. پزشکیان: آیت الله مجتبی خامنهای در سلامت کامل استمسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در نشست با دبی…
انتشار: 2026/08/10 17:37 UTCدریافت: 2026/08/12 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 02:40 UTC
. پزشکیان: آیت الله مجتبی خامنهای در سلامت کامل استمسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در نشست با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی، با اشاره به دیدار اخیر خود با امام سید مجتبی خامنهای، گفت او «کاملاً سالم» است.پزشکیان با اشاره به طولانی بودن این دیدار اظهار کرد: «کسی که میتواند هفت تا هشت ساعت بنشیند و بحث کند، نمیتواند از نظر سلامت مشکلی داشته باشد.»به گفته رئیسجمهور ، در این دیدار درباره مهمترین مسائل روز کشور، از جمله تحریمها و اختلافات در سطح حاکمیت گفتوگو شده است.پزشکیان همچنین گفت مهمترین توصیه با سید مجتبی خامنهای در این دیدار، حفظ «وحدت و انسجام» بوده و تأکید شده است که از هرگونه اظهارنظر یا اقدامی که به اختلاف و تفرقه در ساختار حاکمیت منجر شود، پرهیز شود.🅱t.me/baloutestan
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 13 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — بلوطستان | baloutestan
.پروژه راه پلدختر - معمولان-خرمآباد تامین مالی شددر دیدار استاندار لرستان و نماینده پلدختر در مجلس با مدیرعامل بانک ملی ایران رقم خورد؛تامین مالی ۳۳۰ میلیارد تومان برای راه پلدختر -معمولان- خرمآبادهمچنین موضوع پرداخت اعتبارات ماده ۵۶ این پروژه که با مشارکت کنسرسیومی بانکهای ملی، سپه و پاسارگاد دنبال میشود، مورد پیگیری قرار گرفت و مقرر شد طی یک ماه آینده مبلغ ۳۳۰ میلیارد تومان از سوی بانک ملی برای این پروژه تخصیص یابد.تاکید نماینده پلدختر بر بر ضرورت پرداخت اعتبارات ماده ۵۶ و تزریق منابع مالی به پروژه چهار خطهبازوند معاون وزیر راه : قطعه یک جاده پلدختر ـمعمولان- خرمآباد در آستانه افتتاحنماینده پلدختر در دیدار با بازوند معاون وزیر راه :جاده پلدختر - معمولان-خرمآباد یکی از مطالبات مهم و دیرینه مردم منطقه است؛در روند اجرای پروژه شتاب صورت گیرددستور عملیات اجرایی قطعه ویسیان به تنگ تیر توسط مهندس بازوند معاون وزیر راه و شهرسازی صادر و عملیات اجرایی آن به طول ۷ کیلومتر آغاز شد .🅱eitaa.com/baloutestan
.وقتی آسفالت یک رود خانه سوژه می شود مجید توکلی «نیما »خبر آسفالت شدن رودخانه الیگودرز سوژه بسیاری از رسانههای زرد شده است، سوژهای که هیچ استدلال کارشناسانهای پشت آن نیست. اینکه شهرداری الیگودرز برای ساماندهی رودخانهای که سالها منشأ بوی نامطبوع، آلودگی و نارضایتی شهروندان بوده دست به اقدام زده، چرا باید به سوژه تمسخر تبدیل شود؟ مگر قرار است هر کاری که در شهر انجام میشود، پیش از آنکه نتیجهاش دیده شود، در فضای مجازی مضحکه رسانههای زرد شود؟آسفالت بستر رودخانه، در این چارچوب، اقدامی در جهت رفاه شهروندان و ساماندهی یکی از نقاط شهری است که سالها به حال خود رها شده بود. این اقدام، بیسابقه هم نیست؛ سالها پیش نیز در الیگودرز ساماندهی این مسیر تجربه شده و همین محدوده در مقاطعی زمینه شکلگیری بازارچه و فعالیتهای اقتصادی و تجمعات ورزشی را فراهم کرده است. بنابراین کسانی که امروز با دیدن چند متر آسفالت چنان وانمود میکنند که گویی با اتفاقی عجیب و بیسابقه مواجه شدهاند، یا از سابقه شهر بیخبرند یا ترجیح میدهند آن را نبینندهر شهروندی حق نقد دارد ، اما نقد کارشناسی شده و منصفانه . اگر نگرانی فنی، زیستمحیطی یا عمرانی وجود دارد، باید با نظر کارشناسی و استدلال مطرح شود؛ نه با انتشار تصاویر و جملات کنایهآمیز و تلاش برای القای این تصور که شهرداری کاری عبث و مضحک انجام داده است. شهر با طعنه و کنایه اداره نمیشود و شهروندی که سالها با بوی نامطبوع و وضعیت نامناسب رودخانه مواجه بوده، حق دارد نتیجه این اقدام را ببیند و درباره آن قضاوت کند.اگر هدف از این ساماندهی، رفع یک معضل قدیمی، ارتقای بهداشت و منظر شهری، ایجاد دسترسی بهتر، فراهم کردن زمینه فعالیتهای اقتصادی و بازارچهای و حل مشکل کمبود پارکینگ باشد، باید از اصل چنین اقدامی استقبال کرد و درباره کیفیت اجرای آن مطالبهگری داشت.اما ظاهراً برای بعضیها مسئله نه بوی نامطبوع رودخانه است، نه رفاه شهروندان و نه آینده اقتصادی این محدوده، مسئله این است که شهرداری چرا کاری انجام داده است! این نوع نگاه، هیچ دردی از باران بی امان دردهای شهر ما کم نمی کند و مسیر پیشرفت لاک پشتی توسعه را به بن بست می برد همه میدانند الیگودرز سالهاست از کمبود زیرساختهای ترافیکی و پروژههای شهری رنج برده است. حالا اگر اقدامی برای ساماندهی یکی از نقاط مسئلهدار شهر آغاز شده، منطقیترین رفتار این نیست که با چند جمله تمسخرآمیز آن را به "خبر عجیب ایران" تبدیل کنیم. منطقی این است که بپرسیم: این پروژه چگونه میتواند بهتر، کاملتر و مفیدتر اجرا شود؟هر شهری برای پیشرفت به منتقد نیاز دارد، اما به منتقد منصف و مسئول؛ نه کسانی که هر اقدام اجرایی را پیشاپیش محکوم میکنند و بعد نام این رفتار را نقد میگذارند.به شهرداری الیگودرز و شورای ضعیفش نقدهای فراوانی وارد است ، اما انصاف حکم میکند عملکرد خوبشان را نیز حمایت کنیم شهر ما به اندازه کافی از"نداشتن ها " زیان دیده است. حالا که کاری در حال انجام است، بگذاریم ساخته شود، ببینیم و سپس منصفانه قضاوت کنیم.در آخر اگر این مسیر به یک محور شهری برای رفع ترافیک، بازارچه و فضای اقتصادی و ورزشی تبدیل شود و همزمان بخشی از مشکلات قدیمی آن برطرف شود، میتواند نمونهای از تبدیل یک مسئله قدیمی به یک فرصت تازه برای شهر باشد همانگونه که طرح ساماندهی رودخانه در سالهای گذشته نیز بهعنوان طرحی ارزشمند و ماندگار معرفی شده و برای آن ظرفیت ایجاد منافع شهری متصور بودهاند.🅱eitaa.com/baloutestan
.خاطره و مستندنگاری ماجراهای من و سیاستدر آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری۹علی گودرزیان ع پایداردر پاسخ به نامه ی رهبری شورای نگهبان در نشستی فوق العاده دکتر معین و مهرعلیزاده را تایید صلاحیت کرده است و رویای حداد عادل تعبیر شده و به این شکل در اردوگاه اصلاح طلبان هم انشقاق افتاده است.حالا مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده پس از تایید رهبری نظام، به شمار نامزدهای انتخاباتی افزوده شده اند از طرفی دیگر زمزمه های کناره گیری محسن رضایی پیش از برگزاری انتخابات به گوش می رسد در این صورت ارنج پنج به یک به چهار به سه تغییر می کند.همان گونه که گفته شد کنشگران انتخاباتی پیش از این روند، یارگیری کرده و ستادهای انتخاباتی را آماده کرده بودند حالا دوباره با قدرت به صحنه برگشته اند.من هم خوشحالم. پایم به زمین نمی رسد که دکتر معین به صحنه آمده است. فکر می کنم چقدر خوب است بعد از سال ها برای نخستین بار یک پزشک تحصیلکرده، یک دانشگاهی بی عمامه، یک کت و شلواری، یک کسی که فقط می تواند حرف حسابش را به شکل نوشته به مردم انتقال بدهد، رئیس جمهور مملکتم باشد.با این همه اگر چه رهبران جریان اصلاح طلب ادای تکثرگرایی در می آورند و از حضور نامزدهای بیشتر استقبال می کنند؛ اما می دانند که با کیاست حداد عادل ضربه فنی شده اند و قافیه را باخته اند.هواداران دکتر معین خود را "اصلاح طلبان پیشرو" می نامند و هواداران مهدی کروبی را به قدرت طلبی متهم می کنند. هواداران مهدی کروبی در استان لرستان بدنه ی مدیریتی استان هستند. کسانی که در هشت سال گذشته (دولت اصلاحات) مدیر بوده اند؛ البته که می خواهند این هژمونی از هم نپاشد؛ اما توده ی مردم به شکل طبیعی از دست این مدیران دل خوشی ندارند.مخالفت و روگردانی توده ی مردم طبیعی است. آنان خیلی در بند چپ و راست نیستند! مردم به شکل طبیعی کمال گرا هستند. آنان هر روز بیشتر در امور مملکت داری آگاهتر می شوند و می دانند که رفاه اجتماعی و خدمات عمومی وظیفه ی دولت هاست. مردم "عقد اخوت" با هیچ دولتی نبسته اند! اگرچه در این یک دهه سطح آگاهی سیاسی آنان بسیار بالاتر رفته است؛ اما هنوز به حدی نرسیده است که برای احقاق حقوقشان در دمای چندین درجه ی سانتیگراد زیر صفر چند روز و شب در خیابان بمانند!مطالبات مردم هر سال از سال گذشته بیشتر می شود؛ اما سرعت خدمت دهی دولت ها منطبق بر خواسته های جدید مردم نیست! بنابر این مردم دوست دار تغییرات هستند و فکر می کنند با تغییر مدیریت ها روند خدمت رسانی دولت سرعت می گیرد. بارها این تغییرات را تجربه کرده اند حالا دارند به این نتیجه می رسند که "هر سال میگن دریغ از پارسال" یعنی این تغییرات مشکل آنان را حل نمی کند!در پایان دولت اصلاحات با این که وضع اقتصاد مردم خوب شده است و تورم کنترل شده است و تولید ناخالص ملی افزایش یافته است و با همین پیش زمینه برنامه ی ۲۰ ساله تنظیم گردیده است؛ اما به دلایل زیادی مردم ناراضی هستند! با این که توده ی مردم توقع زیادی از دولت دارند؛ اما به نظر می رسد مردم می دانند دولت خاتمی چه تحویل گرفته و قرار است چه تحویل بدهد. هرچه هست مردم می دانند در آخرین سال کار دولت خاتمی در صندوق ذخیره ی ارزی نزدیک ۱۸ میلیارد دلار پول خوابیده است پولی که باید صرف تولید و سرمایه گذاری در کشور شود.همه ی دولت مردان باور دارند ریل گذاری خوبی در کشور انجام شده است و اگر قرار باشد به سمت توسعه حرکت کنیم همه چیز آماده ی جهش است.دولت خاتمی برای کم کردن تنش ها که شعار اصلی خاتمی در دوران انتخابات هفتم بود. غنی سازی را متوقف کرد. بهانه را از آمریکا گرفت تا کشور در سایه ی امنیت مسیر توسعه را طی کند. حالا انتخابات پیش رو بسیار مهم است. اگر مردم به ادامه ی دولت خاتمی رای بدهند کشور، رو به توسعه و پیشرفت می رود و ملت ایران در بیست سال پیش رو کشور اول منطقه خواهد شد؛ اما اگر مسیر دیگری پیش پای ملت گذاشته شود؛ ملت ایران در مسیر آمریکا ستیزی و تقابل با کشورهای جهان بیفتد، خدا بخیر کند! هیچ خیری در آن مسیر نیست و روشن نیست که چه می شود خدا کند مردم به انتخاب درستی برسند!بر اساس آنچه که امروز روزنامه های اصلاح طلب می نویسند گویا اگر مسیر خاتمی انتخاب نشود در آینده، جمهوریت نظام کم می شود و صدای پای چکمه ها (پوتین های نظامیان) بیشتر می شود.هنوز برای قضاوت و داوری زود است بعد از برگزاری انتخابات راوی تلاش می کند با گرد کردن آراء تحلیل خود را داشته باشد. ادامه دارد...🅱eitaa.com/baloutestan
. اعلام کناره گیری پزشکان بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی پلدختر به گزارش بلوطستان پزشکان بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی پلدختر با امضا و ارسال نامه ای به دکتر فرمانی رئیس این بیمارستان اعلام داشتند که با شرایط فعلی ادامه کار در این بیمارستان را ندارند.….پاسخ بیمارستان پلدختر به مطلب بلوطستان ؛ وقتی واقعیتِ کمبود پزشک با یک ادعای بدون سند وارونه جلوه داده میشوددر پی انتشار مطلبی در رسانه «بلوطستان» با عنوان «اعلام کنارهگیری پزشکان بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی(ره) پلدختر»، نکاتی در این گزارش مطرح شده که نیازمند شفافسازی و ارائه مستندات است.اصل موضوع، یعنی نامه یا اعتراض تعدادی از پزشکان اورژانس نسبت به شرایط کاری، موضوعی قابل بررسی است و قطعاً اگر مشکلی در روند خدمترسانی یا شرایط کاری پزشکان وجود دارد، باید از مسیر قانونی و مدیریتی پیگیری شود. اما آنچه محل ایراد است، نسبت دادن «تعارض منافع» و کمبود پزشک عمومی به دکتر فرمانی و القای این موضوع است که ایشان به دلیل منافع شخصی مانع افزایش پزشکان عمومی در بیمارستان شدهاند؛ ادعایی سنگین که برای طرح آن باید سند و مدرک مشخص ارائه شود.اینکه دکتر فرمانی همزمان رئیس بیمارستان و پزشک عمومی است، بهتنهایی هیچگونه تعارض منافعی را اثبات نمیکند. اگر ادعا میشود ایشان به دلیل منافع شخصی مانع افزایش پزشکان عمومی بیمارستان شدهاند، سؤال روشن از رسانه محترم بلوطستان این است:این ادعا دقیقاً بر اساس کدام سند، نامه، مصوبه یا مدرک مطرح شده است؟واقعیت موجود، بر اساس مکاتبات اداری و نامههای متعدد در مجموعه بهداشت و درمان پلدختر، تصویر متفاوتی ارائه میدهد. بیش از ۱۵ مورد مکاتبه در ۱۰ ماه گذشته درباره کمبود پزشک و ضرورت جبران نیروی پزشکی بیمارستان انجام شده و موضوع تأمین پزشک بارها از مسیرهای اداری پیگیری شده است.از سوی دیگر، در شرایطی که بیمارستان با کمبود پزشک مواجه است، دکتر فرمانی علاوه بر مسئولیت ریاست بیمارستان، ناچار به حضور در شیفتهای اورژانس نیز شده است؛ موضوعی که خود نشاندهنده شدت کمبود نیروی پزشکی است. همچنین در شرایط کمبود پزشک بیمارستان، بارها درخواست شده است که مطابق روال موجود در برخی دیگر از شبکههای بهداشت و درمان، پزشکان مراکز بهداشتی و درمانی نیز برای پوشش بخشی از نیاز بیمارستان به کمک گرفته شوند؛ موضوعی که طبیعتاً نیازمند تصمیم، هماهنگی و مدیریت در سطح شبکه و مراجع مربوطه است.بنابراین، نسبت دادن مشکل کمبود پزشک به شخص رئیس بیمارستان، بدون ارائه سند، نهتنها نیازمند اثبات است، بلکه میتواند موجب انحراف افکار عمومی از مسئله اصلی شود.اگر هدف، دفاع از حقوق مردم و بهبود وضعیت بیمارستان است، باید درباره اصل مسئله یعنی کمبود نیروی پزشکی، شرایط کاری پزشکان، فرآیند تأمین نیرو و موانع اداری و مدیریتی بهصورت شفاف، مستند و منصفانه اطلاعرسانی شود؛ نه اینکه با طرح اتهامی اثباتنشده، اعتبار یک پزشک و مدیر خدشهدار شود.از رسانه محترم بلوطستان انتظار میرود در انتشار مطالب، میان خبر مستند، تحلیل شخصی و اتهام تفاوت قائل شود. مطالبهگری حق رسانه و مردم است، اما انصاف و اخلاق رسانهای نیز اقتضا میکند پیش از نسبت دادن منفعت شخصی یا تعارض منافع به یک فرد، مستندات آن بهصورت شفاف ارائه شود.اگر سندی وجود دارد که نشان میدهد دکتر فرمانی مانع افزایش پزشکان عمومی بیمارستان شده است، انتظار میرود آن سند بدون ابهام منتشر شود. اما اگر چنین سندی وجود ندارد، شایسته است از نسبت دادن انگیزههای شخصی و ادعاهای اثباتنشده به ایشان خودداری شود.مردم پلدختر حق دارند بدانند مشکل کمبود پزشک دقیقاً کجاست و چرا بیمارستان با کمبود نیروی پزشکی مواجه است؛ اما پاسخ این مطالبه باید بر اساس سند، مکاتبات اداری، واقعیتهای موجود و مسئولیتهای هر بخش باشد، نه بر اساس حدس و برداشت.در نهایت، اگر قرار است درباره عملکرد مدیران حوزه سلامت نقدی مطرح شود، نقد مستند و مطالبهگری دقیق قطعاً حق رسانه و مردم است؛ اما انتشار ادعاهای بدون سند نیز نیازمند پاسخگویی و شفافسازی است.بنابراین انتظار میرود رسانه محترم بلوطستان، در صورت وجود، مستندات ادعای مطرحشده درباره دکتر فرمانی را منتشر کند و در کنار آن، مکاتبات مربوط به درخواست جبران کمبود پزشک در بیمارستان نیز مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد.مسئله امروز مردم پلدختر، کمبود پزشک و مشکلات ناشی از آن در بیمارستان است؛ این مسئله باید با شفافیت، مستندات و مطالبهگری دقیق دنبال شود، نه با نسبت دادن یک ادعای سنگین به یک فرد بدون ارائه سند تهمت و افترا زده شود🅱eitaa.com/baloutestan
.آتش بر خرمنِ آرزوها؛ تأملی بر بهای انسانیِ رویاروییها✍کامبیز کرمبیگی مقدمه: در کوچهباغ آرزوهای سوختهدر دل این سرزمین که تاریخش با حماسه و رنج گره خورده، پرسشی بیپاسخ در ذهن هر دغدغهمندی نقش میبندد: آیا در میان هیاهوی روزگار، حتی یک انسان خردمند یافت نمیشود که فریاد برآورد و پرده از این حقیقت تلخ بردارد که جنگ، جشن پیروزی نیست؛ آتشی است شعلهور که پیش از آنکه دامن دشمن را بگیرد، خرمن آرزوها و فرزندان همین خاک را خاکستر میکند؟ بنیهی دفاعی و قدرت موشکی، اگرچه سایهای از امنیت میگسترند، اما هرگز نمیتوانند پاسخی باشند برای پرسشهای بیپایان زندگی؛ پرسش از فردایی که در آن سوی ویرانیها، چه بر سرِ سفرههای خالی، کارخانههای تعطیل و چشمهای منتظر جوانانی خواهد آمد که به دنبال آیندهای روشنتر میگردند؟ _ بهایی که در ترازنامه نمیگنجد.بیایید برای لحظهای فرض کنیم که تمام موشکها به اهداف خود مینشینند و شهرهای دشمن در هالهای از آتش فرو میروند. پس از این فرجامِ ظاهراً پیروزمندانه، چه تصویری از ایران باقی میماند؟ آیا دل مادرانی که فرزندان خود را در کامِ این ماجراها از دست دادهاند، تسکین مییابد؟ آیا سالهای نابودشدهی نسلی که فرصتِ ساختن را از کف داده است، هرگز بازمیگردد؟پاسخ در یک اصل اقتصادی-انسانی نهفته است: هزینهی فرصت. بهای هر موشک، تنها فولاد و مواد منفجرهاش نیست؛ بهایش آن مدرسهای است که ساخته نشد، آن بیمارستانی که تجهیز نگردید، و آن ذهن نخبهای است که به جای پژوهش، صرف طراحی ابزار تخریب شد. هر موشکی که بر زمین دیگری فرود میآید، بخشی از سرمایهی مادی و توان آبادانی این سرزمین را نیز با خود به آسمان میفرستد. برآوردها نشان میدهد که با هزینهی ساخت تنها یک فروند موشک بالستیک میانبرد، میتوان هزاران کلاس درس مجهز، صدها کارگاه فنیوحرفهای و دهها مرکز درمانی در مناطق محروم بنا کرد. این یک حسابرسیِ بیرحمانه صادقانه است._جنگ و درسهای تاریخاز منظر علمی، یک جامعهی آباد، سیستمی پیچیده و منظم و حفظ این نظم نیازمند تزریق مداوم انرژی سازنده است: کار، تولید، علم و آرامش. جنگ، در مقابل، قدرتمندترین کاتالیزور برای افزایش آشفتگی است. جنگ، ذاتاً فرآیند فروپاشی نظم و تبدیل ساختارهای پیچیده (شهرها، اقتصاد، زندگی) به سادهترین حالت ممکن (آوار، فقر، مرگ) خواهد بود. در واقع، جنگ، جشنِ پیروزیِ آشفتگی بر تمدن است.[در ادبیات، اقتصاد، سیاست یا روانشناسی، کاتالیزور به عاملی (رویداد، فرد، ایده یا احساس) گفته میشود که شروعگر یا شتابدهندهی یک تغییر بزرگ است؛ بدون اینکه لزوماً خودش بخشی از نتیجهی نهایی باشد. همچون کلیدی که در قفل میچرخد؛ خودِ کلید درِ بازشده نیست، اما بدون آن، در هرگز گشوده نمیشد.]تاریخ، گواه این مدعاست. ژاپن پس از هیروشیما و آلمانِ پس از جنگ جهانی دوم، نه با توهمِ انتقام، که با تکیه بر عقلانیت، علم و کار بیوقفه، مسیر کاهش آنتروپی و بازسازی را در پیش گرفتند. آنها ثابت کردند که قدرت واقعی در ظرفیتِ ویران کردن نیست، بلکه در تواناییِ ساختن است. ویران کردن سادهترین کار ممکن است؛ اما ساختن، نیازمند بلوغ، دانش و خرد است.بخش سوم: راهکارهای عینی برای گریز از بنبستاگر این نقد را جدی بگیریم، ناگزیر از ارائهی مسیرهای جایگزین هستیم. پنج گام عملی زیر میتواند جایگزینِ منطقیِ رویاروییهای پرهزینه باشد:1_ اولویتبندی شفاف بودجهی دفاعی: سوق دادن بودجهی نظامی به سمتِ فناوریهای دفاعیِ هوشمند و پدافند غیرعامل که کارآمدتر و کمهزینهتر است.2 _دیپلماسیِ فعال و هوشمند: تعامل با جهان نه از روی ضعف، که از موضع عقلانیت برای کاهش تحریمها و گشودن دروازههای تجارت و سرمایهگذاری.3_ سرمایهگذاری در سرمایهی انسانی: ایجاد صدها بورس تحصیلی در رشتههای راهبردی (نانو، هوش مصنوعی) به جای هزینهی یک موشک؛ تا مغزهای ماندگار، جای موشکهای ویرانگر را بگیرند.4_ حمایت از تولید داخلیِ غیرنظامی: تزریق بودجهی آزادشده از بخش نظامی به کارخانههای نیمهتعطیل برای به گردش درآوردن چرخهای اشتغال.5_ گشودن فضای نقدِ مسئولانه: فراهم آوردن بستری برای نخبگان تا هزینههای واقعی و پنهانِ رویاروییها را تحلیل کنند و تصمیمگیریها بر پایهی دادههای عینی باشد.نتیجهگیری: ایرانِ فردا، در کارگاهِ امروز ساخته میشود.قدرت واقعی هر حاکمیتی که دغدغهی مردم خویش را دارد، در طنین بلندِ موشکهایش نهفته نیست؛ بلکه در بلندای صدای عقل، تدبیر و احترامی است که برای جان انسانها قائل میشود. ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، تشنهی عقلانیت و بیزار از مسابقهی ویرانی است. حقیقت عریان، این است که این سرزمین تنها با خرد، صلح، کار بیوقفه و دانش روزآمد شکوفا میشود.#نشریه_خبری_تحلیلی_بلوطستان🅱 eitaa.com/baloutestan
.خبر خوش برای کارگران شرکتی / مصوبه ساماندهی نیروهای شرکتی بالاخره ابلاغ شد بالاخره یکی از مهمترین مطالبات نیروهای شرکتی وارد فاز اجرا شد. معاون اول رئیسجمهور، مصوبه هیأت وزیران درباره ساماندهی پرداخت حقوق نیروهای شرکتی را به دستگاههای اجرایی ابلاغ کرد. بر اساس این مصوبه، از این پس حقوق، مزایا، پاداش و سایر پرداختها باید مستقیماً به حساب نیروهای شرکتی واریز شود، همچنین دستگاههای اجرایی دیگر اجازه انعقاد قرارداد جدید با شرکتهای تأمین نیرو را نخواهند داشت حالا چشم هزاران نیروی شرکتی به اجرای دقیق این مصوبه است؛ چرا که تجربه نشان داده فاصله میان ابلاغ یک مصوبه تا اجرای کامل آن گاهی طولانیتر از انتظار کارگران است./ ایسنا🅱t.me/baloutestan

