☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی (زاده ۱۶ آذر ۱۳۰۵ رشت – درگذشته ۲۸ امرداد ۱۳۶۳ تهران) پزشکاو پزشک و باکتریشناس و از پژوهشگران انستیتو پاستور ایران و مخترع واکسن وبا بود که بخاطر خدمات علمی و انسانیاش، یکی از حفرههای روی سیاره ناهید، به نام وی «اندامی» نامگذاری شده است.وی تحصیلاتش را تا پایان سال نهم "مدرک سیکل" انجام داد و به دانشسرای مقدماتی رشت رفت. در سال ۱۳۲۴ از دانشسرا فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۲۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و معلم شد. در سال ۱۳۲۹ و در حین کار دیپلم طبیعی را با امتحان متفرقه دریافت کرد. در سال ۱۳۳۱ پس از کنکور، به دانشگاه تهران در رشته پزشکی راه یافت و در سال ۱۳۳۷ گواهینامه دکترای پزشکی گرفت و بلافاصله به گذراندن دوره تخصصی زنان و زایمان مشغول شد. پس از پایان دوره تخصصی به وزارت بهداری آن زمان منتقل شد و در نهایت به کار در انستیتو پاستور پرداخت.در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵ بیماری شبه وبای التور در ایران و بسیاری دیگر از کشورها شیوع پیدا کرد. التور به عنوان یک بیماری حاد اسهالی محسوب میشود که عامل آن میکروب وبا است. علایم بیماری از سمی نشئت میگیرد که توسط میکروب در روده باریک افراد آلوده ترشح میشود. بنابراین میکروب از طریق مدفوع انسان در محیط پخش شده و آب و غذا را آلوده میکند. در آن شرایط هولناک تنها راه پیشگیری، تزریق واکسن وبا قبل از ابتلا به بیماری بود و در آن زمان تنها مرکز تهیه واکسن در ایران انستیتو پاستور بود که تمام امکانات آن در اختیار آزمایشگاه میکروب شناسی قرار گرفت و کارکنان مرکز با ریاست آذراندامی شروع به کار کردند و سرانجام وی توانست واکسن وبای التور را بسازد و از بروز فجایع هولناک و دردآور جلوگیری کند.این واکسن به کشورهای همسایه هم فرستاده شد و افتخاری بود که به خاطر زحمات شبانهروزی این پزشک وارسته نصیب ایران شد. به دلیل خدمات بیبدیل این بانوی پژوهشگر، وی به معاونت بخش میکروب شناسی و سپس به ریاست بخش وبا و دیفتری رسید و به پاس کارها و تلاش شبانهروزیاش، نشان علمی به او اعطا شد. او پس از مدتی با استفاده از بورس تحصیلی انستیتو پاستور به پاریس رفت و در سال ۱۳۴۶ موفق به گرفتن گواهینامه باکتریولوژی شد. او همچنین در سال ۱۳۵۳ موفق به دریافت دانشنامه تخصصی علوم آزمایشگاهی بالینی شد. و در سال ۱۳۵۷ به بازنشستگی رسید. بانو دکتر اندامی چندین بار به کشورهای فرانسه و بلژیک سفر کرد و حاصل این سفرها مقالات علمی بود که در مجلات معتبر به چاپ رسید. او پس از بازنشستگی چون خانهنشینی را نمیپسندید به بیمارستان باهر رفت و ریاست آزمایشگاه تشخیص طبی آنجا را بر عهده گرفت. پس از مدتی در مطب همسرش "خلعتبری" در خیابان حسامالسلطنه به کار مداوای بیماریهای زنان و زایمان مشغول شد.بانو دکتر آذر اندامی که به بیماری مغزی دچار شده بود، روزی در مطب تعادل خود را از دست داد و بر روی زمین سقوط کرد و چندی بعد درگذشت.در سال ۱۹۹۲ اتحادیه بینالمللی ستارهشناسی (IAU) حفرهای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیای ۲۶ درجه و ۵۵ دقیقه و عرض جغرافیایی ۱۷ درجه و ۴۵ دقیقه با قلهای مرکزی را در جنوب سیاره زهره به نام اندامی نامگذاری کرد. آذر اندامی تنها زن ایرانی بود که نامش به این شورا فرستاده شد و بانی این کار دخترش بود. شهرداری رشت نیز برای بزرگداشت وی بلواری را در شهرک گلسار، بلوار دیلمان بنام او گذاشت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
ادامه👆👇 بخش دوم و پایانی 1. از «توضیح دادن» پرهیز کنید: اگر میخواهید بگویید این دو چیز متضاد هستند، اصلاً از کلماتی مثل «برخلافِ»، «اما»، یا «در مقابلِ» استفاده نکنید. اجازه دهید خودِ تصاویر، این کار را انجام دهند. قدرتِ همنشینی در سکوتِ میانِ دو تصویر است.2. تعادل را رعایت کنید:اگر یکی از دو عنصر خیلی بزرگ باشد و دیگری خیلی کوچک، توازنِ شعر به هم میخورد. سعی کنید هر دو عنصر، وزنِ تصویریِ کافی برای اثرگذاری داشته باشند.3. هدف را فراموش نکنید: همنشینی نباید فقط برای «عجیب نشان دادنِ» شعر باشد. هر دو عنصر باید در نهایت به یک «حس» یا «مفهومِ واحد» ختم شوند (مثلاً هر دو در خدمتِ بیانِ مفهومِ «تنهایی» باشند).تمرین کوچک برای شما:سعی کنید یک بیت شعر بنویسید که در آن یک «شیءِ بسیار قدیمی و تاریخی» را در کنار یک «تکنولوژیِ بسیار مدرن» قرار دهید. ببینید چه حسی ایجاد میشود؟تهیه و جمع آوری مطالب ؛#امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
چگونه میتوان در یک شعر کوتاه از تکنیک «همنشینی متناقض» استفاده کرد؟استفاده از «همنشینی متناقض» در یک شعر کوتاه، مانند قرار دادن دو رنگِ کاملاً متضاد (مثل سیاه و سفید) در کنار هم است تا هر کدام با شدت بیشتری خود را نشان دهند. هدف این نیست که شما یک «پارادوکس» یا «تناقض منطقی» بسازید، بلکه هدف این است که با قرار دادن دو عنصرِ بیارتباط یا متضاد در کنار هم، «جرقه معنایی» ایجاد کنید.در یک شعر کوتاه، شما فضای زیادی برای زیادهگویی ندارید، پس باید با دقت عمل کنید. در اینجا سه استراتژی عملی برای اجرای این تکنیک آورده شده است:۱. تقابلِ «محتوا» با «بافتار» در این روش، شما یک مفهومِ بسیار سنگین یا عمیق را در یک محیطِ بسیار پیشپاافتاده و روزمره قرار میدهید. این تضاد، معنای هر دو را تغییر میدهد.روش اجرا:یک شیء یا مفهومِ «مقدس/عظیم» را با یک شیء «معمولی/حقیر» جفت کنید.مثال (تصویری): «خونِ گرمِ یک شهید، رویِ کفشهایِ پلاستیکیِ یک کودکِ در حالِ بازی.» تحلیل: اینجا تضاد میان «مرگِ حماسی/مقدس» و «بازیِ بیگناهانه/معمولی» است. این همنشینی، عمقِ تراژدی را بدون نیاز به توصیفهای طولانی، به مخاطب منتقل میکند. ۲. تقابل «حس» با «تصویر» در این روش، شما تصویری را توصیف میکنید که به لحاظ ظاهری آرام یا زیباست، اما لحن یا احساسِ همراه با آن، کاملاً تاریک یا متلاطم است (یا برعکس).روش اجرا:از صفتهایی استفاده کنید که با ماهیتِ اسمِ مورد نظر در تضاد باشند.مثال (تصویری): «لبخندِ بیصدا، در میانِ ضجيهیِ ویرانی.» تحلیل:«لبخند» (نماد آرامش و شادی) در کنار «ضجيهی ویرانی» (نماد آشوب و مرگ) قرار گرفته است. این همنشینی، نوعی «آرامشِ ترسناک» یا «بیتفاوتیِ تلخ» را القا میکند. ۳. تکنیکِ «برش ناگهانی» این روش بسیار در شعر مدرن کاربرد دارد. شما در یک مصرع یا خط، فضایی را میسازید و در خطِ بعدی، با یک کلمه یا تصویر، آن فضا را کاملاً فرو میریزید.- روش اجرا: خط اول را با یک تصویرِ مثبت یا پایدار بسازید و خط دوم را با یک تصویرِ منفی یا متلاشیکننده تمام کنید.مثال (ساختاری): آسمانِ آبی، چون دریایی از آرامش و در جیبِ من، تکهای از خاکسترِ سوخته. تحلیل: قطعِ ناگهانی از «آسمانِ بیکران» به «خاکسترِ کوچک و سوخته»، حسِ فقدان و ناامیدی را به شدت تقویت میکند.چند نکته برای اینکه اشتباه نکنید:تهیه و جمع آوری مطالب؛#امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
بخش دوم👆👇 پایانیهدف اصلینقد کردن یا خنداندن از طریق تقلید. ترکیب سبکها یا بازآفرینی یک حس. ارتباط با منبع هدفش «تخریب» یا «نشان دادن پوچی» منبع است. | هدفش «استفاده» یا «بازی با عناصر» منبع است. واکنش مخاطب مخاطب باید بفهمد که شاعر دارد مسخره میکند. مخاطب با لذت از ترکیب سبکها یا حس نوستالژی مواجه میشود. یک مثال تصویری برای یادآوری بهتر:تصور کنید دو نفر میخواهند از یک لباسِ بسیار قدیمی و کلاسیک استفاده کنند:1. شخص اول (پارودی):آن لباس را به شکلی بسیار بزرگ، نامناسب و عجیب به تن میکند تا همه بخندند و بگویند: «چقدر این لباسهای قدیمی خندهدار و بیربط هستند!» (هدف: مسخره کردن)2. شخص دوم (پاستیش): همان لباس قدیمی را با یک کتانی مدرن و عینک آفتابیِ جدید ست میکند. او نمیخواهد لباس را مسخره کند، بلکه میخواهد یک استایل جدید و ترکیبی بسازد. (هدف: بازی با سبک) [️️️تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
#پارادوئی#پاستیشاین یکی از دقیقترین و ظریفترین پرسشها در حوزه نظریه ادبی است، زیرا در نگاه اول، این دو تکنیک بسیار شبیه به هم به نظر میرسند. هر دو تکنیک شامل «تقلید از سبک یا اثر دیگران» هستند، اما «روح» و «هدف»آنها کاملاً با هم متفاوت است.اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم: پارودی برای «مسخره کردن» است، اما پاستیش برای «ادای احترام» یا صرفاً «بازی با سبک» است.**در اینجا این تفاوت را با جزئیات و مثالهای روشن برایتان باز میکنم: ۱. پارودی : تقلید با هدفِ کنایهپارودی زمانی رخ میدهد که شاعر، سبک، لحن یا ساختار یک اثر یا یک شاعر خاص را تقلید میکند تا آن را به چالش بکشد، از آن انتقاد کند یا آن را به مسخره بگیرد. هدف: نقد، شوخی، مضحک کردن یا نشان دادن ضعفهای اثر اصلیویژگی اصلی: همیشه یک«فاصله»بین شاعر و اثری که از آن تقلید میکند وجود دارد. شاعر با تقلیدِ بیش از حد یا اغراق در ویژگیهای آن سبک، میخواهد به مخاطب بفهماند که: «ببینید این سبک چقدر عجیب یا مضحک است!»مثال:فرض کنید شاعری میخواهد سبکِ بسیار جدی و حماسیِ فردوسی را تقلید کند، اما در عوض از کلماتِ بسیار عامیانه و مربوط به آشپزی استفاده میکند تا نشان دهد که چقدر آن سبکِ حماسی در دنیای امروز بیمعنا و مضحک شده است. این یک پارودی است.۲. پاستیش : تقلیدِ بدون کنایه (تقلید بیطرفانه)پاستیش در دنیای پستمدرنیسم، تقلیدی است که قصد تحقیر یا مسخره کردن متن اصلی را ندارد. شاعر در پاستیش، سبکِ یک نویسنده یا دوره را برمیدارد و با آن «بازی» میکند یا آن را در بافتار جدیدی به کار میبرد، بدون اینکه بخواهد بگوید آن سبک بد یا مضحک است.هدف:بازی با فرم، ایجاد حس نوستالژی، یا ترکیب سبکهای مختلف برای خلق یک اثر جدید.ویژگی اصلی:در پاستیش، برخلاف پارودی، آن «لحن کنایهآمیز» یا «هدفِ انتقادی» وجود ندارد. شاعر صرفاً از «لباسِ» آن سبک استفاده میکند تا تجربهای متفاوت بسازد. پاستیش بیشتر شبیه به یک «ماسک»است که شاعر میزند تا با چهرهای دیگر ظاهر شود.مثال: شاعری تصمیم میگیرد شعری در سبکِ غزلهای کلاسیک بنویسد، اما موضوع شعر دربارهی «تکنولوژی و فضای مجازی» است. او نه میخواهد غزل را مسخره کند و نه قصد نقد دارد؛ او فقط میخواهد ببیند اگر غزل در دنیای امروز نوشته میشد، چه شکلی پیدا میکرد. این یک پاستیش است.مقایسه نهایی در یک جدول (برای درک سریع)ویژگی ها پارودی پاستیش نگرش ؛ کنایهآمیز، انتقادی و تمسخرآمیز. | بیطرفانه، بازیگوشانه یا نوستالژیک. |تهیه و جمع آوری مطالب #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
شعر پلکانیساختار شعریشعر پلکانی نوعی از شعر است که در آن ساختار و چینش سطرها به صورت نوزدهای و به شکل پلکانی یا پلهپله طراحی شده است. این نوع شعر به واسطهی نحوهی ترتیب و سازماندهی خطوط و تصویرسازی خاصش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است. در زیر به توضیح بیشتر این مفهوم میپردازم: ویژگیهای شعر پلکانی 1. چینش سطرها : سطرها بهطور تدریجی و به صورت افزایش یا کاهش طول و ارتفاع قرار میگیرند. این چینش باعث میشود که بین سطرهای شعر، نوعی پیوستگی بصری وجود داشته باشد. 2. حرکت بصری : خواننده با خواندن شعر پلکانی، حس حرکت و نوسان را تجربه میکند. این امر به شاعر اجازه میدهد تا احساسات و ایدههای خود را به صورت بصری و عاطفی به تصویر بکشد. 3. ایجاد تمایز معنایی : هر سطر مشخص میتواند به یک بخش مختلف از مضمون یا احساس شعر اشاره کند. با این وجود، احساس کلی شعر میتواند همسو و یکنواخت باقی بماند. 4. کاهش و افزایش احساسات : با تغییر طول سطرها، شاعران میتوانند احساسات مختلفی را منتقل کنند؛ سطرهای کوتاه میتوانند احساسات قوی، و سطرهای بلندتر میتوانند احساسات ملایمتر را به تصویر بکشند. مثالهاشعر پلکانی میتواند موضوعاتی چون عشق، تنهایی، امید، یا ناامیدی را به شکلی خلاقانه و واضح به مخاطب منتقل کند. این نوع شعر به شعرای معاصر اجازه میدهد تا در بیان احساسات و تفکراتشان به صورتی نو و متفاوت عمل کنند.تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
💐💐💐💐💐💐💐گرامی باد یاد و نام ِ #سیمین_بهبهانی💐💐💐💐💐💐💐یک متر و هفتاد صدم، افراشت قامت، سخنمیک متر و هفتاد صدم، از شعر این خانه، منم...t.me/amirnormohamadi1976