تصویر روی جلد نشریه توفیق به مناسبت بازی فوتبال ایران و اسرائیل بهسال 1349نخستوزیر عصایی (هویدا):…
انتشار: 2026/06/27 18:46 UTCدریافت: 2026/08/22 00:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:46 UTC
تصویر روی جلد نشریه توفیق به مناسبت بازی فوتبال ایران و اسرائیل بهسال 1349نخستوزیر عصایی (هویدا): بازی که تموم شده پس چرا نمیرین بیرون؟!اسرائیلیها: ما عادت نداریم زمینی رو که اومدیم توش، دیگه بریم بیرون! میگی نه؟ از عرب (کاپیتان تیم ملی ایران) بپرس!@AnsuyePardehePendarتوفیق: هفتهنامه فکاهی اخلاقی و اجتماعی که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی توسط حسین توفیق تاسیس شد و بعد از مرگش، فرزندش محمدعلی توفیق از سال ۱۳۱۹ تا سال ۱۳۵۰ انتشار این هفتهنامه را ادامه داد و بیشتر مطالب نشریه بهطنزهای سیاسی و اجتماعی کمنظیری در تاریخ مطبوعات ایران بَدل شد.@AnsuyePardehePendar
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — آنسوىِ پردهِ پندار
👇🏽ادامه از پست پیشین:🔻مبارزه با فساد، از تشخیصمحوری تا قانونمداری:یکی از معروفترین تعاریف از فساد، سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع شخصی است. در سالیان اخیر از حضور نهادهای امنیتی و نظارتی و دستگیریها و گرفتاریهای مدیران و کارمندان دستگاههای دولتی، از جمله سازمان حفاظت محیطزیست مکررا شنیدهایم. از آخرین نمونه آن در یکی از دفاتر حساس سازمان که عموما با خودروسازها سروکار دارد، کمتر از دو ماه میگذرد.همزمان ترجیعبند اغلب مقررات مرتبط با سازمان حفاظت محیطزیست چنین عبارتهایی است: «به تشخیص سازمان» و «پس از تأیید سازمان». اصلا اصرار سازمانی که از نظر توان، استعداد و نیروی انسانی چنین تحت فشار است و در کار روزانه خود با چالشهای جدی مواجه است، برای ایجاد اختیارات و مجوزهای جدید برای خود، فینفسه عجیب است. در مقابل اما روشن است که هر گاه معیار قضاوت، از مقررات و رویههای مشخص و شفاف، تبدیل به تشخیص شخصیتهای حقوقی یا حقیقی شود، بدونتردید زمینهای برای مذاکره و امضا طلایی فراهم میشود و امکان بروز فساد، خودبهخود افراد مستعد آلوده شدن به فساد را تولید میکند. پس تا وقتی ۱۰ مجوز و امضا برای واردات نوعی از ضایعات به کشور یا ورود یک خودرو به چرخه مصرف در یک نهاد وجود داشته باشد، تبعا ۱۰ زمینه مستعد فساد وجود دارد و به باور نگارنده، کارآمدتر شدن عملکرد دستگاه نظارتی در گرو آن است که به جای برخورد واکنشی با افرادی که آلوده به فساد شدهاند، به صورت کنشگرانه، پیشتر زمینههای بروز فساد از میان برداشته شود. 🔻تقلید همسانگونه و گامهای کوچک اصلاحی:تجربه جهانی نشان میدهد الگوبرداری کشورهای کمترتوسعهیافته از الگوهای حکمرانی، نهادی و یا توسعهای کشورهای توسعهیافته، عملا در عموم موارد به شکست انجامیده است. در حقیقت مفهومی که از آن با عنوان تقلید همسانگونه یا همسانساز یاد میشود، شرایطی است که در آن فرمها تقلید میشود، اما به دلیل ناتوانی نهادی، ناکارآمدیها در قالب فرمهای جدید بازتولید میشوند و مسائل حلنشده باقی میمانند. مت اندروز در تبیین این وضعیت، از استعاره آفتابپرست استفاده میکند؛ به این معنا که دولتها مانند آفتابپرست رنگ خود را با محیط (استانداردهای جهانی) تغییر میدهند، اما این تغییر تنها در سطح پوست یا ظاهر است و ماهیت ساختاری آنها تغییری نمیکند. در مواجهه با این چالشها و برای رهایی از تله تقلید همسانگونه، اندروز پیشنهاد میکند که توسعه حکمرانی نه از طریق کپی کردن فرمها، بلکه از طریق یک فرآیند مستمر از آزمون، خطا و یادگیری در سطح عملیاتی با برداشتن گامهای کوچک اصلاحی صورت گیرد.7sobh.com/fa/tiny/news-60157206%D9%81%D8%…
📝 فساد، محیطزیست و حاکمیت قانون✍🏻امین صدرنژاد، رئیس انجمن خدمات اقتصاد چرخشی ایران📌روزنامه هفت صبحدر ایران، اصلیترین مقرراتی که معیار تشخیص آلایندگی یا عدمآلایندگی یک بنگاه اقتصادی توسط سازمان حفاظت محیطزیست قرار میگیرند، عبارتند از: حد مجاز انتشار آلایندههای هوا در صنایع (مصوب ۱۳۹۷)، حدود مجاز آلودگی صوتی (مصوب ۱۳۹۷)، استانداردهای خروجی فاضلاب (مصوب ۱۳۷۳) و استاندارد تخلیه پساب به دریاهای ایران (مصوب ۱۳۹۹)و حدود مجاز آلودگی خاک (مصوب ۱۳۹۸). غیر از تعیین حدود مجاز آلودگی خاک که به استناد ماده ۱۱ قانون حفاظت از خاک مصوب سازمان حفاظت محیطزیست است، سایر مقررات یادشده مصوب هیئتوزیران هستند.اولین نکته که در نگاهی به اسامی این مقررات مشاهده میشود، آن است که چرا برخی عنوان «حدود مجاز» دارند و برخی «استاندارد»؟ ثانیا چرا مرجع تصویب عمدتا هیئتوزیران است و در یک مورد خود سازمان حفاظت محیطزیست؟ شاید پاسخ سطحی به این دو سوال آن باشد که «چون قانون چنین تعیین کرده»؛ اما موضوع اصلا از آنجا سرچشمه میگیرد که بر اساس قانون تقویت و توسعه نظام استاندارد، از سال ۱۳۹۶ سازمان ملی استاندارد تنها مرجع رسمی سیاستگذاری، نظارت و هدایت نظام استاندارد در کشور است که به دلیل سابقه، تجربه و ارتباطات بینالمللی خود، این کار را با روشهای نسبتا استانداردی انجام میدهد.همچنین بر اساس این قانون، هیچ سازمان یا نهاد دیگری حق وضع استاندارد در کشور را ندارد. از نظر ماهوی، مقادیر مجاز انتشار کاملا از جنس استاندارد هستند و فرآیند تعیین آنها باید از مسیر فرآیندهای متداول تدوین استاندارد بگذرد و این باعث میشود که بر اساس قانون، سازمان متولی تعیین، تدوین و نظارت بر آنها سازمان ملی استاندارد باشد. پس نزدیکترین راه برای خارج کردن چنین اموری از حیطه قانون و سازمان ملی استاندارد چیست؟ حاکمیت با قانون و خلق عناوین و اختیارات جدید! واژه «استاندارد» را به «حدود مجاز» تبدیل میکنیم، مرجع تصویب هم اگر زورمان رسید در سازمان حفاظت محیطزیست نگه میداریم و اگر نرسید، در سطح وزیران کشور.🔻کیفیت قانونگذاری و کیفیت اجرا:عمده قوانین محیطزیستی که در یک دهه اخیر در کشور وضع و جاری شدهاند (مواد ۲۷ تا ۲۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانون هوای پاک، قانون کمک به ساماندهی پسماندها، ماده ۲۲ قانون برنامه هفتم و...)، مبتلا به مسائل اساسی از منظر حقوقی، فنی و حکمرانی هستند. شتاب افت کیفی این قوانین نیز بسیار بالاست. یعنی هر چه جلوتر میآییم، قوانین مسئلهدارتر میشوند و به ماده ۲۲ قانون برنامه هفتم که میرسیم، اصلا قانون خود به زمینهساز بروز فساد و عدم کارکرد ابزارهای محیطزیستی تبدیل میشود. مثلا: در بند الف، صرفا «طرحهای بزرگ جدید و طرحهای توسعهای بزرگ» مشمول ارزیابی اثرات محیطزیست شدهاند. با همین عبارت در متن قانون، فهرست پروژههای مشمول ارزیابی یکجا منهدم شد! یعنی دیگر مهم نیست که آثار طرح چقدر قابل ملاحظه باشد یا طرح در کجا باشد، فقط اندازه طرح مهم است. مثلا یک زبالهسوز کوچک در یک استان شمالی، گرچه دارای آثار مخرب بسیار قابلملاحظه است، اما چون کوچک است دیگر مشمول ارزیابی نمیشود. در بند ب، «طرحهای کلان توسعهای دستگاههای اجرایی» مشمول ارزیابی راهبردی محیطزیست شدهاند و سازمان باید آنها را تایید کند. این در حالی است که در کل کشور یک شرکت مشاور برای اجرای SEA یا یک طرح ارزیابی راهبردی محیطزیستی تاکنون انجام نشدهاست و اصلا ساختار تصمیمگیری کشور برای طرحهای کلان یا حتی وضع همین قوانین برنامههای توسعهای نیز از بیخ بر مبنای ارزیابی راهبردی محیطزیست نیست. در بند پ، مصداقی عینی و عملیاتی برای ایجاد موقعیت تعارض منافع و افزایش فساد در جامعه با برقرار کردن ارتباط مالی میان «ناظر و منظور» ارائه شدهاست؛ چنین که بر اساس قانون، واحدی که بر آن نظارت میشود باید هزینه نظارت را به آزمایشگاهی که به نیابت از سازمان حفاظت محیطزیست بر او نظارت کرده بپردازد! فارغ از اینکه کارفرمای آزمایشگاه، سازمان بوده و باید هزینه را میپرداخته (یا حداقل رابطه مالی غیرمستقیم ایجاد میکرده)، مشخص است که ارتباط مالی میان ناظر و منظور امکان پرداخت رشوه برای تغییر نتیجه یا امکان گروکشی در پرداخت در صورت اعلام نتیجه نامناسب برای ناظر را فراهم میکند.👇🏽ادامه در پست بعدی:
📚 کتاب پیروزی فکر✍🏻اورایزن اسوت ماردن🔸مترجم: رضا سیدحسینی🔸انتشارات نگاهپیروزی فکر هم مایهی صحت است، و هم باعث بیماری، آیا شما وارث زندگی و فهم و هوش خود نیستید؟ این فهم و هوش را در چه جهتی هدایت میکنید؟ آن را به حال خود میگذارید؟ یا تسلیم توفانهای خشم و هوسش میسازید و اجازه میدهید که دوستیهای مشکوک و تفریحات و خوشیهای مضر به صورت ناشایستی که مورد قبول فکرتان نیست وارد زندگی شما شود؟فکرْ در این دنیا سکان همهچیز است. این حقیقت مدتهای دراز آشکار نشده و از نظر دور مانده بود. وقتی هم که مردم به قدرت فکر پی بردند و آن را مورد احترام و ستایش قرار دادند تازه تصور کردند که نیروی لایتغیر و معینی است که مخصوص مغزهای استثنایی و نادر است. فقط در این سالهای اخیر بود که هنر ادارهٔ فکر مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت و مردم به آن پیبردند.با استفاده از فکر میتوانیم مشخصات اخلاقی خودمان را تعدیل کنیم، عوامل خارجی زندگانیمان را تغییر دهیم و در نتیجه، صحت و سعادت و موفقیت کسب کنیم.@AnsuyePardehePendar
آنسوىِ پردهِ پندار pinned an audio file
🎙گفتوگوی ویژه با «پروفسور جرج لاوسن»، استاد تمام روابط بینالملل در دانشگاه ملی استرالیا و نویسنده کتابهای مرجع و تحسینشدهای همچون؛ “کالبد شکافی انقلابها” و “انقلاب از راه مذاکره” که پیرامون اعتراضات و اتفاقات اخیر در ایران و سناریوهای پیشرو میگوید.🔻پروفسور لاوسن میگوید: «جامعه بینالمللی اکنون همراه نیست و هر کاری اسرائیل و آمریکا انجام میدهند، عمدتا کمکی نمیکند و رقبای منطقهای هم بیشتر ترجیح میدهند این وضعیت باقی بماند تا بیثباتی ایجاد شود».@AnsuyePardehePendar
📝👈🏼 تفکر اسطورهای و عملیات قطعیِ نجات✍🏻 علی مسعودی میل شدیدی هست برای یکسره کردن کار، کارهای مختلف، از جمله کارِ تاریخ. ذهنیتی که شرایط و مسیر رو در نظر نمیگیره، حوصله و علاقه نداره که در نظر بگیره، ذهنیتی که آرزواندیش است و فکر میکنه چون آرزو داره چنان بشه پس حتما چنان خواهد شد.این شکلی از منجیگرایی پنهان است که یقین داره بالاخره یه موجود قوی میاد و نجاتش میده، دستِ یاریگری از راه میرسه حتما. این تصور از *موجود قوی* گاهی ماهیتی ماورائی داره، گاهی هم شبهماورائی. نوع ماورائی این نگاه ریشه در اسطوره و مذهب داره؛ شکل دیگرش یعنی نوع شبهماورائی ظاهرا خودش رو از مذهب و اسطوره جدا کرده، اما در واقع منطق درونیاش همونجوری کار میکنه و اساسش همون سازوکار ذهنی است اما سوژهاش عوض شده.نگاه شبهماورائی یعنی خود موضوعی که بهش امید داری واقعی (ملموس، مادی، عینی) است و ریشه در همین جهان داره، اما در عین حال توقعی که ازش داری ربطی به واقعیات و شرایط و مناسبات نداره. مثل بچهای که به پدرش که آدمی واقعی است امیدی غیرواقعی داره و فکر میکنه این پدر قدرت خیلی زیادی داره و میتونه هر مشکلی در دنیا رو حل کنه.زندگی ما پره از این امیدهای واهی که فرمولشون اینه: بالاخره یکی میاد و نجاتمون میده، گاهی حتی این: بالاخره خودش درست میشه!مثلا یه عده ازدواج میکنند چون فکر میکنند خاصیتی جادویی در ازدواج هست و قدرتی داره که به شکلی که اینا نمیدونند زندگیشون رو معنیدار میکنه و بهبود میبخشه.بعدتر که از ازدواج ناامید میشن میگن خب بچه بیاریم که این اتفاق جادویی رو رقم بزنه. و خب معلومه که این منطق کار نمیکنه اما این آدما بههرحال ادامه میدهند، ستون به ستون تا آخر عمر.نمیخوام بزرگنمایی کنم، اما واقعا این ذهنیت خیلی جاها مشغول به کاره و رواج داره و یکی از ابزارهای مهم ما برای خودفریبی است.هیچکس هم از این ذهنیت مصون نیست و چه در زندگی فردی و چه اجتماعی میشه ردپاهای این طرز فکر رو پیدا کرد. در تاریخ زیاد میبینیم که حتی یک ملت هم اسیر این ذهنیت شده و رفتارهای غلط پیش گرفته، فرهنگ قهرمانگرا از همین سرچشمه میاد، امید بستن به قهرمانی که گاهی یک شخصه، گاهی یک ابرقدرت، گاهی یک اتفاق. یک اتفاق خوب! امید بستن به آرزوها.یه پرانتز باز کنم: بخشی از شگفتی پدیدهای مثل فوتبال هم همینه که انگار این جادو رو واقعی میکنه! و مثلا وقتی مراکش در جام جهانی پیروز میشه همین ذهنیت به کار میافته مشعوف میشه که بهبه نظم جهانی عوض شد. یعنی دوست داره نظم جهانی عوض بشه، پس خودش رو متقاعد میکنه که یه نشونه پیدا کرده و دیگه کار تمومه. ترکیب خلسهآوری از آرزواندیشی، منجیگرایی و ذهنیت جادویی. پرانتز بسته.چون زندگی پیچیده است و بالا-پایین زیاد داره، گاهی فرد یا گروه شانس میاره و واقعیت بیرونی هم شبیه آرزوش میشه، بله غیرممکن نیست و گاهی پیش میاد. اما چیزی که واضحه اینه که این شانس نمیتونه یک دستاورد بلندمدت، پایدار و جدّی رو رقم بزنه. یه اتفاقه که گاهی میافته، اما برای سعادت یه اتفاق کافی نیست، سعادت و رستگاری نیاز به یک نظمِ سعادتمندانه داره، یک مجموعهی منسجم از امور که در هماهنگی با هم کار کنند و به شیوهی زیست ما شکل بدهند. اینجاست که لازمه آدم دست برداره از آرزواندیشیِ خلسهآور و منجیگراییِ منفعلکننده. اینجاست که باید بین امیدِ کاذب و امید حقیقی و اصیل فرق گذاشت. کلید ماجرا و راه مقاومت علیه این ذهنیتِ فریبنده هم اینه که به شکل افراطی دائما بر *چگونه رسیدنها* و مسئولیت دقیق و جزئی هر کسی در اینجا و اکنون تأکید کنیم.ذهن انتقادی داشتن یعنی همین که راضی نشیم و جزئی و جزئیتر بپرسیم از خودمون که چگونه قراره به فلان هدف برسیم؟ با چه امکاناتی؟ از چه مسیری؟ (یه پرانتز دیگه باز کنم: حالا فکر کن این آرزواندیشی و تفکر جادویی در کشور ما اینقدر برای عدهای جذابه که به خیلی از جزئینگریها، پرسشگریها و دقتهای اصولی اسم وسطبازی میدهند و اینجوری خودشان رو راحت میکنند. آیا اینجا من نوشتهام که آدم وسطباز و منفعتطلب وجود ندارد؟ زیروروکش سیاسی نداریم؟ نه! من نوشتهام: پرسشگر همان وسطباز نیست!)خلاصه، همانطور که شیطان در جزئیات است، و دقیقا بههمین علت مسیر رستگاری هم از میان جزئیات میگذرد.تفکرِ اسطورهای میخواهد که از روی این جزئيات جهش کند، میانبر بزند، ناگهان بیفتد وسط خوشبختی. اما خب این نگاه به زندگی کار نمیکند و در نهایت همهچیز به بخت و اقبال واگذار خواهد شد. اما چه بخت و اقبالی؟ آدم دنیادیده میداند که اینجا در خاورمیانه ستارهی بخت چندان اهل شفقت نیست و لاجرم بهتر است تا جایی که میشود خودش اختیار امور را بهدست گیرد.@AnsuyePardehePendar
