قسمت دوم | توقفی کوتاه در حمیل، تأملی بلند درباره جامعه ایرانغلامرضا کریمی، مرداد ۱۴۰۵ گرمای شدید ه…
انتشار: 2026/07/29 15:49 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
قسمت دوم | توقفی کوتاه در حمیل، تأملی بلند درباره جامعه ایرانغلامرضا کریمی، مرداد ۱۴۰۵ گرمای شدید هوا اجازه نمیداد بدون توقف مسیر را ادامه دهیم. حوالی ظهر، در شهر حمیل توقف کرده و وارد رستورانی در مرکز شهر شدیم. صاحب رستوران پیرمردی ۷۸ ساله بود. گفتوگوی کوتاهی را آغاز کردیم، اما صحبت آنقدر شیرین شد که چند ساعت کنار هم نشستیم.از جوانیاش گفت؛ اینکه پیش از انقلاب حدود شصت روز برای کارگری به عراق رفته بود و درآمد خوبی هم به دست آورده بود. تعریف میکرد که در روزهای آخر اقامتش تصمیم گرفته همراه دوستانش به زیارت مرقد حضرت علی(ع) برود. قبل از حرکت استخاره کرده بود، اما استخاره خوب نیامده بود. با این حال، به زیارت رفته بودند و هنگام خروج از حرم توسط پلیس عراق دستگیر و از کشور اخراج شدند.با خنده میگفت: «ما که به زیارت حضرت علی(ع) رفته بودیم، چرا کمک نکرد که گرفتار پلیس نشویم؟» این جمله را با همان سادگی و صداقتی بیان میکرد که هنوز بعد از چند دهه، خاطره آن روزها را برایش زنده نگه داشته بود.اما برای من، جذابترین بخش گفتوگو چیز دیگری بود. هرچه صحبت جلوتر میرفت، متوجه شدم این پیرمرد، برخلاف ظاهر ساده و زندگی روستاییاش، اطلاعات قابل توجهی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور دارد. تحلیل میکرد، مثال میآورد و حتی درباره برخی تحولات منطقهای نظر میداد.از او پرسیدم این اطلاعات را از کجا به دست میآورد. گفت بیشتر شبها برنامههای شبکه ایران اینترنشنال را دنبال میکند. با این حال، نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که در کنار انتقادهایی که به وضعیت کشور داشت، در دفاع از ایران، استقلال کشور و مخالفت با هرگونه مداخله خارجی، بهویژه از سوی آمریکا، موضعی کاملاً روشن و قاطع داشت.این گفتوگو بار دیگر یک واقعیت را برایم روشنتر کرد؛ اینکه جامعه ایران را دیگر نمیتوان با تقسیمبندیهای ساده تحلیل کرد. تصور رایجی وجود دارد که اگر کسی رسانهای خارج از کشور را دنبال میکند، الزاماً در همه موضوعات همسو با آن رسانه فکر میکند، اما واقعیت جامعه بسیار پیچیدهتر از این است. افراد ممکن است منبع خبری متفاوتی داشته باشند، از عملکرد برخی مسئولان انتقاد کنند، خواهان اصلاحات جدی در شیوه اداره کشور باشند، اما در عین حال، نسبت به امنیت ملی، تمامیت ارضی و استقلال ایران حساسیت بالایی داشته باشند.این پیچیدگی را فقط در حمیل ندیدم. یک هفته قبل نیز در سفری به مناطق مرکزی ایران، با افراد مختلفی همصحبت شده بودم. نتیجه آن گفتوگوها نیز تقریباً همین تصویر را نشان میداد. فارغ از تفاوتهای فکری و سیاسی، یک نقطه مشترک در میان بسیاری از مردم دیده میشد؛ اینکه ادامه روند فعلی اداره کشور را کافی نمیدانند و معتقدند برای عبور از مشکلات، اصلاحات جدی در شیوه حکمرانی و مدیریت کشور ضروری است.آنچه برای من اهمیت داشت، خودِ این مطالبه بود؛ مطالبهای که محدود به یک قشر، یک شهر یا یک جریان سیاسی خاص نیست. هرچه دامنه گفتوگوها گستردهتر میشود، بیشتر میتوان دریافت که بخش قابل توجهی از جامعه، با وجود تفاوت دیدگاهها، در ضرورت اصلاح برخی رویهها اشتراک نظر دارند. شاید مهمترین چالش امروز، نه تشخیص این مسئله، بلکه شنیدن این صداها و تبدیل آنها به تصمیمهای مؤثر در عرصه حکمرانی باشد.آن روز، از رستوران کوچک حمیل فقط با رفع خستگی بیرون نیامدم؛ احساس میکردم چند ساعت گفتوگو با یک پیرمرد، پنجرهای تازه برای فهم لایههای پنهان افکار عمومی ایران پیش رویم باز کرده است.🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar

