🚨 اسرائیل در ۴۵ کیلومتری سواحل کاسپین!🌊 مطابق کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین، کشتی کشورهای خارجی…
انتشار: 2026/08/03 22:23 UTCدریافت: 2026/08/05 19:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 19:42 UTC
🚨 اسرائیل در ۴۵ کیلومتری سواحل کاسپین!🌊 مطابق کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین، کشتی کشورهای خارجی و فراساحلی میتوانند در ۴۵ کیلومتری سواحل ایران حضور نظامی داشته باشند.⚠️ پیوستن ایران به این کنوانسیون، یک چالش امنیتی بزرگ برای کشور ایجاد میکند. در شرایط جنگی، احتمالاً حقوق بینالملل هم کنار رفته و کشتیهای دشمن میتوانند از دریای کاسپین به ما حمله کنند.
پستهای تلگرام — کانال علمیِ گروه الغدیر
بهمحض وحدت مسئولان بر سر اتخاذ تصمیمی قطعی و بازگشتناپذیر درباره زیرساختهای انرژی منطقه، سایه جنگ از بین خواهد رفت. حتی اعلام یا اقدام عملی هم لازم نیست؛ صرفِ اتخاذ یک تصمیم واقعی و جدی کافی است.
⚠️ تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران🛢 تنگه هرمز صرفاً یک آبراهه جغرافیایی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است. بخش قابلتوجهی از انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند مستقیماً بازار نفت، قیمت بنزین و در نهایت اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.🪖 حمله زمینی؛ پرهزینه و پرریسکورود زمینی به ایران برای آمریکا به معنای پذیرش هزینهای بسیار سنگین است. گستردگی سرزمینی ایران، جمعیت، توان موشکی و پهپادی و ظرفیتهای دفاعی کشور، چنین سناریویی را به گزینهای پرهزینه تبدیل میکند. به همین دلیل، حمله هوایی، فشار اقتصادی و محاصره دریایی میتواند برای آمریکا گزینههای کمهزینهتری باشد.✈️ برتری هوایی؛ مزیت آمریکاآمریکا در حوزه هوایی و تسلیحات نقطهزن برتری قابلتوجهی دارد و طبیعی است که در صورت تقابل، تلاش کند از همین مزیت استفاده کند. اما برتری هوایی به معنای امکان حل سریع مسئله ایران نیست؛ زیرا جنگ فقط با برتری هوایی تعیین نمیشود و توان پاسخ متقابل و هزینههای سیاسی و اقتصادی نیز اهمیت دارد.📈 نفت؛ نقطه فشار متقابلافزایش قیمت نفت و بنزین میتواند به یکی از مهمترین نقاط فشار علیه آمریکا تبدیل شود. افزایش هزینه انرژی مستقیماً بر زندگی مردم آمریکا اثر میگذارد و در نهایت میتواند هزینه سیاسی سنگینی برای دولت این کشور ایجاد کند. بنابراین تنگه هرمز فقط یک اهرم اقتصادی نیست؛ یک اهرم سیاسی نیز هست.🤝 روسیه و چین؛ بخشی از موازنه قدرتایران نباید در محاسبات امنیتی خود، روسیه و چین را نادیده بگیرد. این دو کشور قدرتهای جهانی و اثرگذار در نظم بینالمللی هستند و حمایت سیاسی آنها، بهویژه در شورای امنیت، میتواند مانع شکلگیری اجماع علیه ایران شود. تضعیف روابط با این دو کشور در شرایط فشار خارجی، میتواند دست ایران را در عرصه بینالمللی ببندد.♟ اجماع علیه ایران؛ خطری که نباید نادیده گرفتیکی از مهمترین مسائل، جلوگیری از شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران است. اگر روابط تهران با مسکو و پکن تضعیف شود و این دو کشور از حمایت سیاسی خود فاصله بگیرند، زمینه برای فشار بیشتر و صدور قطعنامههای شدیدتر علیه ایران فراهم خواهد شد. حفظ ائتلافها و روابط راهبردی، بخشی از امنیت ملی است.☢️ بازدارندگی هستهای؛ تغییر محاسبات دشمنبازدارندگی هستهای قرار نیست همه مشکلات امنیتی یک کشور را حل کند؛ اما میتواند محاسبات طرف مقابل درباره جنگ موجودیتی را تغییر دهد. تجربه کشورهایی مانند پاکستان نشان میدهد که در شرایطی که توازن متعارف قدرت بهشدت نامتقارن است، برخورداری از بازدارندگی راهبردی میتواند هزینه حمله مستقیم را افزایش دهد.🛡 بازدارندگی فقط هستهای نیستالبته امنیت ملی را نمیتوان به یک مؤلفه محدود کرد. توان موشکی، پهپادی، دفاعی، اقتصادی، اطلاعاتی و دیپلماتیک، در کنار موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، مجموعهای از ابزارهای بازدارندگی را تشکیل میدهند. حتی با وجود بازدارندگی هستهای نیز تهدیدهایی مانند تروریسم، تجزیهطلبی و درگیریهای محدود همچنان ممکن است وجود داشته باشند.🌐 نظم امنیتی منطقهایراهکار پایدار، وابسته کردن امنیت منطقه به حضور قدرتهای خارجی نیست. کشورهای منطقه باید بتوانند یک سازوکار امنیتی مستقل ایجاد کنند؛ سازوکاری که در آن ایران، عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس، با استفاده از ظرفیت کشورهایی مانند ترکیه، مصر و پاکستان، برای کاهش تنش و ایجاد اطمینان متقابل همکاری کنند.🕊 نه جنگطلبی، نه تسلیمدفاع از کشور به معنای جنگطلبی نیست. ایران اگر مورد تهدید یا تجاوز قرار گیرد، باید توان دفاع از خود و افزایش هزینه تجاوز را داشته باشد. مذاکره نیز زمانی میتواند نتیجه مطلوبتری داشته باشد که پشتوانه آن، قدرت و گزینههای واقعی باشد؛ نه اینکه کشور ابتدا اهرمهای قدرت خود را کنار بگذارد و بعد برای گرفتن امتیاز وارد مذاکره شود.⚠️ جمعبندیمسئله اصلی این است که ایران نباید ابزارهای قدرت خود را از دست بدهد. تنگه هرمز، توان دفاعی، ظرفیتهای اقتصادی، روابط راهبردی با روسیه و چین و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، همگی بخشی از قدرت چانهزنی ایران هستند.مذاکره زمانی معنا دارد که پشت میز، علاوه بر دیپلماسی، قدرت، بازدارندگی و گزینههای واقعی نیز وجود داشته باشد؛ وگرنه مذاکره میتواند از ابزار تأمین منافع ملی، به ابزاری برای فشار بیشتر بر کشور تبدیل شود.
⚠️ مسئله اصلی ایران؛ بقا یا بازدارندگی؟🛡 جنگ اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرد: ایران توانست در برابر فشار و حملات گسترده آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و برخلاف محاسبات اولیه، ساختار سیاسی کشور فرو نپاشید و پروژه تسلیم یا تغییر نظام به نتیجه نرسید. اما این دستاورد نباید باعث شود ضعفهای امنیتی و آسیبپذیریهای کشور را نادیده بگیریم. مقاومت و بقا، نقطه پایان نیست؛ بلکه باید مقدمهای برای رسیدن به بازدارندگی پایدار باشد.🎯 بازدارندگی؛ حلقه مفقودهمسئله این نیست که ایران توان مقاومت ندارد؛ مسئله این است که چرا دشمن هنوز میتواند امنیت آسمان، زیرساختها و حتی تمامیت ارضی کشور را تهدید کند؟ وقتی تهدید به اشغال جزایر ایرانی مطرح میشود و همزمان از توافق و مذاکره سخن گفته میشود، باید پرسید آیا هنوز به نقطهای رسیدهایم که هزینه تجاوز برای دشمن آنقدر بالا باشد که اساساً به فکر تکرار آن نیفتد؟⚠️ نباید ناامنی را عادی کنیمتصاویر جنگندهها در آسمان، انفجارها در شهرها و حمله به زیرساختها نباید به یک اتفاق عادی تبدیل شود. امنیت مردم، یک مطالبه فرعی نیست که بعد از مذاکره درباره تحریم و پولهای آزادشده به آن فکر کنیم. امنیت، پیششرط توسعه، ثبات، عدالت و حتی آزادی است و بدون آن هیچکدام از این اهداف پایدار نخواهد بود.🧭 بقا کافی نیستاینکه جمهوری اسلامی در برابر فشارهای چند دهه گذشته باقی مانده و در جنگ اخیر نیز فرو نپاشیده، مهم و قابل توجه است؛ اما هدف یک کشور نباید صرفاً زنده ماندن باشد. ایران باید برای آینده خود برنامه داشته باشد؛ برای اقتصاد، زیرساخت، ائتلافها، کریدورها، قدرت منطقهای و جایگاهش در نظم آینده جهان. صرفِ بقا، اگر با افزایش قدرت همراه نباشد، میتواند به فرسایش تدریجی قدرت منجر شود.♟ دشمن به «بقای حداقلی» ایران هم رضایت نمیدهدنمیتوان فرض کرد اگر ایران صرفاً چند سال دیگر دوام بیاورد، تهدیدها خودبهخود از بین خواهند رفت. طرف مقابل نیز در حال طراحی آینده است. از فشار بر توان موشکی و هستهای گرفته تا تهدید جزایر و تلاش برای ایجاد ظرفیتهای اطلاعاتی در اطراف مرزهای ایران، نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد مسئله فقط جنگ امروز نیست؛ مسئله، شکل دادن به توان ایران در سالهای آینده است.🛰 جنگ فقط در آسمان ایران رخ نمیدهدگزارشهایی درباره استقرار نیروها و تجهیزات اطلاعاتی اسرائیل در جمهوری آذربایجان، عراق و دیگر نقاط منطقه، نشان میدهد که جغرافیای امنیتی ایران بسیار فراتر از مرزهای رسمی کشور است. اگر دشمن بتواند از فاصلهای نزدیک به مرزهای ایران برای جمعآوری اطلاعات، عملیات پهپادی و پشتیبانی نظامی استفاده کند، مسئله فقط یک حمله نظامی نیست؛ بلکه یک شبکه گسترده برای کاهش عمق راهبردی ایران شکل گرفته است.⚛️ پرونده هستهای؛ مسئلهای فراتر از یک مذاکرهتجربه جنگ نشان داد که توانمندیهای راهبردی ایران مستقیماً با مسئله امنیت ملی گره خوردهاند. آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر بخش مهمی از توان خود را برای هدف قرار دادن زیرساختهای موشکی و هستهای ایران به کار گرفتند؛ بنابراین نمیتوان پرونده هستهای را صرفاً یک موضوع فنی یا دیپلماتیک دانست. این پرونده بخشی از معادله قدرت و بازدارندگی ایران است.🤝 ائتلافها بخشی از قدرت ملیاندایران برای تأمین امنیت خود فقط به توان داخلی متکی نیست. روابط با روسیه و چین و جلوگیری از شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران، بخشی از محاسبات امنیت ملی است. تجربه شورای امنیت نشان داده که همراهی یا مخالفت قدرتهای بزرگ میتواند در شدت گرفتن فشارهای بینالمللی علیه ایران نقش تعیینکننده داشته باشد.🚢 تنگه هرمز؛ یک اهرم راهبردیتنگه هرمز نیز صرفاً یک مسیر دریایی نیست؛ یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است. مسئله این است که هرگونه توافق درباره تنگه باید با نگاه به منافع بلندمدت کشور انجام شود، نه صرفاً برای عبور موقت از یک بحران. ایران باید مراقب باشد اهرمهای قدرت خود را پیش از آنکه در ازای امتیاز واقعی چیزی دریافت کند، از دست ندهد.📉 مذاکره باید نتیجه قدرت باشد، نه جایگزین آنمذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملی منجر شود که طرف مقابل بداند گزینههای دیگری نیز روی میز ایران وجود دارد. اگر مذاکره در شرایطی انجام شود که طرف مقابل همچنان تهدید نظامی میکند، درباره تمامیت ارضی ایران سخن میگوید و همزمان خواستار محدود کردن توان دفاعی و هستهای کشور است، باید با دقت بیشتری نسبت به هزینه و فایده توافق نگاه کرد.🔴 مسئله، مخالفت با مذاکره نیستهیچ عقل سیاسی نمیگوید یک کشور برای همیشه مذاکره نکند. مسئله این است که مذاکره نباید به معنای پذیرفتن این پیشفرض باشد که ایران فقط دو انتخاب «جنگ یا تسلیم» دارد. ایران باید گزینههای بیشتری برای خود ایجاد کند؛ گزینههایی که از قدرت اقتصادی، نظامی، فناوری، ژئوپلیتیک و ائتلافهای راهبردی کشور سرچشمه میگیرند.🧱 ایران باید از مرحله «بقا» عبور کنداگر تجربه جنگ اخیر یک درس اساسی داشته باشد، این است که قدرت بدون بازدارندگی کافی، هزینهساز است و مقاومت بدون ساختن آینده، کافی نیست. ایران باید از مرحله صرفاً حفظ موجودیت عبور کند و به سمت ساختن قدرتی برود که دشمن نهتنها نتواند کشور را شکست دهد، بلکه اساساً محاسبه حمله به ایران را غیرعقلانی ببیند.⚠️ جمعبندیجنگ اخیر را نه باید با خوشبینی سادهانگارانه پیروزی کامل دانست و نه با روایت شکست تحلیل کرد. واقعیت این است که ایران توانست بماند، مقاومت کند و پروژه فروپاشی را ناکام بگذارد؛ اما همزمان نقاط ضعف و آسیبپذیریهای جدی نیز آشکار شد.🎯 هدف آینده نباید فقط «بقا» باشد؛ باید «بازدارندگی، امنیت پایدار و افزایش قدرت ملی» باشد. مذاکره هم اگر قرار است انجام شود، باید در خدمت همین هدف باشد؛ یعنی ایران ابزارهای قدرت خود را حفظ کند، ائتلافهایش را تقویت کند و از موضعی وارد مذاکره شود که طرف مقابل بداند فشار و تهدید، راهی برای تحمیل خواستههایش نخواهد بود.
⚠️ ظریف و روایت «تنهایی ایران»🧭 یکی از محورهای اصلی مقاله ظریف، این ادعاست که ایران در جنگ با آمریکا تنهاست و حتی روسیه و چین همکاری خاصی در حوزه نظامی با ایران ندارند. این ادعا با واقعیت روابط راهبردی ایران با روسیه و چین و ظرفیتهایی که این روابط در اختیار کشور قرار داده، قابل جمع نیست.🤝 روسیه و چین و حمایت از ایرانروسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی، نظامی و امنیتی از ایران حمایت کرده است. در شورای امنیت نیز روسیه با وتوی قطعنامهها و رایزنی با کشورهای عربی برای کاهش سطح قطعنامهها مانع شکلگیری فشار بیشتر علیه ایران شده و چین نیز در این روند با هماهنگی روسیه عمل کرده است. بنابراین طرح این ادعا که ایران در برابر آمریکا تنهاست، نادیده گرفتن نقش این دو کشور در موازنه فعلی است.🛰 حمایت اطلاعاتی و ماهوارهای روسیهدر حوزه اطلاعاتی، برای رصد موقعیت پایگاهها، تحرکات نظامی و اطلاعات مکانی، نیاز به ماهوارههای دقیق وجود دارد. روسیه علاوه بر در اختیار داشتن این ظرفیت، ماهوارههای ایران را نیز به فضا پرتاب کرده است. این همکاری، یک ظرفیت مهم اطلاعاتی و فضایی برای ایران محسوب میشود.🛡 توافق راهبردی و بند دفاع متقابلدر روند توافق راهبردی ایران و روسیه، موضوع بند دفاع متقابل مطرح بوده است. کنار گذاشتن چنین ظرفیتی، در شرایطی که ایران با فشار و تهدید خارجی مواجه است، میتواند از ظرفیت بازدارندگی روابط دو کشور بکاهد. در حالی که روسیه بهرغم فشارهای آمریکا، حمایت خود از ایران را کاهش نداده است.🚨 مکانیسم ماشه؛ هشداری که نادیده گرفته شددر جریان مذاکرات برجام، لاوروف درباره مکانیسم ماشه به طرف ایرانی هشدار داده بود و آن را تهدیدی برای امنیت ملی ایران میدانست. با وجود این هشدارها، این سازوکار پذیرفته شد و امروز یکی از ابزارهای فشار علیه ایران محسوب میشود. این تجربه نشان میدهد که پذیرش تعهدات خطرناک در برابر وعدههای سیاسی، میتواند در آینده هزینههای سنگینی ایجاد کند.🛢 تنگه هرمز؛ اهرم قدرت ایرانتنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است و ظرفیتی معادل یک ابزار بازدارنده بزرگ در اختیار کشور قرار میدهد. تبدیل کردن بازگشایی تنگه به یک امتیاز قابل واگذاری، بدون دریافت امتیاز متقابل، به معنای کاهش ارزش یکی از مهمترین اهرمهای ایران است.📉 پیامهای سیاسی و قیمت نفتوقتی ترامپ از مذاکره و بازگشایی تنگه سخن میگوید و از داخل ایران نیز این پیام تأیید میشود که مذاکرات در جریان است، بازار به سمت کاهش تنش و کاهش قیمت نفت میرود. در نتیجه، بخشی از هزینهای که قرار است فشار بر آمریکا ایجاد کند، کاهش پیدا میکند و طرف مقابل فرصت بیشتری برای ادامه فشار و تجدید قوا پیدا میکند.🤝 میانجیگری عمان و پاکستاندر خصوص مذاکرات عمان و پاکستان نیز باید توجه داشت که این کشورها لزوماً میانجیهای بیطرفی نیستند. پاکستان با عربستان توافق دفاع متقابل دارد و عمان نیز روابط گستردهای با آمریکا دارد. بنابراین نباید صرف عنوان «میانجی» را به معنای بیطرفی و استقلال آنها از طرف مقابل دانست.♟ مسئله اصلی؛ حفظ ائتلافهاایران نباید با تضعیف روابط خود با روسیه و چین، زمینه ایجاد اجماع علیه ایران را فراهم کند. اگر روسیه و چین در کنار ایران باقی بمانند، امکان شکلگیری اجماع در شورای امنیت و صدور قطعنامههای شدید علیه ایران کاهش پیدا میکند. بنابراین روابط راهبردی با این دو کشور، بخشی از امنیت ملی ایران است.🌐 آمریکا، اسرائیل و محور غربینباید با تفکیک مصنوعی میان آمریکا، اسرائیل، بریتانیا، فرانسه و آلمان، نقش مستقیم آمریکا در فشار و تجاوز علیه ایران را نادیده گرفت. آمریکا صرفاً تحت تأثیر اسرائیل عمل نمیکند؛ بلکه خود آمریکا در کنار اسرائیل و کشورهای اروپایی در فشار علیه ایران نقش دارد. بنابراین سفیدشویی متجاوز و انداختن تمام مسئولیتها بر گردن اسرائیل، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد.🛡 «نه به جنگ» به معنای تسلیم نیستایران آغازگر جنگ نبوده و دفاع از کشور جنگطلبی نیست. در شرایطی که کشور مورد تجاوز قرار گرفته، حفظ توان موشکی، پهپادی و دفاعی و افزایش هزینه تجاوز، بخشی از بازدارندگی است. اگر این توان دفاعی و مقاومت وجود نداشت، فشار و تجاوز علیه ایران میتوانست بسیار گستردهتر شود.⚠️ جمعبندیمشکل اصلی این رویکرد، صرفاً مذاکره با آمریکا نیست؛ مسئله این است که پیش از مذاکره، اهرمهای قدرت ایران تضعیف نشوند. تنگه هرمز، توان دفاعی، روابط راهبردی با روسیه و چین، ظرفیتهای اطلاعاتی و فضایی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ابزارهای چانهزنی کشور هستند. این ظرفیتها باید حفظ شوند تا مذاکره از موضع قدرت انجام شود، نه اینکه ایران ابتدا ابزارهای خود را واگذار کند و سپس برای گرفتن امتیاز پای میز مذاکره بنشیند.