یادتونه؟سال رو با هم شروع کردیم.خوندیم،خوندیم،آزمون دادیم...گفتن یازدهم قطعی هست.حرص خوردیم.دعا کردیم حداقل تاریخ نباشه.جنگ شد.باز جنگ شد.عید عجیبی شروع شد...کنکور اردیبهشت تعویق خورد.باز تأکید میکردن یازدهم قطعی هست.فهمیدیم فرهنگیان اردیبهشت نیست.پس کی هست؟معلوم نیست.باز گفتن یازدهم باید قطعی باشه.و امتحان نهایی خرداد داشت میرسید...جنگ ادامه داشت.جنگ، ترس...امتحان خرداد کنسل شد.کنکور تیر کنسل شد.جنگ...نهایی یازدهم، ۶ درس قطعی هست.تاریخ نهایی کی هست؟معلوم نیست.کی مشخص میشه؟معلوم نیست.نهایی شروع شد.یازدهم تأثیر مثبت شد.وسط نهایی جنگ شد.بچههای جنوب امتحان ندادنیه هفته قبل کنکور داشتم امتحان میدادم...رفتیم کارت ورود به جلسه رو گرفتیم.و باورم نمیشه...کنکور شروع شد.و تمام...نهتمام نشدکسی از خودِ من پرسید توی این مدت چی کشیدم؟کسی از گریههای شبانهم خبر داشت؟کسی میدونست من چی میکشم؟اطرافیانم، مشاورم، خانوادهم، حتی نزدیکترین آدمهای زندگیم...«درس بخون.»«بهونه نیار.»«همهچی رو برات فراهم کردیم، پاشو...»پاشوووو...و اما من و تنهاییهام.آره...الان تمام شد.شاید خیلی از شما هم توی این مدت همین حس رو داشتید؛خسته بودید، ترسیده بودید، گریه کردید، ولی باز نشستید و خوندید.من فقط میخوام بدونید که میفهممتون. 🤍تجربیها، فقط ۲ روز دیگه مونده.ریاضی و انسانی، ۳ روز.این چند روز آخر، دیگه خودتون رو سرزنش نکنید.آروم باشید و هرچی در توانتونه انجام بدید.شما فقط برای یک کنکور نجنگیدید؛برای دوام آوردن توی یک سال سخت جنگیدید. 🤍EslamifarAcademy