#امام_زمان_عج#وداع_با_محرم_و_صفر#غزلیاصاحب الزمان کم ما را قبول کن (امسال هم محرم ما را قبول کن)از تو نفس رسید و برایت نفس زدیماین ناله های پر غم ما را قبول کن آقا وظیفه است اگر گریه می کنیماین اشک های نم نم ما را قبول کن با اشک عیادت دل زخمی ات آمدیمآقا بیا و مرهم ما را قبول کن حتما قصور کرده ام آقا حلال کن عرض ارادت کم ما را قبول کن تا زنده ایم نوکر این خانواده ایم این عهد زیر پرچم ما را قبول کن ما قول می دهیم که ترک گنه کنیم این توبه ی مسلم ما را قبول کن هر دم حسین گفتم و هر بازدم حسن هم بازدم و هم دم ما را قبول کن دارد بساط ماه عزا جمع می شود این سفره ها به دست رضا جمع می شود امشب هوای ضامن آهو گرفته ام مهر قبول نوکری از او گرفته ام✍ رضا تاجیک✨کانال اخلاق الهی ✨💟 @akhlagh_elahi
چگونه اصحاب کهف ۳۰۰ بعلاوه ۹ سال خوابیدندسبحان الله سبحان الله سبحان الله توکلت علی اللهخیلی عالی👆 پیشنها دانلوددرمان با قران✨کانال اخلاق الهی ✨💟 @akhlagh_elahi
🌹 شهیده دکتر #مهسا_طاهری، دوشیزه متولد ۱۳۷۲ در اراک، از فرزندان مومن و فرهیخته ایرانی، ورودی ۱۳۹۲ شیمی محض دانشگاه اراک و دکترای نخبهٔ شیمی - فیزیک کوانتوم در دانشگاه تربیت مدرس بود. وقتی دکتری گرفت، وارد پروژههای موشکی شد.📌مسیری که زندگیش را به خطر میانداخت و علیرغم پیشنهادهای عالی از آمریکا، آلمان، نروژ و...، اقامت در وطن را ترجیح داد و با اینکه میدانست در لیست ترور هست، پای کار ایران ماند و در اسفند ۱۴۰۴ محل سکونتش بصورت هدفمند و دقیق مورد حمله رژیم منحوس صهیونی قرار گرفت و این بانوی مؤمنه و دانشمند به قافله شهدا پیوست و طوری پیکرش پیدا شد که فقط با آزمایش DNA قابل شناسایی بود! 🔗 یک قطعه فلز که این شهیده والامقام از خود برای خانواده و مردم ایران به یادگار گذاشته، در تصویر دیده میشود: «این قطعه از موشک، جهت تست لایهٔ رادارگریز و حرارتگیر است که اولین مادهٔ ساختهٔ شهیده #مهساطاهری است و از نمونه آمریکایی آن، کاملتر است»#شهیده_مهسا_طاهری ♡ شادی روح امامین انقلاب و شهدا صلوات ♡✨کانال اخلاق الهی ✨💟 @akhlagh_elahi
#داستانکدر دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمهای پر آب و خنک از دل کوه میجوشید و از آبادی بالاکوه میگذشت و به آبادی پایین کوه میرسید. این چشمه زمینهای هر دو آبادی را سیراب میکرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمینهای پایین کوه را صاحب شود. پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهیها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه میبندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو کوه هرگز به هم نمیرسند. من ارباب هستم و شما رعیت!»این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید.»کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پایین به بالا نمیرود، بعد هم یادت هست که گفتی کوه به کوه نمیرسد.تو درست گفتی: کوه به کوه نمیرسد، اما آدم به آدم میرسد.»✨کانال اخلاق الهی ✨💟 @akhlagh_elahi