تا به حال به این فکر کردهاید که چرا بعضی از ما عاشق سفر کردن هستیم و با اشتیاق به دنبال مکانهای ن…
انتشار: 2026/07/31 11:00 UTCدریافت: 2026/08/03 12:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 12:37 UTC
تا به حال به این فکر کردهاید که چرا بعضی از ما عاشق سفر کردن هستیم و با اشتیاق به دنبال مکانهای ناشناخته میگردیم، اما بعضی دیگر حتی برای یک سفر کوتاه هم اضطراب میگیرند و مدام دلتنگ خانه میشوند؟ یا چرا وقتی وارد یک شهر جدید میشویم، احساس میکنیم بخشی متفاوت از شخصیت ما فعال شده است؟ ما از سالهای نخست زندگی، تصاویر پدر، مادر و سایر مراقبان را در ذهن خود درونی میکنیم. این « والدین درونی» صرفاً خاطره افراد نیستند؛ بلکه الگوهایی هستند که به ما میآموزند جهان تا چه اندازه قابل اعتماد، قابل پیشبینی و امن است. بعدها همین الگوها کیفیت رابطه ما با دیگران، میزان تحمل تنهایی و حتی واکنش ما به سفر را شکل میدهند.سفر از نظر روانشناختی، تجربهای از جدایی، اکتشاف و بازگشت است؛ فرایندی که یادآور نخستین تجربههای کودک در فاصله گرفتن از مادر و کشف دنیای بیرون است. به همین دلیل، سفر میتواند ناخودآگاه تعارضهای اولیه دلبستگی را فعال کند.اگر فرد در کودکی دلبستگی ناایمن یا تجربه مراقبت ناپایدار داشته باشد، سیستم دلبستگی او در موقعیتهای جدید سریعتر فعال میشود. در نتیجه، دور شدن از خانه ممکن است نه صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی، بلکه تجربهای از ترک شدن، ناامنی یا از دست دادن «پناهگاه روانی» باشد. برای چنین افرادی، خانه فقط یک ساختمان نیست؛ بلکه نماد امنیت هیجانی است و فاصله گرفتن از آن میتواند اضطراب، دلتنگی یا میل شدید به بازگشت را برانگیزد.در مقابل، افرادی که در کودکی رابطهای امن و پاسخگو با مراقبان خود تجربه کردهاند، به تدریج یک والد امن درونی یا «پایگاه امن درونی» میسازند. آنها این احساس امنیت را با خود حمل میکنند؛ بنابراین حتی در محیطی کاملاً ناآشنا نیز میتوانند کنجکاوی، انعطافپذیری و لذت اکتشاف را حفظ کنند. برای این افراد، جهان بیشتر یک فضای یادگیری و کشف است تا یک تهدید.از دیدگاه روانکاوی، تغییر رفتار ما در سفر نیز تصادفی نیست. دور شدن از نقشهای روزمره، انتظارات اجتماعی و روابط همیشگی، فرصت میدهد بخشهای کمتر شناختهشده شخصیت آشکار شوند. گویی محیط جدید، زمینهای برای تجربه جنبههایی از «خود» فراهم میکند که در زندگی روزمره کمتر مجال ظهور دارند.پژوهشهای علوم اعصاب نیز نشان میدهد که مواجهه با محیطهای جدید، شبکههای مغزی مرتبط با یادگیری، حافظه و سیستم پاداش را فعال میکند و میتواند انعطافپذیری شناختی و احساس سرزندگی را افزایش دهد. به همین دلیل، سفر برای بسیاری از افراد نه تنها تفریح، بلکه تجربهای رشددهنده و حتی درمانگر است؛ البته به شرط آنکه فرد از امنیت درونی کافی برای مواجهه با ناشناختهها برخوردار باشد.شاید به همین دلیل است که کیفیت سفر، بیش از آنکه به مقصد وابسته باشد، به «خانهای که درون خود ساختهایم» بستگی دارد.#دکتر_معصومه_محسنی_کبیر@arameshdron🍃




