پیراهنم#اکرم_محمدیچشم. تو چون باده ریزد بر دل دیوانه اممن فدای آن نگاهی. کز تو دارد خانه ام#صبا_امیریچشم ساقی مثل چشم مست آهوی ختنلرزه اندازد به گیسوی پریشان سخن#مصطفی_امستم از میخانه ی چشمان زیبای نگارباده از جام نگاهش سر رود دیوانه وار#لیدا_غلامیدامنم را پُــر بکن از آن شرابِ ناب خود چشم مستم را نما هر لحظه ای بی تاب خود #نیره_فتحیتا کجا ها می رمی از دشتهای دامنم؟؟کاش آهوجان بدانی، شیر در شکل زنم#اڪـرمــ_نورانیمن بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلیچیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی#افشین_یداللهیمنتخب ارسالی بانو تاراارغـوانـی و گـوارا در کـفـم عـنـبر شمیـمحال در گوشم بگو ،ساقی، شرابم داده ای#سپهرخسرویدستِ گُل را کاشتی در سینهی من بارهایک درخت پر ثمر، با رنگ خورشید آمده#مرتضی_حسینیمن به شوقِ تو گرفتارِ همین خویشتنمباتو درخلوتِ خود صاحبِ صد انجمنم#باقر_اکبریبا گل لبخند تو گل روید از هر منظرهخنده زن پر گل شود از خنده هایت گلشنم#محمد_هدایتجادویِ نگاهِ تو ، آورده به سامانم!چشمان تو مستی را کی ریخته در جانم؟#فروزنده_مستوفیآن که بوده روزو شب همواره قربانت منم عاشق و دیوانه و زارو پریشانت منم #علیاکبر_رحیمیساقی بریز جرعه ای ازجام یادِ او چشمی به راه هست که یک دم خمار نیست#رقیه_خداویردی
