چرا انسانها جذب #ایدیولوژی میشوند ؟علی بندری⚛ @AndisheKonim
انتشار: 2026/08/25 08:33 UTCدریافت: 2026/08/26 10:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 10:20 UTC
چرا انسانها جذب #ایدیولوژی میشوند ؟علی بندری⚛ @AndisheKonim
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 6 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — اندیشیدن، تنها راه نجات
📢 تصویر روز ناسا🗓 چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵عنوان : تصاویر تلسکوپ جیمز وب از سحابی سر شیرعکس از : ناساESA، CSA، STScIپردازش تصویر : آلیسا پاگانSTScIمتن : کیگلی راککلیفNASA GSFC, UMBC CSST, CRESST IIآیا داریم به آینده خورشید خودمان نگاه میکنیم؟ تلسکوپ فضایی جیمز وب با استفاده از ابزارهایNIRCam & MIRIاین تصویر ترکیبی از سحابی سر شیرNGC 2392را گرفته است. سحابی سر شیر، بقایای یک ستاره شبیه به خورشید است. این ستاره دیگر نتوانست همجوشی هستهای را در مرکز خودش ادامه بدهد و پایدار بماند، برای همین شروع کرد به بیرون ریختن لایههای گاز و غبار به فضا و این سحابی سیارهای را ساخت. یک هسته داغ ستارهای که به آن کوتوله سفید میگویند، داخل بینی شیر باقی مانده است. لطفا به این بینی دست نزنید! تابش شدید از کوتوله سفید باعث یونیزه شدن گازها شده و با گسترش آنها، حباب نامنظمی شکل گرفته که صورت شیر را ساخته است. تودههای غباری که از تابش کوتوله سفید جان سالم به در بردهاند و ابری از گاز یونیزه، یال شیر را تشکیل میدهند.⚛ @AndisheKonim
🗓 تاريخ لایو: - 2026/8/23🔴 لینک تصویری برنامه در یوتیوب⚛️ لینک سرور دیسکورد جمهوری بی خدایان📷 ما را در اینستاگرام دنبال کنید.لطفا برای شنیده شدن این برنامه، فایل صوتی را با دیگران به اشتراک بگذارید.🆔 @ar_persian⚛ @AndisheKonim
🗓 تاريخ لایو: - 2026/8/23🔴 لینک تصویری برنامه در یوتیوب⚛️ لینک سرور دیسکورد جمهوری بی خدایان📷 ما را در اینستاگرام دنبال کنید.لطفا برای شنیده شدن این برنامه، فایل صوتی را با دیگران به اشتراک بگذارید.🆔 @ar_persian⚛ @AndisheKonim
آیا انسان برای هشت ساعت کار ساخته شده ؟! (حقیقت صریح باستانی انسان شناسی)youtu.be/Wg_pl_uJVHc?is=zWszEJpV6141gapG%… @AndisheKonim
پژوهشگران همچنین لکهای سبزرنگ روی کام دهان و استخوانهای گردن مشاهده کردند.در ابتدا احتمال داده شد که این لکه ناشی از وجود یک سکه باشد، اما ترکیب فلزی آن با سکههای تاریخی مطابقت نداشت و اسکنها نیز وجود سکهای را نشان ندادند. بنابراین پژوهشگران این احتمال را مطرح کردند که یک شی حاوی مس یا مادهای دارویی عمداً در زمان مرگ او به داخل دهان یا مجرای بینیاش وارد شده باشد.آزمایش خاک و بررسی وضعیت استخوانها نیز نشان داد که گور عمداً و پیش از تجزیه کامل جسد دوباره باز شده است. دسته پوسیده داس از چوب توس ساخته شده بود؛ مادهای که در باورهای تاریخی برخی جوامع دارای ویژگیهای جادویی و توانایی محافظت در برابر ارواح شرور دانسته میشد.کشف غیرمعمول دیگر این بود که گورستان پین در هیچیک از نقشههای تاریخی موجود دیده نمیشود و در آن هیچ صلیب کاتولیکی یا اشیای مذهبی یافت نشده است؛ موضوعی که میتواند با ارتباط آن با جوامع پروتستان ارتباط داشته باشد.این گورستان در خارج از روستا و در نزدیکی یک دوراهی قرار داشته و احتمال دارد نوعی گورستان حاشیهای یا طردشدگان بوده باشد؛ مکانی برای دفن افرادی که جامعه از آنها میترسید یا آنها را نمیپذیرفت.این یافتهها یادآوری قدرتمندی هستند از اینکه باستانشناسی چگونه میتواند باورها و اضطرابهای اجتماعیای را که در گذر زمان از حافظه تاریخی پاک شدهاند، بازسازی کند. با کشف تدفینهای بیشتر و تحلیل دقیقتر آنها، باستانشناسان میتوانند همچنان به بازسازی زندگی، باورها و ترسهای انسانهایی بپردازند که داستانشان هرگز در اسناد تاریخی ثبت نشده است.خاستگاه :Journal of Archaeological Science: Reports (2026). DOI: 10.1016/j.jasrep.2026.105967گور خونآشامیVampire graveاصطلاحی تخصصی در باستانشناسی است.⚛ @AndisheKonim
باستانشناسان گور «خونآشامی» زن جوانی را که در قرن هفدهم در لهستان دفن شده بود بررسی کردند.نکته: مطالعه بخش «روش کشتن و دفن این شخص» ممکن است برای برخی ناراحتکننده باشد.در سال ۲۰۲۲، کاوشهای باستانشناسی در گورستانی در پین (Pień)، لهستان، پژوهشگران مؤسسه باستانشناسی دانشگاه نیکلاس کوپرنیک را به کشفی مرموز رساند. آنها در گور شماره ۷۵ بقایای زنی جوان را یافتند که حدود ۴۰۰ سال پیش و به شکلی بسیار غیرمعمول دفن شده بود.یک داس آهنی خمیده مستقیما روی گردن او قرار داده شده بود، بهگونهای که تیغه به سمت گلویش قرار داشت. همچنین یک قفل آهنی مثلثشکل به انگشت شست پای چپ او متصل شده بود.پژوهشی که درJournal of Archaeological Science: Reportsمنتشر شده، با کنار هم گذاشتن شواهد باستانشناختی و شیمیایی، تلاش کرده است زندگی، مرگ و زمینه تاریخی دفن عجیب این زن را بازسازی کند.بررسی دقیقتر بقایا، رشتههای فلزی بسیار کوچکی را در نزدیکی جمجمه نشان داد. این رشتهها از سیم نقره خالص با روکش طلا ساخته شده بودند و بخشی از یک کلاه یا پوشش سر ابریشمی لوکس بودهاند. چنین موادی در قرن هفدهم بسیار گرانقیمت بودند و نشان میدهند که این زن احتمالاً از خانوادهای ثروتمند بوده است.با وجود جایگاه اجتماعی نسبتا بالای او، به نظر میرسد که مردم از این زن بهشدت هراس داشتند؛ موضوعی که باید در فضای ترسها و باورهای خرافی لهستان در قرن هفدهم بررسی شود.خاک داخل گور بههمریخته و مخلوط بود؛ نشانهای که نشان میدهد گور پس از دفن، پیش از تجزیه کامل جسد دوباره باز شده است، زمانی که بافت نرم هنوز مفاصل بدن را به هم متصل میکرد. پژوهشگران تغییرات وضعیت استخوانها را با کشیدهشدن دست چپ زن به سمت شمالشرق مرتبط میدانند. سپس داسی را در گور قرار دادهاند، بهگونهای که تیغه به سمت بدن او قرار داشته است؛ احتمالاً با این باور که مانع بازگشت او از قبر شود.وجود قفل و داس با مجموعهای از آیینهای ضدشیطانی و ضدخونآشامی مطابقت دارد؛ آیینهایی که هدفشان محافظت زندگان در برابر مردگان بود. در قلمرو مشترک لهستان–لیتوانی در قرن هفدهم، بیماری، قحطی و دیگر بدبختیها میتوانست جوامع را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد و مردگان گاهی به قربانی مناسبی برای نسبتدادن علت این مصائب تبدیل میشدند.خونآشامها در گور؟هر از گاهی ابزار یک باستانشناس هنگام کاوش به گوری برخورد میکند که نحوه چیدمان آن نشان میدهد جامعه زنده تا چه اندازه از فرد مرده هراس داشته است. این گورها معمولاً «گورهای خونآشامی» یا «ضدخونآشامی» نامیده میشوند؛ گورهایی که در آنها اقداماتی خاص برای جلوگیری از بازگشت مرده به شکل خونآشام انجام شده است، از جمله قطع سر، قرار دادن سنگهای سنگین روی بدن یا فروکردن میلههای آهنی در جسد.چند صد گور ضدخونآشامی در سراسر اروپای مرکزی و جنوبشرقی کشف شده است که از دوره پس از قرون وسطی تا دوران مدرن را دربرمیگیرند. با این حال، گورهای متعلق به قرنهای شانزدهم تا هجدهم، مانند گور شماره ۷۵، در ادبیات باستانشناسی توجه نسبتاً کمی دریافت کردهاند.پژوهشگران در این مطالعه تلاش کردند این گور قرن هفدهمی را با تکیه بر شواهد علمی و نه صرفاً افسانهها و باورهای عامیانه بررسی کنند. آنها ابتدا گور، اسکلت، داس، قفل و بقایای منسوجات را با دقت کاوش و ثبت کردند.تاریخگذاری رادیوکربن زمان دفن را مشخص کرد و بررسی استخوانها اطلاعاتی درباره سن، جنسیت و نشانههای قابل مشاهده بیماری یا آسیب ارائه داد. سپس پژوهشگران از آزمایشهای DNA و ایزوتوپی برای بررسی تبار مادری، محل احتمالی دوران کودکی و رژیم غذایی او استفاده کردند.بازسازی داستان زندگی اونتایج نشان داد که این زن هنگام مرگ تنها ۱۷ تا ۱۹ سال داشته است. تاریخگذاری رادیوکربن نشان میدهد که دفن او به احتمال زیاد بین ۱۶۲۰ تا ۱۶۷۴ میلادی انجام شده است؛ این بازه با احتمال ۵۲٫۶ درصد محتملترین محدوده به دست آمده از تحلیل است.تحلیل DNA نشان داد که او دارای یک تبار ژنتیکی مادری نادر، یعنی هاپلوگروپ J1c2c1، بوده است. خاستگاه این دودمان به اسکاندیناوی مرتبط دانسته میشود و امروزه در جمعیتهای اسلاو بسیار نادر است.با این حال، بررسی ایزوتوپی دندانهای دوران کودکی نشان داد که او در همان منطقه پین بزرگ شده بود.با وجود ثروت و جایگاه اجتماعی احتمالی او، نسبت ایزوتوپهای کربن و نیتروژن در بقایایش نشان میدهد که مصرف پروتئین حیوانی او در مقایسه با دیگر بزرگسالان این گورستان بسیار پایین بوده است؛ موضوعی که احتمالا نشاندهنده دورههایی از سوتغذیه در زندگی اوست.
