سلام، یه چیزی هست که یه مدت ذهنمو خیلی درگیر کرده و ممنون میشم بتونی بهم کمک کنی.من 20 سالمه و یه…
انتشار: 2026/08/25 22:28 UTCدریافت: 2026/08/27 08:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 08:30 UTC
سلام، یه چیزی هست که یه مدت ذهنمو خیلی درگیر کرده و ممنون میشم بتونی بهم کمک کنی.من 20 سالمه و یه رابطهای داشتم که حدود 1,2 ماهه تموم شده. اواخر رابطه، وقتی دیگه داشت به پایان میرسید، اون همزمان با یه نفر دیگه هم بود و به هر بهانهای که میتونست منو کنار گذاشت و رابطشو با اون شخص ادامه داد. جوری رفتار کرده که از نظر خودش خیانتی اتفاق نیفتاده و بعد از تموم کردن رابطه با من، وارد رابطه با اون شخص شده.از نظر منطقی میدونم که باید این موضوع رو بپذیرم. حتی واقعا نمیخوام برگشتی داشته باشه، چون میدونم اون رابطه دیگه چیزی نیست که بخوام دوباره تجربهش کنم. ولی با این حال، بعضی وقتها از ته دلم، دلم میخواد برگرده و همین تناقض خیلی اذیتم میکنه. مدام دارم خودمو قانع میکنم که نباید بخوامش، نباید بهش فکر کنم و باید بپذیرمش؛ ولی از این همه قانع کردن خودم خسته شدم.یه سری عادتها و وابستگیهایی هم که توی اون رابطه شکل گرفته هنوز توی من باقی مونده. انگار خود رابطه تموم شده، ولی اثرش هنوز کامل از بین نرفته و باعث میشه بعضی وقتها ذهنم دوباره برگرده سمتش. حتی بدون اینکه عمدا بخوام به گذشته فکر کنم، یهو به خودم میام و میبینم بیشترِ روز رو درگیر فکر کردن به رابطه و اتفاقات گذشته بودم.شبها این فشار خیلی بیشتر میشه. روزمو با تمام فکرها و فشارهایی که داشتم تموم میکنم و شبها گریه... این موضوع روی درسم تأثیر گذاشته و تمرکزم خیلی کم شده. یه جوری احساس میکنم سر این موضوع ناتوان شدم و دیگه اون دختر قویای که قبلا فکر میکردم هستم نیستم.این اولین بار هم نیست که توی رابطه بهم خیانت شده؛ ولی تفاوت این رابطه با قبلی اینه که رابطه قبلیم رو الان به یاد نمیارم و کمتر از 10روز تونستم به همون روتین قبل برگردم، اما این یکی هنوز تقریبا هر روز بخش زیادی از ذهنمو درگیر میکنه.چیزی که واقعا میخوام بدونم اینه که باید چطور با این شرایط برخورد کنم؟چطور باید دست از قانع کردن مداوم خودم بردارم؟چطور میشه پذیرفت که یه رابطه ممکنه یه زمانی واقعا برامون مهم بوده باشه، اما در نهایت بدترین تجربهها و حسها رو برامون به جا گذاشته باشه؛ و در عین حال، با وجود همهی اینها، ممکنه هنوز بعضی وقتها دلمون براش تنگ بشه؟فکر میکنم چیزی که بیشتر از خودِ جدایی اذیتم میکنه، اینه که هنوز بین چیزی که از نظر منطقی میدونم و چیزی که گاهی از ته دلم احساس میکنم، فاصله وجود داره و نمیدونم چطور باید با این دو تا کنار بیام.


