📍کار کردن در ناف ارتجاع!محمدعلی موحد هفت سال در دههی بیست در بازار تهران حجرهداری کرده و از این ه…
انتشار: 2026/07/28 11:36 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
📍کار کردن در ناف ارتجاع!محمدعلی موحد هفت سال در دههی بیست در بازار تهران حجرهداری کرده و از این هفت سال اگر پیش بیاید و حوصله کند، به اندازهی هفتاد سال حرف برای گفتن دارد؛ از روابط بین بازاریها تا حتا مستراحهای غیربهداشتیِ بازار، و همه هم پر از نکته: «هفت سال در ناف ارتجاع کار کردم. بازار ظلمتکدهی غریبی است. برادران امامی که کسروی را کشتند اصفهانی بودند و دلال کبریت در بازار؛ در بطن ارتجاع. من رئیس یا ارباب عسگراولادی بودم. آنها سه برادر بودند. برادر بزرگشان صادق بود. صادق با من رفیق بود. خودش دلال برنج بود و عضو سازمان جوانان حزب توده. او بود که دو تا برادرش را آورد گذاشت حجرهی من.» یا این ذکر از پدر مهندس مهدی بازرگان: «آن زمان در آن سرایی که من بودم دو سه تاجر گردنکلفت حضور داشتند. رئیس بازاریهای ترک دو تن بودند. یکی حاجعباسعلی بازرگان بود پدر مهندس مهدی بازرگان. آن دیگری حاج عبدالحسین بود. اگر اختلافی پیش میآمد میرفتند پیش این دو نفر.»در کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» موحد دربارهی روحیه و سبک مدیریت رؤسای شرکت نفت به تفکیک حرف زده است؛ دربارهی عبدالله انتظام و منوچهر اقبال و هوشنگ انصاری. در دورهی اقبال است که به عنوان مدیر حقوقی شرکت نفت و به جای اقبال در جلسات نخستوزیری هم شرکت میکند. اما در فصل نفت صفحهای ویژه برای مهدی بازرگان باز میکند و حسابِ او را از حساب باقیِ انقلابیون ۱۳۵۷ جدا میکند: «بازرگان خدمت بزرگی به این مملکت کرده است که هیچجایی مطرح نشده و میخواهم در تاریخ ثبت شود. با ژاپنیها قرارداد داشتیم برای پتروشیمی بندر شاهپور. حدود هشتاد درصد پتروشیمی تا زمان انقلاب ساخته شده بود. وقتی انقلاب شد موج چپنمایی همه را فرا گرفت. بلوای غریبی بود. در این بلوا تمام صنایع را ملی کردند، قراردادها را لغو کردند، مال مردم را گرفتند و ملی کردند. در آن سالهایی که همهچیز بر ضد سرمایهداری حرکت میکرد، نامهای به امضای ایشان نوشته شد که دولت ایران درصدد ملی کردن پتروشیمی نیست و همین نامه بود که بعدها وقتی تمام ملیکردنها تبعات و آثاری پیدا کرد، ما را از پرداخت غرامت به ژاپنیها معاف کرد.» و ماجرای نامهی دیگری را هم روایت میکند که نصرالله انتظام در بحبوحهی انقلاب حاضر به امضای آن نشده بود، اما بازرگان به درخواست موحد امضا کرد و با همان امضای بازرگان بود که کنسرسیوم نتوانست بعد از انقلاب از ایران غرامت بگیرد.✍️از متن معرفی کتاب تازهای از سیروس علینژاد دربارهی زندگی محمدعلی موحد. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.@andishepouya
