☀️دم زدن در هوای امید کتابۀ(کتابتی) ز مسيحا بر اين کُهندِير استکه نااميد مباشيد، عاقبت، خير است!🍃…
انتشار: 2026/07/24 15:14 UTCدریافت: 2026/08/11 06:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 06:22 UTC
☀️دم زدن در هوای امید کتابۀ(کتابتی) ز مسيحا بر اين کُهندِير استکه نااميد مباشيد، عاقبت، خير است!🍃 گلستان سعدی(صفحه 2r مرقع Supplément persan 1958).پاريس.@abdolhamidziaei
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 5 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — دردِ جاودانِگی
مؤسسه فرهنگی ( مهرِ شمس رویان ) با افتخار برگزار میکند:کارگاهِ یک روزهآشنایی با آراء و اندیشه های عرفانیِ(اکهارت تله ) باحضور«دکتر عبدالحمید ضیایی»موسیقی : سید وصال حسینی زمان سه شنبه دهم شهریور ساعت ۱۵:۳۰ الی ۲۰ 🪕🎼🥪🥤☕️همراه با پذیرایی و موسیقی مکان : خیابان انقلاب ، خیابان موسوی ، خیابان دهخداشرقیروبروی ِ هتل اسکان پلاک ۴۶ واحد ۸ لطفا برای اطلاعات تکمیلی با شماره تماس 09368763431021-88831057021-88840332تماس بگیرید. ( ظرفیت این کارگاه محدود)@mehreshamsrooyan@abdolhamidziaeihttps://t.me/MehreShamsRooyann@seyedvesalhoseini
🌓 زیباییِ اندوهناکِ جهانچهقدر زیبا و دردآمیز است تصویری که کاهی کابلی (شاعر درگذشتهٔ ۹۸۸ هجری و مقیم آگرهی هند) در این دو بیت به ما نشان میدهد:نرگسِ شَهلا نبود هر بهار آنکه برویَد به لبِ جویبارچشمِ بُتان است که گَردون دون بر سر چوب آورَد از گل برون دیداری تازه با زیبایی، در مُلتَقای فروپاشی و فقدان!زیباییای که ظاهراٌ نشانهی شکفتن، اما در ژرفای تماشا، یادآورِ چیزی/چیزهاییست که دیگر نیست. بهار بازمیگردد، اما هرآنچه باید با بهار بازگردد، دیگر نیست... در بیت دوم، این اندوه، در تصویری شگفت و تکاندهنده، جسمانیت پیدا میکند؛ چشمِ بتان که نماد زیبایی، شور و زندگیست، به دستِ گردونِ دون از گل بیرون آورده میشود و بر سرِ چوب مینشیند. گویی روزگار، حتی زیباترین چیزها را نیز پراکنده و به نشانهای از زوال بدل میکند. مثلاٌ کار ویژهی چشم، دیدن و دیدهشدن است اما اینجا دیگر نمینگرد و صرفاٌ یادگارِ و یادآورِ اندوهی زیبا و کهنسال است.شاید به همین خاطر، زیباییِ این بیتها، دلانگیز و در عینحال، سوگوارانه است. گُل میشکفد، اما شکفتناش ما را به غیاب میرساند. بهار میآید، اما محبوب بازنمیگردد. چشم زیباست، اما سرنوشتش، مصلوبشدن بر فراز ساقهی گل نرگس است! و شاید تراژدی جهان، درست در قلب همین تضاد نهفته باشد که زندگی هنوز زیباست، گل هنوز میشکفد و بهار هنوز میآید اما در دلِ همین زیبایی، باید به تماشای غیاب و نیستی بنشینیم...#عبدالحمید_ضیایی#طریقت_تردید @abdolhamidziaei
ثبتنام دورهٔ سوم کارگاه مثنویخوانیبا تدریس دکتر عبدالحمید ضیایی🌿 خوانش دفتر دوم مثنوی معنویبا رویکرد تفکر انتقادی🗓 دوشنبهها، ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۲:۳۰📍 در ۸ جلسه💻 بهصورت آنلاین در Google Meet📅 شروع دوره: ۰۲ شهریور ۰۵🎥 تمام جلسات ضبط میشوند و فایلهای صوتی و تصویری در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهند گرفت.🌍 دوستان عزیز خارج از کشور میتوانند شهریهٔ کارگاه را از طریق PayPal یا شمارهٔ IBAN پرداخت کنند.📜 امکان دریافت مدرک از سوی بنیاد زبان و فرهنگ استکهلم پس از اتمام دوره فراهم است.برای دریافت اطلاعات ثبت نام با شناسهٔ تلگرام @Roodnevis_Support و یا دایرکت اینستاگرام در تماس باشید. #مثنوی_معنوی #رویکرد_انتقادی#دکتر_عبدالحمید_ضیایی #رودنویس #بنیاد_زبان_فرهنگ_استکهلم📳@thehistoryofbeyhaqi
🔻دمی با ویتگنشتاینمن اینک فلسفه میورزم چونان پیرزنی که پیوسته چیزی را گم میکند و باید دگرباره به جستوجوی آن برآید؛ گاهی عینک را، گاهی دسته کلید را...🔳ویتگنشتاین/درباب یقین، ۵۳۲§فلسفهI do philosophy now like an old woman who is always mislaying something and having to look for it again: now her spectacles, now her keys.🔳Wittgenstein/On Certinity, §532🍃 پ.ن: ویتگنشتاین این بند را در ۱۶ آوریل ۱۹۵۱ نوشته است، درست ۱۳ روز پیش از مرگش.@abdolhamidziaei
📌کلاس « گلشن راز »📚جلسه چهارم ترم سوم بحثی فلسفی درباره مؤلفهها و ارکان زیبایی🖋️مدرس: دکتر عبدالحمید ضیایی 🟢بیست و هفتم تیر ماه هزار و چهارصدو پنج 🌱مؤسسه مهر شمس رویان@abdolhamidziaei
🎼 موسیقی شبانه 🔹غزل بخوانیم گردبادی خستهام در خویش میپویَم هایهایِ گریهی گُلهای شببویم در مسافرخانهی دلگیرِ مهمانکُشتوشهای جز خوابِ خاکستر نمیجویمآدمی؛ سنگیست بر گور نیاکانش هِه! غبار مرگ را با اشک میشویم!بعد عین مؤمنانِ آرزواندیشبا غمی ناگفتنی آهسته میگویم: در بهاری دیگر آیاای فراموشی! باز هم بر شاخهی یاد تو میرویَم؟#عبدالحمید_ضیایی @abdolhamidziaei


