
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 6 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 6 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
هنگامی که به زخم های کهنهمیچسبید،مسیر زندگی را با کوله باری سنگین طی می کنید.
ما مسافران زمینیم، نه مالکان آن ما از جایی آمده ایم که واژه نداردجایی فراتر از زمان و مکانجایی که آگاهی ، ناب و به مرز استبه زمین آمده ایم ، نه برای تملکبلکه برای تجربه ی آگاهی در كالبد ماده برای چشیدن طعم خاک، باد ، اشک و لبخند برای آموختن عشقو در آغوش گرفتن رنج تا از دل آن روییدن را بیاموزیمما مالک هیچ چیز نیستیمنه خانه، نه همسر، نه فرزند نه زمینو نه آسمانهمه ی آنها صدفهایی اندکه آگاهی ما، تنها برای لحظه ای در آن لانه می گریند .تملک ، فریب ذهن است- اما تعلق، پیوند آگاهی هاستتعلقی از جنس مهر، وفاداری و حضورما در این سفرلباسی از بدن به تن داردم، ذهنی برای درککالبدی به نام روحوانرژی به نام جان، که ما را به خالق هستی متصل می کندبا این همه، نه تن هستیم، نه ذهن ، نه روح و نه جان بلکه آگاهی ایم که همه ی اینها را تجربه می کند نه آغازی در این جهان است، نه پایانیآمده ایم تا نور را، از دل تاریکی بازشنانیم و عشق رابیاموزیم- زمین خانه ما نیست - زمین، مهمان سرای آگاهست- وما مسافرانیم که از نور بی کران آمده ایمو روزی، دوباره به سوی همان نور باز خواهیم گشت
آنها از زن بيدار میترسنداز زنى كه مىخنددمىرقصدانتخاب میكند و اجازه نمیگیرد چون زن آگاه فقط زندكى نمیكندمرزهاى كهنه را مىشكند وجهان را از نو معنا مىكند. به نام زن🦢🌿Mobina
ای که مرا خـوانـده ای ،راه نـشـانـم بـدهدر شـب ظـلـمــانی ام، مـاه نــشـانـم بـدهیوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاهگـر کـه طـریـق ایـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـدهبر قـدمت همچـو خاک، گریه کنـم سوزناکگِل شد از آن گریه خاک، روح به جـانم بدهاز دل شـب می رسـد، نـور سـرا پـرده هادر سـحــراز مشرقت،صـوت اذانـم بــدهسر خـوشـی این جـهـان، لـذت یک آن بُـودآنچـه تو را خـوشـتـر است، راه بـه آنـم بـدهآدینه به کام☀️