❇️🔴 🔸از امشب درکانال باغ نو شروع میکنیم: #جمله_های_ماندگار ((یادگاری از بزرگان و عزیزانمان)) ▪️دوست…
انتشار: 2026/08/14 17:08 UTCدریافت: 2026/08/15 17:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 17:30 UTC
❇️🔴 🔸از امشب درکانال باغ نو شروع میکنیم: #جمله_های_ماندگار ((یادگاری از بزرگان و عزیزانمان)) ▪️دوستان و همراهان کانال باغنو : همه ما جملهای از پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، معلم، دوست یا یکی از عزیزانمان در ذهن داریم که سالها در خاطرمان مانده و چراغ راه…✳️🔴#بازتاب_پستهای_باغ_نو #جمله_های_ماندگار 🔸دوستان عزیز و همولایتیهای گرامی 🌹▪️مدتی است در کانال «باغ نو» خاطرات، گفتهها و جملههای بهیادمانده از بزرگان دهنو منتشر میشود که به نظر من کاری بسیار ارزشمند و دوستداشتنی است؛ زیرا بخشی از تاریخ شفاهی روستای ما و یاد و نام کسانی را که سالها پیش در این آب و خاک زندگی کردهاند، زنده نگه میدارد.فقط نکتهای به ذهنم رسید که شاید در ثبت این خاطرات بد نباشد به آن توجه کنیم. بسیاری از جملهها، حکایتها و ضربالمثلهایی که از پدران و مادران و بزرگانمان شنیدهایم، لزوماً ساخته و پرداخته همان شخص نبودهاند. فرهنگ شفاهی مرز جغرافیایی مشخصی ندارد. یک مثل یا حکایت ممکن است نسلها در نقاط مختلف ایران، گاهی با واژهها و شخصیتهای متفاوت، نقل شده باشد و هر منطقه آن را با آدمها و خاطرات خودش پیوند داده باشد.برای خود من نمونه جالبی وجود دارد:از کودکی حکایتی درباره «حشتقی» ــ پدربزرگِ پدرم ــ شنیده بودم. داستان همان گاوی بود که شبانه نانهای یک گدا را میخورد و حشتقی، به شوخی یا جدی، نگران میشود و میگوید: نانهای گدا را میشود جبران کرد؛ من نگران گاوم هستم که نان گدایی و مفت خورده و دیگر تن به کار نخواهد داد! در ادامه روایت خانوادگی ما هم گفته میشد که فردای آن روز گاو واقعاً زیر بار شخم نرفت.سالها من این حکایت را متعلق به جد خودمان میدانستم. اما بعدها که در اینترنت جستوجو کردم، با روایتی بسیار شبیه به همین داستان مواجه شدم؛ با کشاورز، گدا، گاو و همان مضمون معروف که «گاوی که نان گدایی خورد، دیگر کار نمیکند.»این البته ثابت نمیکند که چنین اتفاقی برای حشتقی نیفتاده است؛ ممکن است واقعاً واقعهای مشابه رخ داده و در خانواده ما نسل به نسل نقل شده باشد. از سوی دیگر، ممکن است یک حکایت قدیمی و رایج، در گذر زمان با شخصیت حشتقی درآمیخته و به صورت یک خاطره خانوادگی درآمده باشد. امروز دیگر نمیتوانیم با اطمینان درباره آن قضاوت کنیم.به گمان من همین موضوع درباره بسیاری از جملهها و مثلهایی که از بزرگان دهنو نقل میکنیم نیز صادق است. بعضی از آنها احتمالاً ریشه در ادبیات عامیانه و فرهنگ مشترک مردم ایران دارند و در شهرها و روستاهای دیگر نیز با اندکی تفاوت گفته شدهاند.این موضوع چیزی از ارزش سخنان بزرگان ما کم نمیکند. برعکس، نشان میدهد که دهنو و مردمش بخشی از یک فرهنگ شفاهی بسیار بزرگتر و کهنتر بودهاند.شاید در ثبت این گنجینه زیباتر و دقیقتر باشد که به جای اینکه بگوییم «این جمله از فلان بزرگ دهنو است»، در مواردی که از منشأ آن مطمئن نیستیم بنویسیم:«از جملهها و مثلهایی که فلانی بسیار به کار میبرد و از او به یاد مانده است…»به این ترتیب، هم یاد و خاطره بزرگانمان را حفظ کردهایم و هم چیزی را که از منشأ تاریخی آن اطمینان نداریم، به شخص خاصی منتسب نکردهایم.به نظرم تاریخ شفاهی وقتی زیباتر میشود که در کنار شیرینی خاطره، امانت در روایت را هم حفظ کنیم. ....پست بعد را بخونید..#گنجینه_سخنان_بزرگان ▪️متن از خانم دکتر پروین رجبی@bagheno83
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 13 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- در جستجوی حقیقت · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۷
- باغ نو · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۵:۱۲
- موسسه مطالعاتی تحریریه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۴۱
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند


