تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 05:11 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3

مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 206 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
Vocabulaire technique et critique de la philosophieاين موسوعه فلسفی اثر André Lalande به عربی ترجمه شده. در نوشته های روشنفکران عرب در نيمه دوم سده بيستم ارجاع به اين موسوعه خيلی شايع بود. متأسفانه ترجمه ای فارسی از آن نداريم. ضرورت دارد ترجمه ای از آخرين ورژن آن به فارسی هم منتشر شود. در زير لينک هایی گذاشته ام از خود او و انجمنی فلسفی در فرانسه که اين کتاب نخست در بولتن های آنجا منتشر شد. اين يک جمعيت (انجمن) فلسفی است در فرانسه که عضويت در آن (les membres associés) برای همگان آزاد است. آنطور که در اينترنت ديدم این موسوعه از سوی همين انجمن منتشر شده. پ.ن: در موضوعی مستقل از کتاب بالا بايد اين را هم متذکر شوم که در فرانسه مجموعه ای از پنج "آکادمی فرانسه" داريم (Institut de France) که در رشته های مختلف به عنوان فرهنگستان (آکادمی) رسمی بسيار معروف است و مرجعيت دارد. فلسفه هم بخشی از حيطه کار اين آکادمی هاست و ربطی به انجمن بالا و يا انجمن های مشابه دیگر ندارد. دانيل ژيماره عضو آکادمی فرانسه است در رشته علوم و مطالعات و تفکر اسلامی. سال ها پيش اولين بار با پروفسور دانيل ژيماره در همینجا ملاقات کردم. ژيماره از بهترين محققان در حوزه کلام معتزلی و اشعری است. https://fr.wikipedia.org/.../Soci%C3%A9t%C3%A9_fran%C3...https://fr.wikipedia.org/wiki/Institut_de_Francehttps://fr.wikipedia.org/.../Vocabulaire_technique_et...http://www.sofrphilo.fr/la-societe-francaise-de.../adhesion/https://fr.wikipedia.org/wiki/Acad%C3%A9mie_fran%C3%A7aisehttps://www.aibl.fr/.../academi.../article/gimaret-daniel...
تزهای دکتری درباره کلام اسلامی که زير نظر و اشراف ژيماره در فرانسه نوشته و دفاع شده را اينجا می توانيد ببينيدhttps://theses.fr/026891859اين سايتی است که در آن بدون استثناء تمام تزهای دکتری که در طی دهه های گذشته در مدارس عالی و دانشگاه های مختلف فرانسه دفاع شده را می توانيد بيابيد؛ در رشته های مختلف و از جمله فلسفه های غرب و اسلام، اسلامشناسی و تاريخ و ادبيات و جامعه شناسی و ... کاش نمونه آن را در ايران داشتيم.
به مناسبت درگذشت پروفسور دانيل ژيماره Publications principales- « Bouddha et les bouddhistes dans la tradition musulmane » (in Journal asiatique), 1969.- Le Livre de Bilawhar et Bûdâsf selon la version arabe ismaélienne (introduction et traduction), 1971. - Kitâb Bilawhar wa Bûdâsf (édition critique), 1972.- « Matériaux pour une bibliographie des Gubbâ’î » (in Journal asiatique), 1976.- « L’Épître des définitions attribuée à Kindî » (in Al-Kindî, cinq Épîtres), 1976. - « Les Usûl al-hamsa du qâbî ‘Abd al-Gabbâr et leurs commentaires » (in Annales islamologiques), 1979. - Théories de l’acte humain en théologie musulmane (thèse de doctorat), 1980.- Abû Muhammad b. Mattawayh. Kitâb al-Majmû‘ fi l-Muhît bi-l-Taklîf, II (édition critique en collaboration avec J.-J. Houben), 1981. - « Bibliographie d’Ash‘arî : un réexamen » (in Journal asiatique), 1985. - Shahrastani. Livre des religions et des sectes, I (traduction annotée en collaboration avec G. Monnot), 1986.- Abû Bakr b. Fûrak. Mugarrad maqâlât al-Ash‘arî (édition), 1987. - Les noms divins en Islam, 1988.- La doctrine d’al-Ash‘arî, 1990.- Une lecture mu‘tazilite du Coran. Le Tafsîr d’Abû ‘Alî al-Djubbâ’î (m. 303/915), partiellement reconstitué à partir de ses citateurs, 1994.- Dieu à l’image de l’homme. Les anthropomorphismes de la sunna et leur interprétation par les théologiens, 1997.- Abu bakr b. Furak, Muskil al-hadit aw ta’wil al-ahbar al-mutasabiha, 2003.- Abu Muhammad b. Mattawayh, al-Tadkira fi ahkam al-gawahir wa l-a’rad, 2009.https://prosopo.ephe.psl.eu/daniel-gimarethttps://t.me/azbarresihayetarikhi
مرحوم فيض در گنجينه آثار قم با استناد به عبارتی مخدوش در تاريخ قديم قم امامزاده شاه حمزه قم را از نسل امام موسی بن جعفر تشخيص داده. به نظرم خطا کرده. او بايد از سادات نسل محمد بن حنفيه در قم باشد که هم تاريخ قم از او ياد کرده و هم منتقلة الطالبية (ص 257 تا 258). در تاريخ قم درباره اش گفته: "و ابو القسم حمزة بن على مردى عاقل و پرهيزكار بوده است و وجه معاشى كه او را بقم بوده است بر آن قناعت و اقتصار كرده است."https://t.me/azbarresihayetarikhiمرحوم فيض در گنجينه آثار قم با استناد به عبارتی مخدوش در تاريخ قديم قم امامزاده شاه حمزه قم را از نسل امام موسی بن جعفر تشخيص داده. به نظرم خطا کرده. او بايد از سادات نسل محمد بن حنفيه در قم باشد که هم تاريخ قم از او ياد کرده و هم منتقلة الطالبية (ص 257 تا 258). در تاريخ قم درباره اش گفته: "و ابو القسم حمزة بن على مردى عاقل و پرهيزكار بوده است و وجه معاشى كه او را بقم بوده است بر آن قناعت و اقتصار كرده است."https://t.me/azbarresihayetarikhi
الفقيه بورامين. اين چه نحوه تصحيح متن است؟ شايد در عمدة الطالب تصحيح آقای سيد مهدی رجایی صفحه ای نشود پيدا کرد که غلطی و یا نوعی بی دقتی در آن راه نيافته. البته این امتیاز را دارد که حواشی مرحوم آية الله بروجردی را دارد. https://t.me/azbarresihayetarikhi
یه کلیپ خفن درست کردن در راستای حمایت از تولید داخلی!خدایی خیلی راحت میشه فرهنگ سازی کرد، فقط خلاقیت میخواد...🔗 سِد وحید (@tavakolii1001) 📲 @twittervid_bot
در تصحيح الناصريات تأليف شريف مرتضی (چاپ جديد کنگره) در دو صفحه در نام نيای ناصر اطروش بی دقتی شده. و عجيب اينکه در دو سطر پشت سر هم يکجا می گويد حسين و جای ديگر می گويد حسن. طبعا حسن درست است. حسن بن علی ناصر اطروش کبير دانشمند برجسته شمال ايران از مفاخر فرهنگی ايران است.https://t.me/azbarresihayetarikhiدر تصحيح الناصريات تأليف شريف مرتضی (چاپ جديد کنگره) در دو صفحه در نام نيای ناصر اطروش بی دقتی شده. و عجيب اينکه در دو سطر پشت سر هم يکجا می گويد حسين و جای ديگر می گويد حسن. طبعا حسن درست است. حسن بن علی ناصر اطروش کبير دانشمند برجسته شمال ايران از مفاخر فرهنگی ايران است.https://t.me/azbarresihayetarikhi
امامزاده سلطان محمد شریف قم. از اجداد عز الدين يحيی و خاندان نقبای ری و قم و آمل. وهو أبو الفضل محمد الشريف الفاضل بن أبي القاسم على نقيب قم - ابن محمد بن حمزة بن أحمد القميhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
از_جعل_اجازه_تا_جعل_اعتبار_و_صحت؛_تتمّهای_بر_مقالۀ_57_اجازۀ_جعلى.pdfدو مقاله از استاد سید صادق حسینی اشکوری که برای نخستين بار پديده جعل در شماری از نسخه های خطی اجازاتی منتسب را آشکار کردند. https://t.me/azbarresihayetarikhi
رونمایی از 57 اجازۀ جعلی / اوراقِ صادق _ 2 /یادداشتهای سید صادق حسینی اشکوری درحوزۀ نسخههای خطی و اسناد(فصلنامۀ ذخایر شرق، شمارۀ 6، بهار 1404 هـ ش)https://t.me/zakhairsharq/154● از جعل اجازه تا جعل اعتبار و صحت؛ تتمّهای بر مقالۀ «رونمایى از 57 اجازۀ جعلى» / سید صادق حسینی اشکوریفصلنامۀ ذخایر شرق، شمارۀ 8: پائیز 1404 هـ شhttps://t.me/zakhairsharq/194
در واقع دست کم در صد سال گذشته این اجازات از هیچ فایده ای و لو اندک برخوردار نیستند و در قریب به تمام موارد جز گاهی از سر تیمن و تبرک بر سنتی از قرائت متون حدیثی نزد استاد صاحب اجازه متکی نیستند؛ سهل است در بسیاری موارد صرف تفنن محض و یا متأسفانه گاهی مایه فخر فروشی بی پایه و پوچند.هر سنتی طبعا به دلیل و فلسفه ای پدید آمده و تداوم داشته. وقتی اجازات حدیثی از تمام فلسفه وجودی خودش خارج شده ادامه آن و بدتر از آن فخرفروشی به آن عین به ابتذال کشاندن همان سنت است. اجازات حديثی متعلق به دوره ای است که صنعت کتابت نسخه های خطی در شکل وسيع و حرفه ای در کار نبود و شاگردان متن کتاب ها را بر استادان می خواندند و به عرض می رساندند و با مقابله و گواهی بلاغ از صحت آن اطمينان حاصل می کردند. بعدا که نسخه های خطی حديثی راهی بازارهای وراقان شد عملا کنترل نسخه ها و راهيابی به "اصل" ها سخت تر شد. اينک که صنعت چاپ ديری است به ساحت کتاب های حديثی رسيده و متون حديث با مقابله نسخه های خطی و به شکل انتقادی منتشر می شود اجازه های بیپشتوانه فلانی به فلانی چه اهميت دارد؛ چه رسد که اسباب فخرفروشی و عکس يادگاری و انتحال ها قرار گيرد. شگفتا!
انتحالی که می تواند خير باشد اخيرا معلوم شده تعدادی از نسخه های اجازات حديثی از ادوار متأخر در برخی کتابخانه های ايران منحول است و نه خود نسخه های اجازات و نه اصل مضمون آنها اصالتی ندارد و اثر جاعلی غیر حرفه ای است. سنت اجازه نويسی در قرون نخستين کارکرد ويژه و معتبری داشت. اجازات انواع مختلفی داشت و معتبرترين آن زمانی بود که شاگردی در محضر استاد متنی را بر می خواند. در دوره های بعد مثلا در دوره صفوی اجازات حديثی کارکرد سابق خود را تا اندازه زیادی از دست داد منتهی کم و بيش نشانه ای بود از بهره وری شاگرد از محضر استاد و لو برای حفظ و انتقال سنت های روایت حدیث و متون حدیثی و غیر حدیثی. در مواردی هم اجازه در حقیقت گواهی قرائت متنی بود نزد استاد و بنابراین دست کم در چنین حالاتی فائده خود را همچنان حفظ کرد. با ورود صنعت چاپ و عدم استمرار مجالس سماع و قرائت حدیث ادامه این سنت غیر ضروری و بل حتی در بسیاری حالات مضر است. در واقع دست کم در صد سال گذشته این اجازات از هیچ فایده ای و لو اندک برخوردار نیستند و در قریب به تمام موارد جز گاهی از سر تیمن و تبرک بر سنتی از قرائت متون حدیثی نزد استاد صاحب اجازه متکی نیستند؛ سهل است در بسیاری موارد صرف تفنن محض و یا متأسفانه گاهی مایه فخر فروشی بی پایه و پوچند. اجازات در دوره های قدیم که طبقات علما و اهل حدیث روشن نبود و تراجم نگاری همیشه ممکن نبود گاه برای این منظور و نشان دادن سلسله سنت های تحصیلی و روایی مفید بود. در این چند دهه اخیر و با توجه به وجود ابزارهای دیگر باید گفت حتی این حداقل استفاده هم از اجازه نویسی متصور نیست و تنها می ماند جهات منفی آن. بنابراین بهتر است این سنت در مواردی که اجازه حدیثی مبتنی بر تحصیل مستمر متون حدیثی و سماع و قرائت نباشد تعطیل شود. https://t.me/azbarresihayetarikhi
🎥مرکز تروریسم جهانی، مرکز تروریستهای جهان👇👇👈بی رحم ترین و شقی ترین تروریستهای جهان که برای ترور یک نفر، ده ها شهروند عادی را همزمان وحشیانه می کُشند.✅صهیونیسم یعنی تروریسم عریان، نسل کشی، جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت که همگی به تأیید دیوان بین المللی کیفری و نهادهای حقوق بشری رسیده است.🔺تروریستهای موساد در پرونده جفری اپستین از دختر بچه ها به عنوان قربانی استفاده کردند، در غزه ۲۰ هزار کودک را قتل عام کردند، و در ایران هم ده ها کودک و حتی نوزاد را ترور کردند و کُشتند.https://t.me/ganji_akbar
شازده ناصر در قمناصر الدين علي بن المهدى بن محمد بن الحسين بن زيد بن محمد بن أحمد بن جعفر بن عبد الرحمان بن محمد البطحاني المدفون بسوق قم في المدرسة الواقعة بمحلة سور ایپک. کما في عمدة الطالب (به گنجيه آثار قم از مرحوم فيض مراجعه شود).https://t.me/azbarresihayetarikhi
مزار علي بن جعفر/ قمhttps://fa.wikipedia.org/wiki/
🎥 اَبی مارتین: این فقط نتانیاهو نیست، ۹۵ درصد اسرائیلی ها تروریست هستند. من آن را دست اول دیدم...این اسرائیل است، یک کشور استعماری شهرک نشین که بر پایه پاکسازی قومی بنا شده است. آنان می گویند فلسطینی ها حیوان های انسان نما هستند، آنان از نسل کشی اسرآئیل در غزه حمایت می کنند و...🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
🎥مرکز تروریسم جهانی، مرکز تروریستهای جهان👇👇👈بی رحم ترین و شقی ترین تروریستهای جهان که برای ترور یک نفر، ده ها شهروند عادی را همزمان وحشیانه می کُشند.✅صهیونیسم یعنی تروریسم عریان، نسل کشی، جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت که همگی به تأیید دیوان بین المللی کیفری و نهادهای حقوق بشری رسیده است.🔺تروریستهای موساد در پرونده جفری اپستین از دختر بچه ها به عنوان قربانی استفاده کردند، در غزه ۲۰ هزار کودک را قتل عام کردند، و در ایران هم ده ها کودک و حتی نوزاد را ترور کردند و کُشتند.https://t.me/ganji_akbar
جنگل خودمان است؛ آتشش بزنیم!🔥اگر از من بپرسند دردناکترین موضوعی که در ایران دیدی چه بوده، پاسخم یک کلمه است: بنزین!مسئلهٔ سوخت و انرژی همیشه در ایران معضل بوده است، اما هیچوقت تا این حد بهتآور نبوده. ظاهراً این تنها حوزهای است که مردم، حکومت، اپوزیسیون و دشمنان سرزمینی ایران در آن توافق تام دارند: مصرف احمقانهٔ آب و برق و سوخت، با بالاترین سرعت و پایینترین قیمت و بیشترین ضرر.از این میان، بنزین واقعاً شاخصترین است: در حالی که متوسط قیمت خردهفروشی بنزین در جهان لیتری حدود یکونیم دلار است، در ایران ــ این ایرانِ جنگزده، پالایشگاهازدستداده، تحت تحریم و محاصره و واردکنندهٔ بنزین ــ بنزین، بسته به نوع سهمیه، لیتری ۱۵۰۰ تا پنجهزار تومان و مصرف مازاد نیز با کمترین محدودیت فروخته میشود. بله؛ درست خواندید: چیزی که متوسط قیمتش لیتری حدود صد و پنجاه سنت است، لیتری حدود ۰٫۸ تا ۲٫۷ سنت فروخته میشود! (گازوئیل سهمیهای؟ قیمت جهانی حدود ۲۹۰ هزار تومان و در ایران ۳۰۰ تا ۶۰۰ تومان. واقعاً علامت تعجب کم میآورد و به ایموجی پناه باید برد😱🤯🤬.)سادهترین توجیه این است که روی دریای نفتیم و سطح درآمد پایین است و این چیزها. توجیهاتی همانقدر کودکانه که مردم روسیه انتظار داشته باشند چون بزرگترین جنگلهای جهان را در اختیار دارند، نامحدود و به قیمت یکصدم بهای چوب روسی در بازارهای جهانی، جنگل را آتش بزنند! با این تفاوت که آنها لازم ندارند چوبشان را یکبار بفرستند خارج و بعد وارد کنند و حتی در این تمثیل هم دو گام از ما جلوترند.حتی در ونزوئلا که از نظر تولید ناخالص داخلی سرانهٔ اسمی نسبتا همسطح ایران است ــ طبق برآورد صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶، حدود ۴۱۴۰ دلار در ونزوئلا و ۳۴۱۵ دلار در ایران ــ و اتفاقاً تحت زعامت مدبرانهٔ بزرگاملاکی آمریکا اداره میشود، بنزین [بسیار اندک] سهمیهای لیتری حدود دو سنت، اما بنزین آزاد حدود پنجاه سنت است. یعنی در مقام قیاس و با همه ارفاقات بنزین آزاد باید حدود لیتری ۷۵ هزار تومان باشد که تازه به سطح ونزوئلای سوسیالیستی برسیم که عوام اقتصاددان و اقتصاددانهای عوام ما معتقدند چپگرایی این بلا را سرش آورد و اگر اقتصادش بازار آزادی بود به این روز نمیافتاد. در همین ایران و اتفاقاً در دوران یکی از عوامگراترین دولتها، که شعار اصلیاش حمایت از مستضعفان بود، بنزین با نرخی عرضه شد که، بر مبنای دلار رسمی، حتی از قیمت آن در آمریکا بالاتر بود؛ وقتی رجایی به تلویزیون آمد و ــ نقل به مضمون ــ گفت دولتی که درگیر جنگ است نمیتواند به بنزین سوبسید بدهد تا یک عده باک کادیلاکهایشان را پر کنند و بروند دوردور: از فردا بنزین آزاد لیتری شش تومان؛ حاجی خلاص. قیمتی که با نرخ رسمی دلار آن روز، از قیمت بنزین در آمریکا ــ لیتری حدود ۳۵ سنت ــ گرانتر درمیآمد. گفتن ندارد که آن دوره هم میان سطح درآمد ایرانیان و آمریکاییها شکاف بزرگی وجود داشت؛ آنچه احتمالاً اینقدر از هم فاصله نداشت، شعور اقتصادی در فهم بدیهیات اقتصاد و منافع ملی بود.البته که آن همه را لولو خورد و آن محبوبیت و اقتدار و اعتماد نسبی، به همت زعمای قوم دود شد و به هوا رفت. چنانکه هفت سال پیش، وقتی در اقدامی انقلابی و نیمهشبانه قرار شد قیمت بنزین به لیتری حدود سیزده تا بیستوشش سنت ــ حدود یکدهم تا یکچهارم قیمت جهانی وقت ــ نزدیک شود، اعتراضات و شورشهای بزرگی درگرفت.وضعیت طوری است که پوپولیستترین دولت تاریخ معاصر ایران، که سرمایهٔ ملی را کامل حیفومیل کرد، پیش آن روسفید است. حتی احمدینژاد هم با چپاول هفتصد میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی، و نفتی که قیمتش تا نزدیک ۱۵۰ دلار هم رسید، حواسش بود که نمیشود بنزین را مفت و نامحدود روانهٔ باک ماشینها کرد. همهٔ شعارهای باند و حامیان نادرستکردارش ــ بهشمول احمد توکلی و امثال او ــ در اعتراض به گرانی حاملهای انرژی، که صرفاً مصرف انتخاباتی و ضداصلاحطلبانه داشت، را کنار گذاشت و علاوه بر افزایش قیمت، با کارتی و سهمیهایکردن بنزین اندکی کنترلی بر آن گذاشت. خاطرم هست صبح روزی که طرح اجرا شد، خیابانهای تهران خلوت بود و اگر کسی دغدغهٔ قیمت نداشت، نگران تمامشدن سهمیهاش بود. بماند که اگر به قیمت جهانی حساب کنیم، قیمت بنزین ایران در آن ایام دستکم ده برابر الان بود.وضعیت سوخت در ایران، در یک کلام، فاجعه است. سود قاچاق در این بخش و با این قیمتها چنان است که اگر کسی تریاک را سر مزرعه از برادران طالب بخرد و آنطرف ترکیه تحویل اروپاییان بدهد، بعید است بتواند دههزار درصد سود کند؛ اما اگر به هر نحوی گازوئیل را از این طرف مرز ایران به آنطرف ببرد، دو برابر چنان سودی به جیب میزند و حتی در صورت گیرافتادن هم مجازات چندانی در انتظارش نیست. معنای «کارتیبودن بنزین» در ایران را باید در پمپها دید و فهمید. با کارت، لیتری ۱۵۰۰ تومان میزنی؛ بدون کارت از متصدی میخواهی کارتش را بدهد و با قیمت لیتری پنجهزار تومان ــ حدود ۲٫۷ سنت ــ باکت را پر میکنی. قیمتها حتی در مقایسه با سایر اقلام در داخل مسخره است: در حالت اول، کل هزینهٔ یک باک میشود پول یک استکان چای در ارزانترین قهوهخانه؛ در حالت دوم میشود چند قطره اسپرسو در کافهای متوسط!همهٔ اینها در حالی است که فقط هزینهٔ حمل هر لیتر بنزین تا جایگاه و حق جایگاهدار، بین سه تا چهار هزار تومان است. برای هرچه سوررئالتر کردن این کاریکاتور مسخره باید دانست که اندکی پیش اعلام شد سوخت گاز مایع در جایگاهها رایگان عرضه میشود (بار الها، پاول دورفا، ایموجی برسان)تأسفآورتر از انتظارات تودهٔ کودکمانده، رفتار قلیلکسانی است که این واقعیات را میدانند و فاجعههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی ناشی از آنها را میبینند، اما برای بهدستآوردن دل مشتی عامی چند، دم برنمیآورند و گاه حتی برای گدایی چند لایک، به دفاع از وضع موجود میپردازند.نزنید... سرمایههای این مملکت را آتش نزنید... نه تو، ای دولت و حکومت، که فکر میکنی داری باج میدهی تا وضعیت حساس کنونی ــ که انگار همیشه در آن هستیم ــ بگذرد و نه تو، ای شهروند، که عادت کردهای به ننربودن... کارتان از جنگل را بیابان کردن گذشته، آتشش میزنید، شادمان، با نفط رایگان. و همهمان هم تویش هستیم.
اينجا ايران است. با دهان های ناپاک حتی نمی شود نامش را بر زبان آورد چه رسد به اينکه نيت های شوم درباره اش در سر بپرورانید!https://t.me/azbarresihayetarikhi
متون انساب سادات که در طی سی سال اخير منتشر شده عموما بايد از نو تصحيح شود. مملو از اغلاط است. در اينجا در تصحيح عمدة الطالب عجيب است که آقای سيد مهدی رجایی بنی وهاس را نشناخته!https://t.me/azbarresihayetarikhiمتون انساب سادات که در طی سی سال اخير منتشر شده عموما بايد از نو تصحيح شود. مملو از اغلاط است. در اينجا در تصحيح عمدة الطالب عجيب است که آقای سيد مهدی رجایی بنی وهاس را نشناخته!https://t.me/azbarresihayetarikhi
تنگه ملی هرمزhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
به درختان رحم کنیم.این که گفته می شود هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد، دروغ و مغالطهای فریبکارانه و احمقانه است.واقعیت این است که آثار چاپ شده توسط برخی انتشاراتیهایِ دلالمسلک (که اکثریت هم هستند)، نه تنها ارزش مطالعه ندارند، بلکه خواننده خود را به انسانی بسیار جاهلترو دگمتر و متوهمتر تبدیل می کنند.بسیاری از کتابهای پرفروشی که امروزه ویترین برخی کتابفروشیهای زرد را به اشغال خود درآوردهاند نه تنها ارزش مطالعه نداشته بلکه ارزش یکبار تورق کردن هم ندارند و چیزی جز اتلاف وقت و انرژی مخاطب و هدر دادن درخت و کاغذ نیستند.فرد بی سواد ادعای دانایی ندارد اما مخاطب چنین آثاری به توهم کتاب خوانی و دانایی دچار میگردند و دیگر به هیچ صراطی مستقیم نبوده و چنان تعصبی بر جهل و نادانی خود و نظریات بیمبنا و مغشوش خود دارند که داعشیان بر روی باورهای خود ندارند.و نکته مهم دیگر اینکه نابودی جنگلها و درختان برای چاپ چنین زبالههایی (آن هم در این فلات خشک) چیزی کمتر از جنایت در حق طبیعت و آتشزدن عمدی جنگلها نیست.@kharmagaas
زمانی علمای شيعه کتاب ها می نوشتند در رد و نقد اخبار آحاد در کتاب هایی مانند صحيح بخاری و بر ضعف سندی و علائم وضع و جعل و عدم اصالت احاديث بسياری در اين کتاب و امثال آن استدلال می کردند. اينک در فضای روشنفکری و دانشگاهی جهان عرب مدافعان اصالت احاديث صحيح بخاری و امثال آن با چالشی بسيار سهمگينتر روبرو شده اند. موج جديدی راه افتاده است از ترجمه کتاب های اسلامشناسان غربی به زبان عربی درباره بحث در نقد تاريخی اصالت احاديث صحاح سته. در مقابل اين موج جديد به تدريج ترديدها درباره اصالت احاديث آحاد اين کتاب ها عموميت بيشتری يافته و نظرات متکلمان شيعی مانند شيخ مفيد و شريف مرتضی در رابطه با رد اصالت اين احاديث در سطحی خارج از فضای شيعی اعتبار و مقبوليت بيشتری يافته است.https://t.me/azbarresihayetarikhi
(به مناسبت 23 مرداد) برای شناخت تاریخ بحرین به عنوان بخشی از تاریخ سرزمین ایران توصيه می کنم اين مقاله را بخوانيد (بحرين از دوران کهن تا دوران محمد رضا پهلوی). محمد رضا پهلوی با لقب خود خوانده "شاهنشاه آريامهر" درست زمانی که کوروش را "آسوده در خواب" می ديد بحرين را واگذار کرد. https://www.cgie.org.ir/fa/article/228357/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%86https://t.me/azbarresihayetarikhi
جدایی تلخ بحرین (استان چهاردهم ایران)امروز ۲۳ مردادسال روز جدا کردن استان بحرین از ایران است، شاید بزرگترین خیانت پهلوی، دو دستی هدیه دادن بحرین به اعراب و جدایی همیشگیاش از ایران عزیز بود.جدایی بحرین فقط جدایی یک جزیره از ایران نبود جدایی نصف خلیج فارس از ایران بود ...
مکتوبی مهم از شادروان سيد حسن تقی زاده درباره اهميت پیگيری موضوع بحرين و تعلق تاريخی آن به ايران و کارشکنی دولت انگلیس در شناسایی مالکیت تاریخی بحرین از سوی ایران. تصحيح و انتشار از آقای دکتر محمد افشين وفائیhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
بحرین ما و بلاهت پهلوی آنهامحمدرضا پهلوی، شاه خودخوانده کودتایی و گريزپای ايرانستيز وقتی در اوج بلاهت و توهم به ميراثبرده از پدرش بحرين، اين سرزمين چند هزار ساله ايرانی را واگذار کرد و استقلال آن را به رسميت شناخت حتی دستکم نکرد شرط و شروطی برای اين به رسميت شناختنش در مقابل مطرح کند. حتی در مورد واگذاری هرات در دوره قاجار هم آنان برای بريتانيای استعماری شرطی گذاشتند مبنی بر اينکه از ناحيه هرات و افغانستان خطری متوجه ايران نباشد. محمدرضای پهلوی بیخرد اما اينقدر نسبت به تاريخ ايران بی اطلاع بود که حتی در حد قاجار هم درکی تاريخی و استراتژيک نداشت. نه اين موضوع را شرط کرد و نه حتی برای اکثريت شيعه و ايرانی تبار بحرين حق حاکميت دموکراتيک و حفظ حقوق سياسی و دينی و زبانی و اجتماعی و فرهنگیشان را شرط کرد؛ چيزی که می توانست در راستای منافع ملی ايران باشد. خاندان پهلوی به راستی خاندانی ايرانستيز و تباه و نادان بود.https://t.me/azbarresihayetarikhi
سخنرانی ممتاز بانو مهری بهفر درباره شاهنامه و زبان فارسیدر شب شاهنامه و ایرانپنجشنبه، هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۵فرهنگسرای نیاوران، سالن خلیج فارسhttps://www.facebook.com/100012712096212/posts/2438934599873586/https://t.me/azbarresihayetarikhi
تصویری قدیمی از آرامستان شیخان#آرامستان_شیخان#شیخان🆔 @qomphotograph
اين کتاب ممتازی است. بر هر علاقمند به شعر پارسی خواندنش واجب است؛ از استاد ما دکتر مسعود جعفری جزیhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
سالروز شهادت امام ابو الحسن الثانی علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء را به همه خوانندگان محترم و شیعیان و دوستداران آل محمد تسلیت و تعزیت عرض می کنمhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
بازخوانی چند سند و متن کهن برای شناخت تشیع در سه قرن نخست قمری، دکتر حسن انصاری جلسه دهم (۱۵ آگست، ۲۰۲۳) #امامت_و_نظریه_علمای_ابرار_تکمله @azbarresihayetarikhi @zekrMITدر اين جلسه ☝️☝️که آخرين درسگفتار از سلسله بحث های شناخت دوران آغازين عباسی بود به چرایی طرح مجدد مفهوم "الرضا من آل محمد" در عصر مأمون عباسی پرداختیم و اینکه مأمون در برابر سه تهديد قرار داشت: عباسيان بغداد که مخالف او و مشروعيت حکومت او بودند؛ علويانی که با الگو پذيری از قيام زيد بن علي (ع) از حق علویان در خلافت دفاع می کردند و سوم پيروان مکتب امام صادق (ع) که در پی دوران امامت موسی بن جعفر (ع) موضوع "قائم آل محمد" را به عنوان شعاری در برابر شعار "الرضا من آل محمد" عباسی مطرح کردند. در دنباله به بحث امامت امام علي بن موسی الرضا (ع) پرداختيم و اينکه چرا مأمون می خواست علويان را در چارچوب شعار "الرضا من آل محمد" مطرح کند و امام رضا (ع) چگونه با سياست او مقابله کرد. در نهايت، متن مکاتبات منصور، خليفه عبلسی را با نفس زکیه خواندیم و بر اساس مقدماتی که در طی نه جلسه پیشتر گفته بودیم نشان دادیم این مکاتبات مجعول است و نه به عصر منصور بلکه به دوران مأمون مرتبط است. گفتيم که عباسيان عامل اصلی طرح موضوع عدم ایمان حضرت ابوطالب بودند؛ موضوعی که بخشی از سياست تدريجی آنان در فاصله گرفتن از تشيع علوی/ و عباسی و مقابله با علويان بود. (۱۵ آگست، ۲۰۲۳). https://t.me/azbarresihayetarikhi
بازخوانی چند سند و متن کهن برای شناخت تشیع در سه قرن نخست قمری، دکتر حسن انصاریجلسه دهم (۱۵ آگست، ۲۰۲۳)#امامت_و_نظریه_علمای_ابرار_تکمله@azbarresihayetarikhi@zekrMIT
فایل پی دی اف مقالهدرباره بُرده و قضیب (چوب دستی) پیغمبر اکرم (ص)؛ مقاله ای از زنده یاد استاد احمد مهدوی دامغانی؛ اهدا به کتاب با قافله شوق (ارجنامه دکتر محمّدعلی موحّد) به اهتمام: محمّد طاهری خسروشاهی انتشارات دانشگاه تبریز اردیبهشت 1392 https://t.me/Safinehyetabriz
بازنشر به مناسبت سالروز رحلت پيامبر اعظم (ص)👆
مجموعه درسگفتار اسلام و مناسبات "دین و قدرت"، سیره نگاری (۱۵ جلسه)دکتر حسن انصاریفایل های تصویری و صوتی جلسات: ▪️ویدیوی درسگفتارها:مجموعه یوتیوب را می توانید در اینجا پیدا نمایید▪️عنوان و پیوند فایلهای صوتی جلسات: جلسه اول:با روايات سيره بايد چه برخوردی داشت؟جلسه دوم:"سيره" پيامبر تا چه اندازه منعکس کننده "سيره" پيامبر است؟جلسه سوم:مراحل تدوین سیره پيامبر (ص) جلسه چهارم:سيره نگاری و سنتجلسه پنجم:انگيزه های تدوين سيره پيامبر چه بود؟جلسه ششم:سيره نگاری پيامبر، چالش ها و اعتبارسنجی هاجلسه هفتم :تاريخ نويسی و سيره نگاری پيامبر در سده های دوم و سوم قمریجلسه هشتم :منابع سيره، اسناد متنوع روايات سيرهجلسه نهم :روايات "سيره" چگونه در "تاريخنگاری" های مذهبی بازسازی می شدند؟ (قسمت اول)جلسه دهم :روايات "سيره" چگونه در "تاريخنگاری" های مذهبی بازسازی می شدند؟ (قسمت دوم)جلسه یازدهم:روايات سيره و مسئله اعتبار سنجی، بحث درباره دو روايت ساختگی: روايت اول: " أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ ..."؛ روايت دوم: "من بدل دينه ...". جلسه دوازدهم :سيره نگاری ابن سعد و بلاذريجلسه سیزدهم:سيره نگاری و تأثير پذيری آن از حوادث و جريانات سياسی و اعتقادی عصر صحابه و فتوحات با عنايت به دو کتاب طبقات ابن سعد و انساب الاشراف بلاذری (قسمت اول)جلسه چهاردهم:سيره نگاری و تأثير پذيری آن از حوادث و جريانات سياسی و اعتقادی عصر صحابه و فتوحات با عنايت به دو کتاب طبقات ابن سعد و انساب الاشراف بلاذری (قسمت دوم)جلسه پانزدهم:نقش دستگاه خلافت اموی و عباسی در تدوین حديث، سيره و تثبيت "سنت" در دو قرن نخست قمری@azbarresihayetarikhi@zekrMIT
⚡️عبدالکریم سروش: شاهان پهلوی «ریشه در این خاک نداشتند»؛ ایران حتی جنازهشان را هم نپذیرفت!🟡دکتر سروش:در دوران پهلویها دیکتاتوری و سفاکی و استبداد به نهایت رسید و دل مردم خون شد. چنانکه هر دو شاه از مملکت گریختند و در خارج از کشور مردند و به خاک سپرده شدند؛ اینها گویی اصلاً به این وطن تعلق نداشتند و خاک این وطن حتی جسد و جنازه آنها را نپذیرفت. وقتی یک سلسله به دست اجنبی برپا میشود، نتیجهاش اینستکه از بیخ و بن ریشه ندارد و این خاک، آنها را نه در زمان حیات و نه در ممات نمیپذیرد و دور میاندازد.☀️ @shidtv
حوزه اسلامشناسی در غرب و ضرورت هشياری خوانندگاندر طی بيست سال گذشته و خاصه در طی ده سال گذشته مقوله نشر در حوزه مطالعات اسلامشناسی و ايرانشناسی تغييری اساسی پيدا کرده. شايد يکی از عوامل اصلی آن توسعه بيش از ظرفيت نشر در اين حوزه هاست. برخلاف دهه های گذشته اينک تقريبا هر مقاله و کتابی حتی با بدترین ارزيابی ها به نحوی مجال نشر پيدا می کند. تعداد بی شمار مجلات تخصصی و تعداد زياد ناشرانی که حاضرند در کميت بسيار زياد کتاب چاپ کنند موجب شده که متأسفانه هر نوشته نازلی به نحوی راه به نشر پيدا کند. من شخصا نمی دانم راه حل اين مشکل چيست؟ اما باور دارم تا اطلاع ثانوی قبل از مطالعه هر مقاله و کتابی در اين حوزه ها به ويژه آنچه در زبان انگليسی منتشر می شود نخست از اعتبار کتاب و مقاله و نويسنده اش اطمينان حاصل کنيد. بسياری از آنچه اين روزها منتشر می شود مساهمتی قابل اعتنا در پژوهش های تاريخی و ادبی ندارند و اين موجی است که دير يا زود تمام خواهد شد و سنت اسلامشناسی در غرب از نقطه نظر معيارهای آکادميک و علمی به سنت ديرين خود در سده های نوزدهم و قرن بيستم باز خواهد گشت. يعنی دست کم من اميدوارم! https://t.me/azbarresihayetarikhi
سالروز رحلت جانسوز حضرت خاتمالانبیاء محمد مصطفی صلیالله علیه وآله و شهادت مظلومانه سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام تسلیت باد.https://t.me/azbarresihayetarikhi
اصول فقه در اسلام اهل سنت وامدار معتزله است. حتی قبل از شافعی اين متفکرين معتزله بودند که درباره اصول فقه نوشتند. برخلاف مشهور رساله شافعی درباره اصول فقه نيست؛ تنها درباره حدیث و حجيت سنت است. به همين دليل ساختار اين کتاب مطلقا با کتاب های اصولی بعد از خودش شباهتی ندارد. در طی سده های سوم و چهارم معتزله در زمينه اصول فقه نوشتند و ساختار آن را ايجاد کردند. حنفیان هم به تدریج از اواخر این دوران آثاری در اصول فقه نوشتند که بعدها به اصول فقه فقهاء معروف شد. آنچه در ساختار اصول فقه معتزله که از آن به ساختار متکلمان ياد می شود نوشته شد پايه و اساسی شد برای تأليفات اصولی نزد اشعريان و حنابله. در این میان قاضی ابو بکر ابن الباقلاني بيشترين استفاده را از آثار معتزله کرده گرچه به شيوه معمولش سعی وافری دارد تا سهم معتزله را در اين زمينه مسکوت بگذارد. باقلانی چه در کلام و چه در اصول در واقع تنها يک حاشيه نويس است بر آثار معتزله.https://t.me/azbarresihayetarikhi
بسياری به درستی نوشته م. ق درباره دکتر سروش را گستاخانه توصيف می کنند اما به نظر اين بنده خدا بر م. ق حرجی نیست. م. ق روزنامهنویسی است که به تناسب شغل و اندازه اش می نویسد و بستگی دارد برای که و چه می نویسد؛ اما دیری است ما آشنايان نزديک و دور شخصيت و قلم و انديشه معيوب سيد جواد طباطبایی انذار و هشدار می داديم که آن قلم و آن طرز فکر برای فضای انديشگی جامعه ما بهداشتی نيست و می گفتيم و می نوشتيم که از ايرانشهری سيد جواد طباطبایی يا فاشيسم پهلویچی بيرون می زند و يا مصدقستيزی ليبراليستی منحط از نوع موسی غنی نژاد. آنچه اينک در قلم گستاخانه م. ق در يادداشتش در خصوص دکتر سروش می بينيد يکی از آثار و نتايج روش و منش کسانی است که با نوشته های سيد جواد طباطبایی خوگر شده باشند و رسم گستاخنويسی را از آن استاد فراگرفته باشند؛ استادی که متاع فکریاش در فضای دانشگاهی غرب مشتری پيدا نکرد و خود هم با علم به اين موضوع هيچگاه در مقام يک استاد غربديده به نوشتن در زبانهایی که مدعی دانستنش بود خطر نکرد و رندانه و فرصتطلبانه و البته هوشمندانه فهميد که تنها خريدار فکر و قلمش با چاشنی مبلغی فحاشی و هتک حرمت نسبت به بزرگان از سید جمال اسدآبادی گرفته تا شادروان حميد عنايت تعدادی از اهالی قلم و مطبوعه اند در راسته کارگزارانِ "سازندگی" فروش ديروز و ليبراليزم منحط فروش امروز! راستی چهکسی شايسته تر از موسی غنی نژاد که مداح و رثاگوی سيد جواد طباطبایی باشد!https://t.me/azbarresihayetarikhi
حوزه اسلامشناسی در غرب و ضرورت هشياری خوانندگاندر طی بيست سال گذشته و خاصه در طی ده سال گذشته مقوله نشر در حوزه مطالعات اسلامشناسی و ايرانشناسی تغييری اساسی پيدا کرده. شايد يکی از عوامل اصلی آن توسعه بيش از ظرفيت نشر در اين حوزه هاست. برخلاف دهه های گذشته اينک تقريبا هر مقاله و کتابی حتی با بدترین ارزيابی ها به نحوی مجال نشر پيدا می کند. تعداد بی شمار مجلات تخصصی و تعداد زياد ناشرانی که حاضرند در کميت بسيار زياد کتاب چاپ کنند موجب شده که متأسفانه هر نوشته نازلی به نحوی راه به نشر پيدا کند. من شخصا نمی دانم راه حل اين مشکل چيست؟ اما باور دارم تا اطلاع ثانوی قبل از مطالعه هر مقاله و کتابی در اين حوزه ها به ويژه آنچه در زبان انگليسی منتشر می شود نخست از اعتبار کتاب و مقاله و نويسنده اش اطمينان حاصل کنيد. بسياری از آنچه اين روزها منتشر می شود مساهمتی قابل اعتنا در پژوهش های تاريخی و ادبی ندارند و اين موجی است که دير يا زود تمام خواهد شد و سنت اسلامشناسی در غرب از نقطه نظر معيارهای آکادميک و علمی به سنت ديرين خود در سده های نوزدهم و قرن بيستم باز خواهد گشت. يعنی دست کم من اميدوارم! https://t.me/azbarresihayetarikhi
باید دانسته شود که آنارشیستها و سوسیالیستها و نهیلیستها و کمونیستهای اروپا و آمریکا تازه به مقام مزدک آن «حکیمِ حکمت بنیان» رسیدهاند. #میرزاآقاخان_کرمانیحتی تصورش هم سخت است که دهها سال آدم نادان و گسستهخردی مانند آقاخان کرمانی را عده ای نادانتر از او از منابع الهام نهضت مبارکه مشروطه قلم بردند. تاريخ درباره اين بیخردی ها چه خواهد گفت؟...https://t.me/azbarresihayetarikhi
باید دانسته شود که آنارشیستها و سوسیالیستها و نهیلیستها و کمونیستهای اروپا و آمریکا تازه به مقام مزدک آن «حکیمِ حکمت بنیان» رسیدهاند.#میرزاآقاخان_کرمانی
Vocabulaire technique et critique de la philosophieاين موسوعه فلسفی اثر André Lalande به عربی ترجمه شده. در نوشته های روشنفکران عرب در نيمه دوم سده بيستم ارجاع به اين موسوعه خيلی شايع بود. متأسفانه ترجمه ای فارسی از آن نداريم. ضرورت دارد ترجمه ای از آخرين ورژن آن به فارسی هم منتشر شود. در زير لينک هایی گذاشته ام از خود او و انجمنی فلسفی در فرانسه که اين کتاب نخست در بولتن های آنجا منتشر شد. اين يک جمعيت (انجمن) فلسفی است در فرانسه که عضويت در آن (les membres associés) برای همگان آزاد است. آنطور که در اينترنت ديدم این موسوعه از سوی همين انجمن منتشر شده. پ.ن: در موضوعی مستقل از کتاب بالا بايد اين را هم متذکر شوم که در فرانسه مجموعه ای از پنج "آکادمی فرانسه" داريم (Institut de France) که در رشته های مختلف به عنوان فرهنگستان (آکادمی) رسمی بسيار معروف است و مرجعيت دارد. فلسفه هم بخشی از حيطه کار اين آکادمی هاست و ربطی به انجمن بالا و يا انجمن های مشابه دیگر ندارد. دانيل ژيماره عضو آکادمی فرانسه است در رشته علوم و مطالعات و تفکر اسلامی. سال ها پيش اولين بار با پروفسور دانيل ژيماره در همینجا ملاقات کردم. ژيماره از بهترين محققان در حوزه کلام معتزلی و اشعری است. https://fr.wikipedia.org/.../Soci%C3%A9t%C3%A9_fran%C3...https://fr.wikipedia.org/wiki/Institut_de_Francehttps://fr.wikipedia.org/.../Vocabulaire_technique_et...http://www.sofrphilo.fr/la-societe-francaise-de.../adhesion/https://fr.wikipedia.org/wiki/Acad%C3%A9mie_fran%C3%A7aisehttps://www.aibl.fr/.../academi.../article/gimaret-daniel...
تزهای دکتری درباره کلام اسلامی که زير نظر و اشراف ژيماره در فرانسه نوشته و دفاع شده را اينجا می توانيد ببينيدhttps://theses.fr/026891859اين سايتی است که در آن بدون استثناء تمام تزهای دکتری که در طی دهه های گذشته در مدارس عالی و دانشگاه های مختلف فرانسه دفاع شده را می توانيد بيابيد؛ در رشته های مختلف و از جمله فلسفه های غرب و اسلام، اسلامشناسی و تاريخ و ادبيات و جامعه شناسی و ... کاش نمونه آن را در ايران داشتيم.
به مناسبت درگذشت پروفسور دانيل ژيماره Publications principales- « Bouddha et les bouddhistes dans la tradition musulmane » (in Journal asiatique), 1969.- Le Livre de Bilawhar et Bûdâsf selon la version arabe ismaélienne (introduction et traduction), 1971. - Kitâb Bilawhar wa Bûdâsf (édition critique), 1972.- « Matériaux pour une bibliographie des Gubbâ’î » (in Journal asiatique), 1976.- « L’Épître des définitions attribuée à Kindî » (in Al-Kindî, cinq Épîtres), 1976. - « Les Usûl al-hamsa du qâbî ‘Abd al-Gabbâr et leurs commentaires » (in Annales islamologiques), 1979. - Théories de l’acte humain en théologie musulmane (thèse de doctorat), 1980.- Abû Muhammad b. Mattawayh. Kitâb al-Majmû‘ fi l-Muhît bi-l-Taklîf, II (édition critique en collaboration avec J.-J. Houben), 1981. - « Bibliographie d’Ash‘arî : un réexamen » (in Journal asiatique), 1985. - Shahrastani. Livre des religions et des sectes, I (traduction annotée en collaboration avec G. Monnot), 1986.- Abû Bakr b. Fûrak. Mugarrad maqâlât al-Ash‘arî (édition), 1987. - Les noms divins en Islam, 1988.- La doctrine d’al-Ash‘arî, 1990.- Une lecture mu‘tazilite du Coran. Le Tafsîr d’Abû ‘Alî al-Djubbâ’î (m. 303/915), partiellement reconstitué à partir de ses citateurs, 1994.- Dieu à l’image de l’homme. Les anthropomorphismes de la sunna et leur interprétation par les théologiens, 1997.- Abu bakr b. Furak, Muskil al-hadit aw ta’wil al-ahbar al-mutasabiha, 2003.- Abu Muhammad b. Mattawayh, al-Tadkira fi ahkam al-gawahir wa l-a’rad, 2009.https://prosopo.ephe.psl.eu/daniel-gimarethttps://t.me/azbarresihayetarikhi
این روزها خيلی بايد مراقب بوق استعمار پير سده نوزدهمی بود. دستگاه دروغ و شانتاژشان حسابی فعال تر از هميشه است...https://t.me/azbarresihayetarikhi
در تاريخ جامع ايران: اين هروی تصحيفی است شايع در برخی منابع از هرونی/هارونی. دقت در نوشتن و پژوهش لازم است! او ابو الحسين هاروني المؤيد بالله است. https://t.me/azbarresihayetarikhi
از نيمه سپتامبر اين بحثها به اميد خدا آغاز خواهد شد؛ بر اساس متون کلامی و اصولی شيعه و معتزله و اشاعره. بحث بیسابقه ای است برای فهم ذهنیت فقیهان از خدا در حیث مفهومی که از "شارع مقدس" دارند. https://t.me/azbarresihayetarikhi
از کتابهای بد اقبال تاريخ طبرستان ابن اسفنديار است که متن کامل آن همراه با مجلد دوم پيوسته به آن نخستين بار به شکل کامل وسيله عباس اقبال آشتيانی منتشر شد. مرحوم اقبال با وجود زحماتی که برای اين متن مصروف کرده اما مرد اين ميدان نبوده است. اين کتاب از نو و اينک با نگاه به منابع زيدی شمال ايران بايستی منتشر شود. در سالهای اخير برخی از اين منابع زيدی به تدريج منتشر شد.https://t.me/azbarresihayetarikhi
علیاشرف صادقی، «سه بیت تازه از رودکی»، مجلهٔ نامهٔ فرهنگستان، ش. ۴۵ (بهار ۱۳۹۰)، ص. ۱۶ - ۱۸
ادامه نشر دائرة المعارف بزرگ اسلامی به شکل فعلی شايد توجيهی نداشته باشد هرچه می گذرد بيشتر معلوم می شود که بازنويسی مداخلی که قبلا در دانشنامه جهان اسلام نوشته شده با توجه به دو واقعيت يکی اينکه امکانات و ظرفيت ها محدود است و ديگر اينکه مقالات تأليفی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی برای مداخلی که پيشتر در دانشنامه جهان اسلام نوشته شده تفاوت معناداری از لحاظ محتوا و قوت مقالات ندارند کار صحیحی نیست. به نظرم وقت آن رسیده که مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی از ادامه انتشار آن براساس ترتيب حروف الفبای فارسی صرف نظر کند و از ياء آغاز کند تا دست کم با سرعت بيشتری ما صاحب يک دانشنامه برای همه مداخل و حروف الفبای فارسی باشيم. در اين حرکت معکوس زمانی که دائرة المعارف به حروف راء و زاء رسيد (که الآن هست) فاصله یکی دو دهه و بل بیشتر میان مداخل مشابه در این دو دانشنامه تأليف مجدد همان مداخل را از سوی دائرة المعارف بزرگ اسلامی توجیهپذیر خواهد کرد.https://t.me/azbarresihayetarikhiادامه نشر دائرة المعارف بزرگ اسلامی به شکل فعلی شايد توجيهی نداشته باشد هرچه می گذرد بيشتر معلوم می شود که بازنويسی مداخلی که قبلا در دانشنامه جهان اسلام نوشته شده با توجه به دو واقعيت يکی اينکه امکانات و ظرفيت ها محدود است و ديگر اينکه مقالات تأليفی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی برای مداخلی که پيشتر در دانشنامه جهان اسلام نوشته شده تفاوت معناداری از لحاظ محتوا و قوت مقالات ندارند کار صحیحی نیست. به نظرم وقت آن رسیده که مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی از ادامه انتشار آن براساس ترتيب حروف الفبای فارسی صرف نظر کند و از ياء آغاز کند تا دست کم با سرعت بيشتری ما صاحب يک دانشنامه برای همه مداخل و حروف الفبای فارسی باشيم. در اين حرکت معکوس زمانی که دائرة المعارف به حروف راء و زاء رسيد (که الآن هست) فاصله یکی دو دهه و بل بیشتر میان مداخل مشابه در این دو دانشنامه تأليف مجدد همان مداخل را از سوی دائرة المعارف بزرگ اسلامی توجیهپذیر خواهد کرد.https://t.me/azbarresihayetarikhi
جلد دوم کتاب "قرائتی که هرگز فراموش نشد". به کوشش استاد احسان موسوی خلخالیhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
جلد اول کتاب "قرائتی که هرگز فراموش نشد". به کوشش استاد احسان موسوی خلخالیhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
از شمار مظلوميتهای این مرد بزرگ يکی اين است که آدم زير متوسط و معرکهگیری مانند موسی غنی نژاد او را متهم به پوپولیسم می کند.https://t.me/azbarresihayetarikhi
مقاله تاريخ علويان در تاريخ جامع ايراناطلاع مربوط به خود ناصر اطروش را به خطا در مورد نواده او دانسته. آخر چطور ممکن است کسی که نواده ناصر اطروش (د. 304 ق) بوده از اصحاب امام حسن عسکری (ع) (شهادت در سال 260 ق) و همچنین استاد علي بن مهدی الطبري المامطيري (د. حدود 360ق) باشد؟ اين برداشت غلطی است از عبارت ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان. اين اطلاع در مورد خود ناصر است و نه نواده او.https://t.me/azbarresihayetarikhi
برخلاف نظريه فهرستی، کتاب جعفريات از همان اواخر سده سوم قمری در مصر و بعد بلافاصله در بغداد و حتی جرجان شناخته بود. در بغداد محدثان اماميه تحرير بغدادی آن را می شناختند؛ کما اينکه برخی مرويات آن از طرق ديگر هم شناخته بود. حتی شيخ در تهذيب و شيخ صدوق در برخی آثار عام خود به اين کتاب به روایت ابن اشعث استناد کرده و از آن نقل کرده اند. در ميان زيديه شمال ايران هم بعدا در اواخر سده چهارم قمری ابو طالب هارونی از تحرير/ روايت جرجانی آن از طريق ابن عدی از ابن اشعث نقل های فراوان در کتابش دارد. بعدها نه تنها فضل الله راوندی نسخه ای از تحرير بغدادی آن در النوادر به دست داد بلکه شهيد اول هم به الجعفريات دسترسی داشت و خلاصه ای هم از آن فراهم کرد. البته چنانکه قبلا گفتیم این متن که سنتی از فقه امير المؤمنين را در ميان شيعيان نمايندگی می کند هيچگاه در دایره منابع اصلی فقه امامیه نبوده مگر از طریق سنتهای موازی آن مانند کتاب سکونی.https://t.me/azbarresihayetarikhiبرخلاف نظريه فهرستی، کتاب جعفريات از همان اواخر سده سوم قمری در مصر و بعد بلافاصله در بغداد و حتی جرجان شناخته بود. در بغداد محدثان اماميه تحرير بغدادی آن را می شناختند؛ کما اينکه برخی مرويات آن از طرق ديگر هم شناخته بود. حتی شيخ در تهذيب و شيخ صدوق در برخی آثار عام خود به اين کتاب به روایت ابن اشعث استناد کرده و از آن نقل کرده اند. در ميان زيديه شمال ايران هم بعدا در اواخر سده چهارم قمری ابو طالب هارونی از تحرير/ روايت جرجانی آن از طريق ابن عدی از ابن اشعث نقل های فراوان در کتابش دارد. بعدها نه تنها فضل الله راوندی نسخه ای از تحرير بغدادی آن در النوادر به دست داد بلکه شهيد اول هم به الجعفريات دسترسی داشت و خلاصه ای هم از آن فراهم کرد. البته چنانکه قبلا گفتیم این متن که سنتی از فقه امير المؤمنين را در ميان شيعيان نمايندگی می کند هيچگاه در دایره منابع اصلی فقه امامیه نبوده مگر از طریق سنتهای موازی آن مانند کتاب سکونی.https://t.me/azbarresihayetarikhi
از ويژگی های نوشته های آقای احمد زیدآبادی در امور بین الملل و مسائل استراتژيک و منطقه ای این است که این نظر حکما را دائما رد و نقض می کند: پیش از اینکه فعلی انجام شود علاوه بر شوق و شوق اکید و وجود قوای منبثه در عضل، تصور و تصدیق به فایده هم از فعل (اينجا موضوع نوشته ها و نوشتن و نظر دادن) لازم است. از نظر حکماء اراده تنها در اين صورت معنا پیدا می کند و الا بدون تصور و تصدیق در مقدمات فعل، فعل آدم فعل فاعل مختار نیست! https://t.me/azbarresihayetarikhi
مجموعه درسگفتار «نصّ و اجتهاد در انديشه سياسی شيعه» (۳ جلسه) حسن انصاری موسسه مطالعات پیشرفته، پرینستون، نیوجرسی فایل های تصویری و صوتی جلسات: ▪️ویدیوی درسگفتارها: مجموعه یوتیوب را می توانید در اینجا پیدا نمایید ▪️عنوان و پیوند فایلهای صوتی جلسات:…برای فهم تمايزات دقيق بين دو گفتمان مکتب اهل بيت (ع) و مکتب خلفاء در انديشه سياسی و مسئله جانشينی پيامبر و امامت/خلافت شنيدن اين 7 جلسه را به دوستان توصيه می کنم. اينکه فرق نظريه نص و نظريه اجتهاد در اين زمينه چيست.https://t.me/azbarresihayetarikhi
مجموعه درسگفتار «نصّ و اجتهاد در انديشه سياسی شيعه» (۳ جلسه)حسن انصاریموسسه مطالعات پیشرفته، پرینستون، نیوجرسیفایل های تصویری و صوتی جلسات: ▪️ویدیوی درسگفتارها:مجموعه یوتیوب را می توانید در اینجا پیدا نمایید▪️عنوان و پیوند فایلهای صوتی جلسات: جلسه اول:تمايزهای اساسی ميان نظريه خلافت (ديدگاه اهل سنت) و نظريه امامت (ديدگاه شيعه اماميه)؛ نص و اجتهاد در فقه و تمايز تکليف عقلی و تکليف سمعی.جلسه دوم:چطور نظريه خلافت که خود نظريه ای اجتهاد محور قلمداد می شد به سطح جايگاه دينی ارتقا داده شد و احکام اجتهادی خلفاء فقه اهل سنت را ساخت؛ شيعه با وجود اينکه امامت را امری منصوص می دانست اما با دينی جلوه دادن اجتهادات در امر سياسی اگر مستند به حجيت شرعی و منصوص نباشد مخالف بود؛ از نتايج اين تمايز اين بود که فقه اهل سنت عموما متکی بر اجتهادات خلفاء و صحابه بود در حالی که فقه شيعه چون نسبتی با قدرت مسلط نداشت نه تحت تأثير قدرت خليفگان بلکه به عنوان فقه برآمده از نصوص امام معصوم در هيئت سنت اپوزيسيون شکل گرفت.جلسه سوم:بحث تعيين جانشينی پيامبر (ص) و آيا اینکه آنچه پيامبر (ص) درباره امر جانشينی خود و امامت امت بيان کرد در چارچوب "نصّ" می گنجد و يا موضوع اجتهاد است؟ آيا لازم است همه به وجود نص علم ضروری داشته باشند و يا علم بر پايه استدلال و اکتساب هم کافی است؟ ۷ تا ۲۸ جولای، ۲۰۲۶#نص_اجتهاد_شيعه@azbarresihayetarikhihttps://sites.mit.edu/zekrmit/@zekrMIT
مجموعه درسگفتار «آیا درک حاضران در غدیر خم از حدیث غدیر با درک امروزی ما یکی بود؟» (۴ جلسه)حسن انصاریموسسه مطالعات پیشرفته، پرینستون، نیوجرسیفایل های تصویری و صوتی جلسات: ▪️ویدیوی درسگفتارها:مجموعه یوتیوب را می توانید در اینجا پیدا نمایید ▪️عنوان و پیوند فایلهای صوتی جلسات: جلسه اول:تاريخچه جايگاه غدير در ادبيات و فرهنگ شيعی؛ آثاری که اهل سنت درباره آن و طرق حديثی آن نوشته اند؛ اهميت سياسی غدير در طول تاريخ اسلام.جلسه دوم:رويکرد نوانديشان دينی در ارتباط با مباحث شيعه شناسی؛ سیاق تاريخی واقعه غدير؛ چطور تعبير "مولا" را در سياق دوره پيامبر (ص) و عصر تأسيسی مدينه بفهميم؟جلسه سوم:واکنش ها به حديث غدير از سوی عالمان اهل سنت و سعی بر اینکه اين حديث به نحوی فهميده شود که به جای اينکه "نص" بر امامت تلقی شود تنها در سطحی از فضيلت تفسير شود؛ کتاب الرد علی الرافضة تأليف حکيم ترمذی و موضع آن درباره حديث غدير. جلسه چهارم:تاريخ برخورد با حديث غدير هم در روايت و هم در مضمون آن از سوی متکلمان و فقهای سده های دوم و سوم قمری؛ به چه عللی سعی شد که حديث غدير را از جايگاه "نص" به صرف يک "فضيلت" فروکاهند و اینکه که در خصوص فهم حديث غدير درست است که نيازمنديم به جهانبينی دينی و سياسی عصر پيامبر (ص) و گفتمان عصر نبوی برگرديم و از عصر خلافت و منظومه فکری آن فاصله بگيريم اما اين به معنای اين نيست که حديث غدير موضوع اجتهاد است و يا دلالتش به سطح "نص" نمی رسد؛ اختلاف اماميه و زيديه و معتزله و اهل سنت را در اين موضوع.۳۱ می تا ۹ جون، ۲۰۲۶#حدیث_غدیر_خم@azbarresihayetarikhihttps://sites.mit.edu/zekrmit/@zekrMIT
کتاب الجعفریات/ الأشعثيات/ العلویات (کتب الجعفرية) متن مهمی است که سنتی از فقه منسوب به امير المؤمنين (ع) را نمایندگی می کرده؛ سنتی که با سنت کوفی آن متمايز بود و در مصر حدود نيمه دوم سده سوم ريشه داشت. در ميان سنت کوفی، زيديان سنتی متفاوت در نقل مسند امير المؤمنين (ع) داشتند. سنتی که در مصر جعفريات را نقل می کرد با هر دو سنت زيدی کوفه و سنت فقهی اماميه عراق متفاوت بود و به همين دليل هم جز به شکل محدود اين کتاب که يک دور فقه منسوب به امير المؤمنين (ع) است در فقه اماميه مورد استناد فقهای ادوار متقدم قرار نگرفت. يکی از تحريرهای اين کتاب که سنت واسطی آن است در نسخه ای باقيمانده که ريشه اش به سال 514 ق می رسد. تحرير روايت بغدادی آن از طريق نوادر فضل الله راوندی اينک در اختيار ماست.https://t.me/azbarresihayetarikhi
اين چاپ النوادر راوندی مانند چاپ قبل آن ناقص است و تنها بخش جعفريات نوادر را دارد. مصحح از هيچ نسخه ای استفاده نکرده و تنها چاپ قبل را ديگربار منتشر کرده با تعليقات. https://t.me/azbarresihayetarikhiبخش آغازين النوادر تأليف فضل الله راوندي که تاکنون منتشر نشده و دارای اسناد جالب توجهی است. خوب است اين تکه تصحيح و منتشر شود.https://t.me/azbarresihayetarikhi
اين چاپ النوادر راوندی مانند چاپ قبل آن ناقص است و تنها بخش جعفريات نوادر را دارد. مصحح از هيچ نسخه ای استفاده نکرده و تنها چاپ قبل را ديگربار منتشر کرده با تعليقات.https://t.me/azbarresihayetarikhi
حسيب النسيب للحسيب النسيب، تأليفی است از السيد الإمام عز الدين علي فرزند دانشمند السيد الإمام ضياء الدين أبو الرضا فضل الله بن علي الحسنى الراوندي. از اين کتاب گويا تنها يک نسخه خطی باقی است در مجموعه ای از سده هفتم در کتابخانه آية الله مرعشی (ش 4047). بر خلاف گفته سيد علی خان مدنی در الدرجات الرفيعة (ص 498) اين کتاب مجموعه ای از اشعار راوندي نيست بلکه به تصریح محقق طباطبایی و چنانکه از نام کتاب هم پیداست مجموعه ای است در غزل و نسیب سروده عز الدين ابو القاسم يحيی شهيد، نقيب بسيار محترم ری و قم و آمل در آخر سده ششم قمری که در حدود 591 ق به شهادت رسيد؛ همو که برخی قبر امام زاده يحیی در تهران محله عودلاجان را متعلق به او می دانند. مناسب است اين متن منتشر شود. کار کسی است در پايه استاد ما آقای يوسف الهادي.https://t.me/azbarresihayetarikhi
مقاله بسيار ضعيفی درباره ابو الرضا فضل الله راوندی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی. اين مقاله بايد از نو نوشته شود. https://www.cgie.org.ir/fa/article/246168/%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%8C-%D9%81%D8%B6%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87https://t.me/azbarresihayetarikhi
بی دقتی در تصحيح شرح الأخبار تأليف قاضي نعمان. وهي فرقة من فرق الشيعة (پاورقی را هم بنگريد!!!)https://t.me/azbarresihayetarikhi
از_جعل_اجازه_تا_جعل_اعتبار_و_صحت؛_تتمّهای_بر_مقالۀ_57_اجازۀ_جعلى.pdfدو مقاله از استاد سید صادق حسینی اشکوری که برای نخستين بار پديده جعل در شماری از نسخه های خطی اجازاتی منتسب را آشکار کردند. https://t.me/azbarresihayetarikhi
رونمایی از 57 اجازۀ جعلی / اوراقِ صادق _ 2 /یادداشتهای سید صادق حسینی اشکوری درحوزۀ نسخههای خطی و اسناد(فصلنامۀ ذخایر شرق، شمارۀ 6، بهار 1404 هـ ش)https://t.me/zakhairsharq/154● از جعل اجازه تا جعل اعتبار و صحت؛ تتمّهای بر مقالۀ «رونمایى از 57 اجازۀ جعلى» / سید صادق حسینی اشکوریفصلنامۀ ذخایر شرق، شمارۀ 8: پائیز 1404 هـ شhttps://t.me/zakhairsharq/194
تاریخ قاجار و پهلوی را دقیق بخوانید و بیعملی ها و قصور و تقصیرها را به دقت بشناسید آنگاه متوجه می شوید که به دلیل آن اشتباهات و قصورها و تقصیرهاست که امروز ایران با چالش های بزرگی روبروست و همه مشکلات ژئوپليتيک انبار شده سر ايران امروز؛ از جنگ تحميلی صدام بر عليه ايران تا امروز. در اين ميان بيشترين خيانت به اين کشور از ناحيه محمدرضای پهلوی صورت گرفت با واگذاری و به رسميت شناختن بحرين. اگر بحرين واگذار نشده بود ما مسئله ای به نام نحوه کنترل تنگه هرمز امروز نداشتيم. https://t.me/azbarresihayetarikhi
یادداشت های حسن انصاری pinned an audio file
نصّ و اجتهاد در انديشه سياسی شيعه، دکتر حسن انصاریجلسه سوم: در اين جلسه به يک پرسش اساسی درباره بحث تعيين جانشينی پيامبر (ص) پاسخ داديم و آن اينکه آيا آنچه پيامبر (ص) درباره امر جانشينی خود و امامت امت بيان کرد در چارچوب "نصّ" می گنجد و يا موضوع اجتهاد است؟ آيا لازم است همه به وجود نص علم ضروری داشته باشند و يا علم بر پايه استدلال و اکتساب هم کافی است؟ آيا مضمون و دلالت آنچه پيامبر در اين زمينه فرمود در مقام نصّ و بيان بوده و يا نه و اگر در مقام نصّ بوده آيا فهم دلالت آن هميشه نيازمند علم قطعی است بدون دفع شبهه و يا به کارگيری استدلال و يا ضرورت استدلال برای فهم آن، نص را از مقام نص بودن نمی اندازد؟ چرا نص می تواند هم جلی باشد و هم خفی؟ آيا اگر نص خفی بود معنايش اين است که نص ديگر نص نيست و در فقدان نص جوازی برای رجوع به اجتهاد هست؟ (۲۸ جولای، ۲۰۲۶)#نص_اجتهاد_شيعه@azbarresihayetarikhihttps://sites.mit.edu/zekrmit/@zekrMIT
https://www.youtube.com/watch?v=1_zdmzGFuKg&list=PLRagz8v-1fF5NWupyv3Cx-_HjO8ikUMF-&t=1s🔻"Nass and Ijtihad in Shi'a Political Thought," Lec03Speaker: Dr. Hassan AnsariJuly 28, 2026🟥 Lecture in Persian. closed captions (CC) and auto-translate are available.Summary:In this session, we answered a fundamental question concerning the issue of the Prophet's (peace be upon him) succession: Does what the Prophet (peace be upon him) declared regarding his successor and the leadership (Imamate) of the Muslim community fall within the category of explicit textual designation (naṣṣ), or is it a matter open to independent reasoning (ijtihād)?Is it necessary for everyone to possess immediate and self-evident certainty about the existence of such a naṣṣ, or is knowledge acquired through reasoning and evidence also sufficient?Was the Prophet's statement on this matter intended as an explicit and authoritative designation (naṣṣ), or not? And if it was indeed intended as a naṣṣ, must its meaning always be understood through absolute certainty without the need to address doubts or employ rational argument? Or does the use of reasoning—or even the necessity of reasoning—to understand its meaning in no way diminish its status as a naṣṣ?Why can a naṣṣ be both manifest (jalī) and subtle (khafī)? If a naṣṣ is subtle, does that mean it is no longer a naṣṣ? And in the absence of a naṣṣ, is there then any justification for resorting to ijtihād?#nass_ijtihad_shia
سلفی گری و وهابيت آل سعود آينده ای در يمن نداردیمن بعد از اسلام سهم مهمی در فرهنگ و تمدن اسلامی داشته و دارد. بسیاری از صحابه و تابعین و علمای صدر اول از مفسران و فقیهان و محدثان از یمن بوده اند. در یمن البته مذاهب مختلف فقهی و کلامی همواره حضور داشته، از مذهب شافعی که همینک نیز در جنوب یمن مذهب فقهی غالب است تا مکتب اشعری. با این وصف فرهنگ مذهبی و فکری و تمدنی یمن را باید در زیدیه یمن جستجو کرد. دولتی که الهادی الی الحق یحیی بن الحسین در یمن پایه گذاری کرد بیش از هزار سال دوام آورد، گاه در کل یمن و گاه در صنعاء و یا برخی نقاط دیگر یمن. بعد از آنکه عثمانی ها یمن را تصرف کردند اتحاد دوباره یمن مرهون زیدی ها بود. زیدیه تنها یک مکتب فقهی و مذهبی نیست. زیدیه بستر تشیع در یمن است و فرهنگ شیعی یمن سابقه اش حتی از دولت زیدی هم بیشتر است. زیدیه یک مکتب فکری و فرهنگی است، فرهنگی شیعی و تفکری بر پایه خردگرایی معتزلی و شیعی. عمده فرهنگ مکتوب یمن بعد از اسلام مرهون علمای زیدی آنجاست. اصلا یمن را نمی توان بدون این فرهنگ شناخت. مدارس، آموزشگاهها، سنت های آموزشی، ادبیات مکتوب و شفاهی و فرهنگ عمومی یمن یا از زیدیه است و یا متأثر از زیدیه است. حتی شافعیان یمن هم از زیدیه تأثیر گرفته اند. بخشی مهم از فرهنگ شافعی در یمن و جنوب آن مرهون علمای سادات و اشراف است که با فرهنگ شیعی و صوفیانه پیوند خورده. اسماعیلیان در یمن هم که معلوم است شیعی اند و بخشی از فرهنگ این کشورند.عربستان سعودی و وهابیت همواره در دوران کوتاه شکل گیری هویت سیاسی دولت نوپای سعودی مخالف این وضع در یمن بوده و دست کم از نقطه نظر فرهنگی نمی تواند فرهنگ شیعی و معتزلی یمن که بن مایه اش با وهابیت و تفکر سلفی گری و غیر معتزلی مخالف است را تحمل کند. گاه البته در دهه های میانی سده بیستم عربستان از دولت امامت در یمن به دلائل سیاسی گذرا حمایت می کرد اما همه همت فرهنگی و فکری خود را همیشه برای رد و سرکوب و پایان دادن به تفکر شیعی و معتزلی زیدی در یمن مصروف داشته است. در همین جنگ کنونی بر علیه یمن شاهدیم که چگونه فرهنگ و میراث فرهنگی و کتابخانه ها و آثار باستانی و قدیم یمن حاقدانه ویران شد. قبل از این جنگ، سعودی ها با تجهیز و سرمایه گذاری در یمن و حتی در شهر صعده تلاش می کردند تفکر سلفی خردسوز خود را جای تفکر معتزلی و زیدی شیعی تبلیغ کنند. صدها کتاب بر علیه زیدیه منتشر می کردند و مدارسی در شیعی ترین نقاط یمن برای تبلیغ سلفی گری و وهابیت برپا کردند و داعیه ها و مبلغان آنها فرهنگ طائفه گری و تفرقه برانگیزی مذهبی و تکفیری و تفسیقی و ضد شیعی خود را از طرق مختلف در یمن پمپاژ می کردند. عربستان چه بخواهد و چه نخواهد یمن با فرهنگ زیدی و میراث معتزلی و شیعی و زیدی خود شناخته است. هزار سال تاریخ و فرهنگ این کشور را نمی توان با تخریب و کشتار پایان داد و یا نادیده گرفت. سلفی گری راهی به سرزمین اعتزال و تشیع ندارد.https://t.me/azbarresihayetarikhi
في السند الافتتاحي لكتاب «مسائل علي بن جعفر» وقع تحريف كتابي في اسم أبي جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادي الكوفي. وكان هذا الرجل من كبار علماء الزيدية في الكوفة، ومن تلامذة والد الناصر الأطروش. بل إن الناصر الأطروش نفسه كان من تلامذته، وقد نقل في كتاب «البساط» روايات من مسائل علي بن جعفر بهذا الطريق نفسه.وكان ناسخ النسخة الأصلية من مسائل علي بن جعفر رجلاً يُدعى محمد بن الحسين بن علي بن الحسين المازندراني، وهو من تلامذة يحيى بن سعيد الحلي، وقد نسخ الكتاب سنة 686هـ (انظر: الفوائد الطريفة للأفندي، ص 514). ويُحتمل أنه اعتمد في ذلك على نسخة خطية من تراث الزيدية في طبرستان.كما أن القاضي النعمان يروي في كتاب «الإيضاح» مسائل علي بن جعفر عن طريق أخي الناصر الأطروش، عن أبيه. وهذا يوافق ما نجده في كتاب «البساط»؛ إذ كان الناصر يروي عن أخيه، وعن محمد بن منصور، وكلاهما يروي عن والد الناصر الأطروش، عن علي بن جعفر.https://t.me/azbarresihayetarikhi/13181?singleفي السند الافتتاحي لكتاب «مسائل علي بن جعفر» وقع تحريف كتابي في اسم أبي جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادي الكوفي. وكان هذا الرجل من كبار علماء الزيدية في الكوفة، ومن تلامذة والد الناصر الأطروش. بل إن الناصر الأطروش نفسه كان من تلامذته، وقد نقل في كتاب «البساط» روايات من مسائل علي بن جعفر بهذا الطريق نفسه.وكان ناسخ النسخة الأصلية من مسائل علي بن جعفر رجلاً يُدعى محمد بن الحسين بن علي بن الحسين المازندراني، وهو من تلامذة يحيى بن سعيد الحلي، وقد نسخ الكتاب سنة 686هـ (انظر: الفوائد الطريفة للأفندي، ص 514). ويُحتمل أنه اعتمد في ذلك على نسخة خطية من تراث الزيدية في طبرستان.كما أن القاضي النعمان يروي في كتاب «الإيضاح» مسائل علي بن جعفر عن طريق أخي الناصر الأطروش، عن أبيه. وهذا يوافق ما نجده في كتاب «البساط»؛ إذ كان الناصر يروي عن أخيه، وعن محمد بن منصور، وكلاهما يروي عن والد الناصر الأطروش، عن علي بن جعفر.https://t.me/azbarresihayetarikhi/13181?single
فیلمی کوتاه از عاشورای تهران در سال ۱۳۰۶ شمسیمستندهای تاریخی را در این کانال ببینید👇🏻https://t.me/mostanadtarikhi
یادداشت های حسن انصاری pinned Deleted message
من تراث محمد بن منصور المرادي الکوفي في شمال ايران (طبرستان)https://t.me/zaydiyyat
در سند آغازين مسائل علي بن جعفر نام ابو جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادي الکوفي با تحريف کتابت شده. او عالم برجسته زيدی در کوفه و شاگرد پدر ناصر اطروش بود. خود ناصر اطروش هم شاگردش بود و در کتاب البساط اتفاقا از مسائل علي بن جعفر به همين طريق نقل می کند. کاتب نسخه اصل مسائل علي بن جعفر کسی بوده به نام محمّد بن الحسين بن علي بن الحسين المازندراني که شاگرد يحيی بن سعيد حلي بوده و نسخه را در سال 686 ق کتابت کرده (نک: الفوائد الطريفه افندی، ص 514)، احتمالا بر اساس نسخه ای خطی از ميراث زيديان طبرستان. قاضي نعمان هم در الايضاح مسائل علي بن جعفر را از طريق برادر ناصر اطروش از پدرش نقل می کند کما اينکه در البساط هم می بينيم: ناصر از برادرش و از محمد بن منصور نقل می کرده و آنها از پدر ناصر اطروش از علی بن جعفر. https://t.me/azbarresihayetarikhiدر سند آغازين مسائل علي بن جعفر نام ابو جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادي الکوفي با تحريف کتابت شده. او عالم برجسته زيدی در کوفه و شاگرد پدر ناصر اطروش بود. خود ناصر اطروش هم شاگردش بود و در کتاب البساط اتفاقا از مسائل علي بن جعفر به همين طريق نقل می کند. کاتب نسخه اصل مسائل علي بن جعفر کسی بوده به نام محمّد بن الحسين بن علي بن الحسين المازندراني که شاگرد يحيی بن سعيد حلي بوده و نسخه را در سال 686 ق کتابت کرده (نک: الفوائد الطريفه افندی، ص 514)، احتمالا بر اساس نسخه ای خطی از ميراث زيديان طبرستان. قاضي نعمان هم در الايضاح مسائل علي بن جعفر را از طريق برادر ناصر اطروش از پدرش نقل می کند کما اينکه در البساط هم می بينيم: ناصر از برادرش و از محمد بن منصور نقل می کرده و آنها از پدر ناصر اطروش از علی بن جعفر. https://t.me/azbarresihayetarikhi
برخلاف آنچه در اين کتاب (قول سديد) و در نظريه فهرستی گفته شده نيازی به اين توجيهات نيست. متن موجود مسائل علي بن جعفر که در نسخه مستقل از قرب الإسناد حميری به دست ما رسيده در واقع متنی زيدی است به روايت محمد بن منصور مرادی از پدر ناصر اطروش. زيديه به دليل اينکه تمايل داشتند روايات را به جای امام موسی بن جعفر از امام صادق نقل کنند در متن سند آغازين تصرف کردند و در واقع امام صادق را پاسخ دهنده به پرسش ها قلم بردند، در حالی که در واقع سائل علي بن جعفر است و پاسخ دهنده امام کاظم (ع).https://t.me/azbarresihayetarikhi
جزیرۀ هرموزصاحب هفت اقلیم مرقوم نموده که اردشیر بابکان بر ساحل دریای عمان شهری ساخته هرموز نام کرد... پوشیده نماند که چنانچه سمت گزارش یافت، فرنگیه در هرموز و بندر جرون تسلّط و استقلال تمام به هم رسانیده مزاحم مسلمین و متردّدین میگشتند و چون به محض ارادۀ قادر مُلکبخش، تخت سلطنت ایران به وجودِ باوجود خاقان گیتیستان، شاه عباس ماضی، آرایش یافت، والیان اطراف و متغلّبان اکناف پای در دامن ادب پیچیده سر بر خط فرمان نهادند سوای فرنگیۀ پرتگالیه که در اطراف بحرین و هرموز و سواحل دریای عمان لوای طغیان افراخته بودند و قلعۀ دربند بکر ساخته استحکام میدادند. جرئت کفرۀ فرنگ بر خاطر انور پادشاه برّ و بحر گران آمده به امامقلیخان بیگلربیگی فارس حکم شد که ساحت آن ولایت را از لوث وجود آنها پاک سازد و خان عالیجاه با جنود فارس متوجّه گشتند در بندر عباسی لوای ابهّت افراخت و افواج قاهره از دریا با کشتیها عبور نموده داخل جزیرۀ هرموز شدند و با وجود استحکام قلعه و حصار که عرض دیوارها زیاده از سی ذرع است که به سنگ و آهک ساختهاند در اندک روزی مسخّر ساختند و محمودشاه، والی هرموز، و اتباع به دست درآوردند و هر کس از رعایا که در قلعهداری با کفره موافقت کرده بود به جزا و سزای خود رسید و این فتح مبین که کارنامۀ سلاطین جهان تواند بود در سنۀ احدی و ثلثین و الف روی نمود.[مختصر مفید: جغرافیای ایرانزمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۳۶۹-۳۷۱]بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
بارها گفته ايم که نظريه فهرستی چون مستندات قوی ندارد ناچار به احتمالات بعيده پناه می برد. اين يک نمونه آن است. روشن است که مسائل علي بن جعفر هيچ ربطی نه به کتاب/ مسائل حلبی دارد و نه چهارصد مسئله محمد بن مسلم.https://t.me/azbarresihayetarikhi
🔸كتاب المعتمد للملاحمي وتحقيقه غير المعتمد 🔹حمید عطائی نظری الملخّص: يعتبر كتاب المعتمد في الأصول تأليف ركن الدين محمود الملاحمي الخوارزمي (ت 536ه.ق.) المتكلّم المعتزلي المعروف في عداد الكتب الكلامية المفصّلة والقيّمة للمعتزلة، وقد تمّ قبل بضع سنين طباعة…
🎥مرکز تروریسم جهانی، مرکز تروریستهای جهان👇👇👈بی رحم ترین و شقی ترین تروریستهای جهان که برای ترور یک نفر، ده ها شهروند عادی را همزمان وحشیانه می کُشند.✅صهیونیسم یعنی تروریسم عریان، نسل کشی، جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت که همگی به تأیید دیوان بین المللی کیفری و نهادهای حقوق بشری رسیده است.🔺تروریستهای موساد در پرونده جفری اپستین از دختر بچه ها به عنوان قربانی استفاده کردند، در غزه ۲۰ هزار کودک را قتل عام کردند، و در ایران هم ده ها کودک و حتی نوزاد را ترور کردند و کُشتند.https://t.me/ganji_akbar
اينک که ترجمه انگليسی اين کتاب را با همکاری دوستی تکميل و آماده نشر کرده ام و در اين چارچوب عمده مطالعات مرتبط با تاريخ مشروطه و سهم علمای شيعه را در نهضت مشروطيت مطالعه کرده ام تقريبا با اطمينان می توانم بگويم هيچ نهضت و انقلاب و حادثه ای تاريخی در طی تاريخ معاصر جهان نيست که به اندازه نهضت مبارکه مشروطه مورد تحريف قرار گرفته باشد. بخشی از موافقان و مخالفان آن هر کدام با اهدافی کاملاً فرقه ای و مقابل هم اين انقلاب که حاصل تلاش و رهبری علمای نجف و علمای بلاد بود را نتيجه اقدامات بابيه و ازليه جا زدند. آخر کجای سخن علی محمد باب و اتباعش در آن زمان با مشروطه و فکر مدرن سازگار است؟ شرم نمی کنيد؟ https://t.me/azbarresihayetarikhi
تحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه اول، (۲۱ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه دوم، (۲۲ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه سوم، (۲۳ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه چهارم، (۲۴ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه پنجم، (۲۵ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه ششم، (۲۶ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه هفتم، (۲۷ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه هشتم، (۲۸ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه نهم، (۲۹ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMITتحليل تاريخی ايدئولوژی بنی اميه در دين و قدرت، حسن انصاری جلسه دهم، (۳۰ آگست، ۲۰۲۳)ویدیوی جلسه در یوتیوب#درسگفتار_تحليل_تاريخی_ايدئولوژی_بنی_اميه@azbarresihayetarikhi@zekrMIT
برای درک تاريخی از واقعه عاشوراء نخست بايد با گفتمان بنی اميه در زمينه دين و قدرت آشنا شويم. پيشنهاد می کنم اين مجموعه ده گفتاری را بشنويد. در اين گفتارها تنها متون اصيل سده های اول و دوم قمری را مبنای بحث قرار داديم. 👇👇https://t.me/azbarresihayetarikhi
اسلام علوی در مقابل اسلام اموی در کلام زينب کبری، دختر امير المؤمنين (ع)فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ الله لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا وَ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْكَ عَارَهَا وَ هَلْ رَأْيُكَ إِلَّا فَنَدٌ وَ أَيَّامُكَ إِلَّا عَدَدٌ وَ جَمْعُكَ إِلَّا بَدَدٌ يَوْمَ يُنَادِي الْمُنَادِي أَلا لَعْنَةُ الله عَلَى الظَّالِمِينَ https://t.me/azbarresihayetarikhi
ای خون اصیلت به شتکها ز غدیرانافشانده شرفها به بلندای دلیرانجاری شده از کرب و بلا آمده و آنگاهآمیخته با خون سیاووش در ایرانتو اختر سرخی که به انگیزهٔ تکثیرترکید بر آیینهٔ خورشید ضمیرانای جوهر سرداری سرهای بریدهوی اصل نمیرندگی نسل نمیرانخرگاه تو میسوخت در اندیشهٔ تاریخهر بار که آتشزده شد بیشهٔ شیرانآن شب چه شبی بود که دیدند کواکبنظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟و آن روز که با بیرقی از یک سر بی تنتا شام شدی قافلهسالار اسیرانتا باغ شقایق بشوند و بشکوفندباید که ز خون تو بنوشند کویرانتا اندکی از حق سخن را بگزارندباید که به خونت بنگارند دبیرانحد تو رثا نیست عزای تو حماسهستای کاسته شأن تو از این معرکهگیرانحسین منزویhttps://t.me/azbarresihayetarikhi
حسین فخری، بسوز ای دل که امروز اربعین استhttps://youtu.be/3FcAGEVaHt0?si=m5wYJ4lmzl6LESDw@BetweenDichotomies
صلی الله علیک یا أبا عبد الله وعلی الأرواح التي حلّت بفنائکاربعین مولایمان را به همه آزادگان عالم تسلیت می گویم. https://t.me/azbarresihayetarikhi
مراقب باشید از تحلیلهای این بوق استعماری فریب نخورید! ظاهری بیطرف اما دقیقا در راستای منافع دشمنان ملت ایران!https://t.me/azbarresihayetarikhi
اينجا ايران است. با دهان های ناپاک حتی نمی شود نامش را بر زبان آورد چه رسد به اينکه نيت های شوم درباره اش در سر بپرورانید!https://t.me/azbarresihayetarikhi